خانم س.ف. ح.پ. باوکالت ر. ع. دادخواستی به طرفیت آقای ح.الف. ط. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ تخلف زوج از شروط ضمن عقد نکاح (بندهای 7 و 9 عقدنامه ) و وقوع زوجه در عسر و حرج تقدیم دادگاه های خانواده شهرستان رشت نموده است وکیل خواهان در شرح دادخواست توضیح داده که موکله در تاریخ 1383/11/06 به موجب سند ازدواج شماره.. . تنظیمی در دفتر ازدواج.. . رشت به عقد رسمی خوانده دعوی آقای ح.الف. ط. درآمده است و حاصل زندگی مشترک یک فرزند دختر به نام الف. متولد 1389می باشد نظر به اینکه زوج از شرایط مندرج در بندهای 7 و 9 که به توافق طرفین رسیده تخلف نموده و حسب دادنامه 859 – 1391/09/26 صادره از شعبه 104 جزایی رشت به اتهام ترک انفاق محکوم گردیده و همچنین به ادعای موکله خوانده دعوی اعتیاد به مواد مخدر داشته و به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر محکوم گردیده است از آنجایی که موارد فوق کلا مخالف با حیثیت خانوادگی و شیون موکله می باشد تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارد رسیدگی به شعبه نهم دادگاه خانواده محول گردیده است دادگاه زوجین را به مرکز مشاوره بهزیستی معرفی نموده و نظریه مرکز مداخلات مشاوره خانواده به منظور کاهش
طلاق پیوست پرونده گردیده و اولین جلسه دادگاه در تاریخ 1392/07/18 با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل گردیده و خوانده با وصف ابلاغ و انتظار کافی حاضر نشده وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است موکله اینجانب در عسروحرج به سر می برد زیرا زوج از بندهای سند نکاحیه تخلف نموده است زیرا ایشان در رابطه با ترک انفاق محکوم شده و همچنین بنا به اظهار موکل خوانده معتاد به مواد مخدر است و به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر نیز محکوم گردیده لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارد ضمنا تقاضای استعلام از تشخیص هویت و اداره زندان ها در باب سوءپیشینه وی مورد استدعاء می باشد مضافا اینکه دختر مشترک به نام الف. از زمان تولد 1389/04/29 با موکله زندگی نموده و موکله هزینه زندگی وی را تامین نموده است
جهیزیه موکله در دست خوانده است که مورد مطالبه می باشد و موکله در قبال
طلاق تعداد یکصد و یک عدد سکه بهار آزادی از
مهریه خود را به زوج بذل می نماید دادگاه موضوع را به داوری ارجاع زوجه داور خود را تعیین و به دادگاه معرفی نموده و در فرجه قانونی زوج داور خود را معرفی نکرده است دادگاه با تقاضای وکیل خواهان راسا برای خوانده داور تعیین نموده است دادگاه پس از اخذ نظریه داوران مبنی بر عدم سازش فیمابین زوجین وعدم انصراف زوجه از
طلاق از زندان عمومی رشت سوابق خوانده را استعلام نموده است که پاسخ واصله حاکی است که خوانده به اتهام نگهداری 30 سانتی گرم تریاک برایش قرار کفالت صادر گردیده و یک فقره محکومیت مالی مبلغ بیست و پنج هزار ریال جزای نقدی در همین رابطه داشته و یک فقره دیگر محکومیت مالی به مبلغ 47/000/000 ریال داشته که توسط شعبه اول دادگاه جزایی رشت صادر گردیده است در تحقیقات به عمل آمده توسط نیروی انتظامی مشخص گردیده که خوانده در امر اعتیاد اشتهار دارد و از نظر اخلاقی حسن از شهرت خوبی برخوردار نمی باشد دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 1240 – 1392/09/30 ضمن احراز علقه زوجیت در مورد خواسته خواهان خانم س.ف. ح.پ. به خواسته
طلاق با توجه به اینکه تلاش داوران در جهت سازش فیمابین زوجین موثر واقع نگردیده و دادنامه های محکومیت خوانده به جرم ترک انفاق و نیز پرداخت
نفقه گذشته و پاسخ استعلام از کلانتری حاکی از سوء شهرت خوانده به مواد مخدراست و مشارالیه با وصف ابلاغ در دادگاه حضور نیافته و دفاعی ننموده لذا به نظر می رسد دعوی عسروحرج خواهان ثابت است دادگاه به استناد مواد 1129 و 1130 و 1146
قانون مدنی و قاعده لاضرر و مواد 29 و 32 و 33 قانون حمایت خانواده خوانده را به مطلقه نمودن خواهان محکوم نموده و نوع
طلاق را از دو جهت باین است
