آقای ح.ه. در تاریخ 23/3/91 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ع.ر. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم نموده که شعبه 277 دادگاه عمومی تهران تحت پرونده شماره 458/91 عهده دار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 4409 مورخ 5/4/71 دفتر ازدواج شماره 338 حوزه ثبتی تهران با صداقیه 114 عدد سکه بهار آزادی خوانده را به عقد دایمی و رسمی خود درآورده ام. با توجه به سوء معاشرت زوجه قـادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و تقاضای صدور حکم
طلاق دارم. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 26/4/91 با حضور خواهان تشکیل می گردد. خوانده حضور ندارد ولی لایحه ای ارسال نموده است. خواهان اظهار می دارد از روز اول ازدواج زوجه هر روز به بهانه های واهی زندگی را برایم سیاه نموده و با آبروریزی در صدد گرفتن
طلاق بوده است. ایشان بارها تقاضای
طلاق نمود ولی بخاطر بچه ها و این که زندگی ام را دوست داشتم حاضر به جدایی نبودم. زوجه حاضر به تمکین نیست و با پرداخت حقوق مالی وی تقاضای
طلاق دارم. زوجه نیز در لایحه اش توضیح داده که در تیرماه 90 دادخواست
طلاق داده ام و فعلا هیچ مخالفتی با
طلاق ندارم به شرط این که کلیه حقوق مالی مرا بپردازد. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود. زوجه در لایحـه ای به دادگاه اعلام نمـوده که زوج به موجب دادنامه شماره 573 مورخ 28/10/90 شعبه 1019 شورای حل اختلاف به پرداخت
نفقه فرزندان مشترک به اسامی س. و س. محکوم شده است ولی تاکنون نپرداخته است. ضمن این که به لحاظ نداشتن امنیت جانی از تاریخ 19/4/90 جدا از شوهرم زندگی می کنم و باید
نفقه ایام مذکور را بپردازد. تصویری از دادنامه شماره 955 مورخ 9/12/90 شعبه 209 دادگاه عمومی تهران مبنی بر محکومیت زوج به
استرداد جهیزیه ارایه می شود. زوجه قبلا
مهریه اش را مطالبه نموده و طی دادنامه شماره 2463 مورخ 20/12/90 شعبه 277 دادگاه خانواده تهران حکم به رد دعوی زوج مبنی بر تعدیل
تقسیط مهریه صادر شده است. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 19/6/91 با حضور زوجه تشکیل می گردد. خوانده اظهار می دارد شاغل در آموزش و پرورش می باشم. از تیرماه 71 با خواهان زندگی مشترک خود را شروع کرده و حاصل این ازدواج دو فرزند دختر 16 ساله و پسر 15 ساله می باشد. تمام امور منزل و نگهداری فرزندان را به تنهایی به عهده داشته ام. تمام حقوقی دریافتی خود را در منزل خرج کردم بنابراین خواستار دریافت اجرت المثل و
مهریه و
نفقه از تاریخ 19/4/90 و
جهیزیه ام می باشم. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و این که مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوج همچنان اصرار به
طلاق دارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 998 مورخ 20/6/91 مستندا به ماده 1133
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش صادر و اعلام می دارد زوج مکلف است هم زمان با ثبت
طلاق تمام مهـریه زوجه را مـطابق نرخ رشـد تـورم به زوجه بپردازد. در مورد
اجرت المثل ایام زوجیت با توجـه به ادعای زوج مبنی بر عدم تمکین زوجه وی را مستحق دریافت اجرت المثل یا نصف دارایی نمی داند. فرزندان مشترک از مدار
حضانت خارجند نوع
طلاق رجعی است. پس از ابلاغ این دادنامه به زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح می دهد که در طول زندگی مشترک تمام وظایف همسری را به جا آورده و فرزندانم را نگهداری و تربیت نموده ام. به علت سوء رفتار زوج و داشتن رابطه نامشروع مجبور شدم با فرزندانم از تاریخ 19/4/91 منزل مشترک را ترک نمایم و این حکم تمکین نباید به تمام دوران زندگی مشترک تسری یابد. زوج نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظرخواه پاسخ می دهد. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران تجدیدنظرخواهی زوجه نسبت به دادنامه شماره 998 مورخ 20/6/91 شعبه 277 دادگاه خانواده تهران را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره 1451 مورخ 7/8/91 رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. این دادنامه در تاریخ 6/9/91 به زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.