رای قضایی شماره 9209970223700017

رای قضایی شماره 9209970223700017

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970223700017


شماره دادنامه قطعی:
9209970223700017

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/01/18

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
ضمانت اجرای انتقال رسمی ملک موضوع مهریه به غیر

پیام رای:
چنانچه در سند نکاح تعهد به انتفال ملکی به زوجه به عنوان مهریه شده باشد تعهد لازم الاجراست و چنانچه بر خلاف شرط مذکور ملک رسما به دیگری منتقل شود این انتقال غیر قانونی بوده و لذا اسناد مالکیت بعدی به حکم دادگاه ابطال می شود.

رای دادگاه بدوی
[در] خصوص دعوی خانم ص.ف. با وکالت آقای ع.ح. به طرفیت وراث مرحوم ع.خ. به اسامی 1. س. و... با وکالت آقایان الف.الف. و م.پ. به خواسته صدور حکم بر؛ 1. اثبات مالکیت نسبت به سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی 3819/4678 بخش 7 تهران پلاک 273 واحد 5 2. ابطال معامله و ابطال اسناد قطعی 7179 مورخ 13/5/52 دفتر 358 تهران و 7931 مورخ 7/7/52 و 90344 مورخ 4/2/1337 دفتر 199 تهران 3. الزام به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی انتقال سه دانگ به انضمام خسارات دادرسی با این توضیح که مرحوم ع. خ. مورث خواندگان ردیف اول لغایت یازده برابر سند رسمی ازدواج شماره 566 مورخ 1/5/1350 دفتر رسمی ثبت ازدواج 34 کاشان ضمن العقد نکاح متعهد گردید که سه دانگ از شش دانگ پلاک ثبتی 3819 فرعی از 4678 اصلی واقع در بخش هفت تهران را در ازای مبلغ صد و پنجاه هزار ریال صداقیه به موکل انتقال قطعی نماید لکن مشارالیه سهمی موکل اینجانب را فضولتا به خواندگان بعدی انتقال قطعی داده است لذا به شرح خواسته تقاضای بر رسیدگی دارد. به شرح فوق ردیف هفتم از خواندگان آقای س.خ. به شرح لایحه تقدیمی و اظهارات وی در جلسه دادرسی در پاسخ به دعوی مطروحه ضمن رد ادعای خواهان اظهار می دارد در قبال مهریه خواهان به میزان دو جریب باغ و ملک واقع در.. . به مشارالیها واگذار و طبق ماده 294 قانون مدنی تهاتر انجام شده است و خواهان دیگر هیچ گونه حقی ندارد و در جهت اثبات امر فوق شهود داشته و تقاضای استماع اظهارات شهود را دارد. همچنین وکلای ردیف چهاردهم از خواندگان آقای ن.م. در دفاع از موکل خویش اجمالا اظهار می نمایند اولا: سند نکاحیه استنادی خواهان در خصوص صداق غیر منقول مطابق مقررات قانونی یعنی ماده 4 آیین نامه متحدالشکل شدن ثبت ازدواج و طلاق مصوب مرداد ماه 1311 تنظیم نگردیده و عبارات مندرج در سند نکاحیه دایر بر پرداخت مهریه از ملک غیر منقول اعتبار قانونی ندارد. ثانیا: مطابق ماده 684 قانون مدنی حق خواهان نسبت به ضامن حق دینی است و نامبرده نمی تواند عین معین را از بابت طلب خود از مرحوم ع.خ. و یا وراث آن مطالبه نماید. ثالثا: مطابق ماده 245 قانون مدنی خواهان عملا از اجرای شرط مذکور در این سند به دلیل 38 سال عدم اقدام به موقع در مطالبه حق ادعایی صرف نظر نموده است رابعا: مال مورد ادعا به طور کلی تخریب و تجدید بنا شده است و به عبارت دیگر در حکم مال تلف شده می باشد و از وحدت ملاک مواد 483 708 و 683 قانون مدنی به دلیل تلف مال منفسخ گردیده و مضمون له مطابق عمومات قانونی حق رجوع به مضمون عنه یا وراث قانونی وی را دارد لذا تقاضای رد دعوی خواهان را دارد به شرح فوق دادگاه از ملاحظه اوراق پرونده و مستندات ابرازی و اظهارات اصحاب دعوی و از توجه به مفاد سند نکاحیه متعلق به خواهان نظر به اینکه مرحوم ع.خ. به عنوان مورث خواندگان ردیف اول لغایت یازده و به عنوان مالک پلاک ثبتی موضوع دعوی در زمان تنظیم سند نکاحیه متعلق به خواهان به شرح منعکس در سند مزبور در ابتدا ضامن پرداخت مبلغ صد و پنجاه هزار ریال از صداقیه گردیده است سطر 8 رونوشت سند که توسط دفترخانه به دادگاه ارسال گردیده متعاقبا به شرح منعکس در سطر 11 سند ابرازی مذکور افتاده است که پدر زوج مدت دو ماه دیگر تمامی سه دانگ از شش دانگ خانه مورد پلاک موضوع دعوی را در ازای مبلغ صد و پنجاه هزار ریال صداقیه پرداخت کند به شرح فوق آخرین اراده مرحوم سید ع.خ. دلالت بر واگذاری مالکیت خویش به خواهان در قبال مبلغ مورد نظر می باشد بنابراین پس از انعقاد عقد نکاح مالکیت نامبرده خصوص پلاک ثبتی مورد ترافع به میزان توافق منتقل به زوجه (خواهان) گردیده و معاملات بعدی نسبت به ملک موضوع دعوی به میزان مذکور قانونی نبوده و نقل و انتقال مرحوم ع.خ. نیز به منتقل الیه دارای آثار قانونی نبوده و به صراحت مفاد ماده 36 قانون مدنی تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب ملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود به شرح پیش گفته و از توجه به پاسخ استعلام از اداره ثبت اسناد و املاک وارده به شماره 8810090231202226 مورخ 7/11/88 که دلالت بر مالکیت ردیف چهاردهم از خواندگان آقای ن.م. به پلاک ثبتی مورد ترافع می نماید. دادگاه دعوی خواهان را ثابت تشخیص و مستندا به مواد 10 36 219 و 220 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن ابطال معاملات و ابطال اسناد مالکیت خصوصی انتقال سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی 3819/4476 بخش 7 تهران به شرح منعکس در دادخواست تقدیمی مبادرت به صدور حکم بر محکومیت وراث مرحوم سید ع.خ. بر انتقال سند مالکیت به شرح پیش گفته در حق خواهان با احتساب مبلغ /000/994/7 ریال به عنوان خسارات دادرسی صادر و اعلام می نماید. رای صادره نسبت به خواندگان ردیف اول و دوم و پنجم و ششم و هشتم و نهم و دهم و دوازدهم و سیزدهم غیابی و نسبت به سایر خواندگان حضوری و بر این اساس در صورت اعتراض از ناحیه خواندگان غیابی ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی و بیست روز پس از آن قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان و نسبت به خواندگان حضوری صرفا ظرف مهلت بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی می باشد.
رییس شعبه 147 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ هادیان