حضانت فرزند مشترک با خواهان است و حق ملاقات برای خوانده محفوظ می باشد و رای را غیابی توصیف نموده است آقای ح.الف. ط. باوکالت آقای ش. ر. از رای صادره واخواهی نموده و ادعای خواهان را واهی و بی اساس دانسته است و منکر اعتیاد و سوابق کیفری موکل خود گردیده است و محکومیت کیفری ترک انفاق را از موارد
طلاق زوجه ندانسته و محکومیت به پرداخت
نفقه درصورتی که قابلیت اجرایی نداشته باشد و از طرفی این حکم غیابی بوده است مضافا زوجه بدون دلیل منزل مشترک را ترک کرده و مستحق دریافت
نفقه نیز نمی باشد و از طرفی تقاضای
طلاق از ناحیه زوجه عموما به استناد قاعده عسروحرج است درحالی که اثبات این قاعده درصورتی است که زوجه ثابت نماید که ادامه زندگی مشترک برای وی غیرقابل تحمل است لذا تقاضای نقض دادنامه را دارم دادگاه طی دادنامه 36- 1393/01/27 ضمن رد واخواهی دادنامه واخواسته را تایید نموده است آقای ح.الف. ط. باوکالت آقای ش. ر. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده است که رسیدگی به شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان محول گردیده است وکلای طرفین هر یک لایحه ای تقدیم و پیوست پرونده کرده است دادگاه خوانده را جهت تست اعتیاد به پزشکی قانونی معرفی نموده و گواهی شماره 6/ آذر /2573 مورخ 1393/06/27 حاکی است که در نمونه ادرار خوانده به روش tlc مرفین یافت گردیده است سپس با تشکیل جلسه رسیدگی با حضور تجدیدنظرخواه و تجدیدنظر خوانده و وکلای ایشان تجدیدنظرخواه (زوج ) اظهار داشته بنده اعتیاد ندارم حاضرم به غیر از رشت هرکجا مرا به پزشکی قانونی معرفی نمایید بروم
جهیزیه همسرم را داده ام آراء صادره در خصوص محکومیت پرداخت
نفقه قطعی نشده است حاضر نیستم زنم را
طلاق دهم بقیه دفاعیاتم را وکیلم انجام می دهد که وکیل وی اظهار داشته دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است آراء محکومیت
نفقه قطعی نشده فقط پرداخت به همسر قطعی شده و موکل آن را پرداخت کرده است و رای کیفری در مرحله واخواهی نقض شده و در مرحله تجدیدنظرخواهی است و به نظریه پزشکی قانونی نیز اعتراض دارم و تقاضا دارم که موکل را مجددا تحت آزمایش قرار دهند در نظریه پزشکی قانونی قید گردیده که در خون موکل مرفین مشاهده شده است و به صراحت در خصوص اعتیاد اظهارنظر نگردیده چه ممکن است در اثر مصرف برخی داروها در خون شخص مرفین مشاهده شود از طرفی اعتیاد در صورتی موجب تحقق شرط ضمن عقد خواهد شد که به زندگی لطمه و خلل وارد کند تجدیدنظر خوانده (زوجه ) اظهار داشته
جهیزیه را گرفته ام و از
مهریه یکصد و یک عدد سکه می بخشم و مابقی که چهارصد عدد سکه است را می خواهم و درمورد بقیه حقوق مالی خود هیچ ادعایی ندارم سپس وکیل زوجه اظهار داشته نظر به اینکه دادنامه موضوع پرونده و دلایل عنوان شده در خصوص محکومیت کیفری زوج در شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر به دو ماه حبس تعزیری محکوم شده است که کپی آن را تقدیم خواهد کرد و ایشان به اتهام نگهداری و حمل مواد مخدر نیز محکوم گردیده است تقاضای تایید رای صادره را دارم و درخصوص
مهریه موکل قبلا اقدام کرده که برابر رای قطعی حکم صادر شده است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 1047- 1393/08/28 باتوجه به اینکه تجدیدنظرخواه و وکیل وی اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض دادنامه را فراهم آورد ارایه نداده اند و چون در دادنامه بدوی تکلیف ملاقات پدر با فرزند مشترک به نام الف. مشخص نگردیده مقرر می دارد هرماه دو نوبت اول و وسط ماه به روز پنج شنبه از ساعت 15 الی 17 در محل کلانتری محل اقامت مادر طفل را ملاقات نماید بنابراین دادگاه ضمن تایید دادنامه صادره به شرح اصلاح به عمل آمده و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است که در این مرحله آقای ح.الف. ط. باوکالت آقای ش. ر. با عنوان نمودن م ط. مشابه آنچه که در قبل ابراز نموده فرجام خواهی کرده و نقض دادنامه صادره را خواستار شده است که پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (23) ارجاع گردیده است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: