اولا با توجه به این که قید «درجه شش» در عبارت «موجب حبس تعزیری» یا جزای نقدی درجه شش مندرج در ماده 21
قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 مفید این معناست که حبس و یا جزای نقدی درجه شش در این حکم بدل از یکدیگر بوده و یک مجازات تلقی می شود و به عبارت دیگر قابل جمع نیستند؛ لذا منظور از «هر دو مجازات» مندرج در ماده یادشده تعیین «جزای نقدی معادل نصف محکوم به» به همراه یکی از مجازات های حبس یا جزای نقدی درجه 6 است. ثانیا الف ب و ج- با عنایت به این که معامله (انتقال) مال به دیگری با انگیزه فرار از ادای دین صحیح است لذا استیفای محکوم به از عین مال مورد انتقال تنها در صورتی ممکن است که منتقل الیه مال را به دیگری (ثالث) منتقل نکرده باشد که در این صورت مال مورد انتقال به عنوان جریمه مدنی منتقل الیه که با علم به موضوع اقدام کرده است برابر مقررات
قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 به مزایده گذاشته می شود و محکوم به و هزینه های اجرایی از محل فروش مال وصول و مازاد بر آن به منتقل الیه مسترد می شود. در این صورت پس از فروش مال از طریق مزایده و تنفیذ صحت جریان مزایده دادرس اجرای احکام مدنی وفق ماده 143
قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 دستور انتقال سند به نام برنده مزایده را صادر می کند ولذا در این حالت نیازی به ابطال سند انتقالی به منتقل الیه نیست اما اگر منتقل الیه مال را به دیگری (ثالث) منتقل کرده باشد امکان استیفای محکوم به از عین مال مورد انتقال به ثالث منتفی است که در این صورت محکوم به از دیگر اموال منتقل الیه برابر مقررات
قانون اجرای احکام مدنی استیفا می شود. لذا در این حالت امکان ابطال
سند رسمی انتقال وجود ندارد و اسناد رسمی تنظیمی به نام منتقل الیه و ثالث در هر حال معتبر و پابرجاست. د- حسب قسمت اخیر ماده یک
قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 در صورتی که رد عین ممکن نباشد و مثل یا قیمت آن باید مسترد شود رعایت مستثنیات دین الزامی است و صرفا محکوم به ای که عین معین باشد از شمول مستثنیات دین خارج است. بنابراین در صورت استیفای محکوم به از اموال انتقال گیرنده با سوء نیت موضوع قسمت اخیر ماده 21 این قانون و با عنایت به ماده 523
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 رعایت مستثنیات دین ضروری است و از آن جا که در فرض سوال به موجب قانون تصریحی به عدم لزوم رعایت مستثنیات دین نشده است رعایت مستثنیات دین نیز الزامی است. ثالثا با توجه به عنوان قانون نحوه اجرای محکومیت¬های مالی مصوب 1394 و صراحت ماده 22 آن قانون مذکور ناظر به اجرای محکومیت¬های مالی است؛ هم¬چنین با عنایت به این¬که در ماده 21 این قانون جزای نقدی معادل نصف محکوم¬به به عنوان یکی از مجازات های مقرر در این ماده پیش¬بینی شده است و در ذیل آن نیز جریمه مدنی انتقال¬گیرنده به منظور استیفای محکوم¬به تعیین شده است و با توجه به
رای وحدت رویه شماره 774 مورخ 20/1/1398
هیات عمومی دیوان عالی کشور اعمال این ماده در مورد دینی که راجع به آن رای مبنی بر محکومیت صادر نشده است اعم از دیون موضوع اسناد لازم-الاجرا و غیر آن امکان¬پذیر نیست و اصولا با توجه به این¬که این ماده در مقام جرم¬انگاری است نمی-توان کسی را که مدیونیت وی به موجب رای مرجع ذی¬صلاح مسجل نشده است به اتهام انتقال مال به انگیزه فرار از ادای دین تحت تعقیب قرار داد؛ زیرا چه بسا این فرد اصولا خود را مدیون نداند و در مدیون بودن وی اختلاف باشد. به هرحال اصل لزوم تفسیر مضیق نصوص جزایی نیز موید این نظر است؛ ضمنا واژه مدیون و (نه محکوم¬علیه) در صدر ماده 21 مذکور با عنایت به ماده 27 این قانون قابل توجیه است./