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ن.م. با وکالت آقایان الف.الف. و م.پ. به طرفیت خانم ص.ف. با وکالت آقای ع.ح. نسبت به دادنامه شماره 163 مورخ 4/3/89 صادره از شعبه صد و چهل و هفت دادگاه عمومی تهران که بر اساس آن حکم بر ابطال معاملات و اسناد مالکیت سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی 3819/4476 بخش 7 تهران و حکم بر انتقال رسمی به نفع تجدیدنظرخوانده به شرح آن صادر گردیده است. دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده و اسناد و مدارک و اظهارات مضبوط در آن و اینکه سه دانگ مذکور به عنوان صداق تجدیدنظرخوانده بوده هر چند وفق ماده 4 آیین نامه متحدالشکل شدن ثبت ازدواج و طلاق مصوب 1311 باید مال غیر منقول که مهریه قرار می گیرد برابر مقررات ثبت اسناد و املاک کشور به ثبت می رسید که در پرونده امر نسبت به ملک مذکور چنین نشده است اما عدم تنظیم آن به شکلی که ماده مذکور بیان نموده به معنای عدم تنظیم انتقال بر مبنای سند رسمی است ولی به عنوان سند عادی قابلیت پذیرش را دارد چرا که حسب ماده 1289 قانون مدنی غیر از اسناد مذکور در ماده 1287 سایر اسناد عادی است و با توجه به ماده 1301 قانون اخیرالذکر امضایی که در روی نوشته یا سند می باشد بر ضرر امضا کننده دلیل است نظر به اینکه ایراد موجهی که موجب مخدوش شدن سند مذکور باشد به عمل نیامده است و لذا تجدیدنظرخواهی به نحوی نیست که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را فراهم نماید و با شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد مستندا به ماده 358 قانون مرقوم ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف تایید می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
دیو سالار ـ قربان وند

قاضی:
علیرضا هادیان , دیوسالار , قربان وند

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 294 - وقتی دو نفر در مقابل یکدیگر مدیون باشند بین دیون آن ها به یکدیگر به طریقی که در مواد ذیل مقرر است تهاتر حاصل می شود.

مشاهده ماده 294 قانون مدنی

ماده 684 - عقد ضمان عبارت است از این که شخصی مالی را که بر ذمه ی دیگری است به عهده بگیرد. متعهد را ضامن طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث رامضمون عنه یا مدیون اصلی می گویند.

مشاهده ماده 684 قانون مدنی

ماده 245 - اسقاط حق حاصل از شرط ممکن است به لفظ باشد یا به فعل یعنی عملی که دلالت بر اسقاط شرط نماید.

مشاهده ماده 245 قانون مدنی

ماده 483 - اگر در مدت اجاره عین مستاجره به واسطه ی حادثه کلا یا بعضا تلف شود اجاره از زمان تلف نسبت به مقدار تلف شده منفسخ می شود و در صورت تلف بعض آن مستاجر حق دارد اجاره را نسبت به بقیه فسخ کند یا فقط مطالبه ی تقلیل نسبی مال الاجاره نماید.

مشاهده ماده 483 قانون مدنی

ماده 708 - کسی که ضامن درک مبیع است در صورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیار از ضمان بری می شود.

مشاهده ماده 708 قانون مدنی

ماده 683 - هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد به جا آورد مثل این که مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ می شود.

مشاهده ماده 683 قانون مدنی

ماده 36 - تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود.

مشاهده ماده 36 قانون مدنی

ماده 10 - قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.

مشاهده ماده 10 قانون مدنی

ماده 219 - عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است مگر این که به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.

مشاهده ماده 219 قانون مدنی

ماده 220 - عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند.

مشاهده ماده 220 قانون مدنی

ماده 1289 - غیر از اسناد مذکوره در ماده 1287 سایر اسناد عادی است.

مشاهده ماده 1289 قانون مدنی

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM