ماده 317 قانون امور حسبی

ماده 317 ق.ا.ح

ماده 317 قانون حسبی

ماده 317 امور حسبی

ماده 317 ق ا ح

متن کامل ماده 317 قانون امور حسبی. ماده 317 ق.ا.ح ماده 317 قانون حسبی ماده 317 امور حسبی ماده 317 ق ا ح

ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی

ماده ۳۱۷ ق.ا.ح

ماده ۳۱۷ قانون حسبی

ماده ۳۱۷ امور حسبی

ماده ۳۱۷ ق ا ح

متن کامل ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی. ماده ۳۱۷ ق.ا.ح ماده ۳۱۷ قانون حسبی ماده ۳۱۷ امور حسبی ماده ۳۱۷ ق ا ح

ماده 317 قانون امور حسبی

ماده 317- در صورتی که مالی اعم از منقول یا غیرمنقول قابل تقسیم و تعدیل نباشد ممکن است فروخته شده بهای آن تقسیم شود.

ماده 317 قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02

ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی

ممشاهده ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02

قانون امور حسبی / ماده 317

ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی

پایگاه جامع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲

متن ماده 317
قانون امور حسبی

مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲
  • ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی

    متن کامل 317 ماده

    مصوب ۱۳۱۹/۰۴/۰۲
متن ماده ۳۱۷

ماده 317- در صورتی که مالی اعم از منقول یا غیرمنقول قابل تقسیم و تعدیل نباشد ممکن است فروخته شده بهای آن تقسیم شود.

ماده 316- تقسیم طوری به عمل می آید که برای هر یک از ورثه از هر نوع اموال حصه ای معین شود و اگر بعضی از اموال بدون زیان قابل قسمت نباشد ممکن است آن را در سهم بعضی از ورثه قرارداد و برابر بهای آن از سایر اموال در سهم دیگران منظور نمود و اگر تعدیل محتاج به ضمیمه پول به اموال باشد به ضمیمه آن تعدیل می شود.

نمایش ماده

ماده 318- در صورتی که بعضی از ورثه مدیون متوفی باشند ممکن است دین را در سهم خود آن ها قرار داد.

نمایش ماده
1
نظریه مشورتی شماره 1400-3/1-348 ح - مورخ 1400/09/27
1- آیا در حکم به فروش ماترک بر اساس ماده 317 قانون امور حسبی مصوب 1319 نیم عشر اجرایی اخذ خواهد شد می شود؟ 2- آیا در حکم به فروش مال مشاعی (نه دستور فروش) غیر از ماترک نیم عشر اجرایی اخذ خواهد شد می شود؟ 3- در صورت مثبت بودن پاسخ سوال های یک و دو نیم عشر بر اساس دعوای مالی اخذ می شود یا غیر مالی؟
2
نظریه مشورتی شماره 1400-3/1-247 ح - مورخ 1400/05/13
در پرونده هایی که با موضوع حکم فروش و دستور فروش پس از قطعیت به واحد اجرای احکام مدنی ارجاع می شود آیا نیم عشر اجرایی باید اخذ گردد؟
3
نظریه مشورتی شماره 932-1/7-95 - مورخ 1395/06/29
در دعوی تقسیم ترکه از سوی ورثه که در محکمه حقوقی مطابق مقررات مطرح می شود آیا 1-چنانچه برخی از اموال غیرمنقول فاقد سند رسمی باشد و دارای اسناد عادی قدیمی باشد دادگاه می¬تواند آنها را تقسیم کند یا خیر؟ 2-چنانچه اموال فاقد سند رسمی است ولی با توجه اختلاف؟ منجر به رای قطعی محکمه شده ولی رای اجرا نشده باشد دادگاه امکان تقسیم دارد یا خیر؟ 3-چنانچه برخی از اموال مشکوک باشد و امکان تقسیم آن نباشد مثل عادی بودن سند و فقط یک پلاک غیرقابل تقسیم باقی بماند آیا با توجه به اینکه مدل تقسیم فروش و تقسیم بهای آن متفاوت است و برخی از ورثه موافق تقسیم جزئی پلاک نیستند و تقاضای رسیدگی واحد به همه اموال دارند دعوا قابل استماع هست یا خیر؟ توضیح اینکه ورثه مخالف مدعی هستند که در صورت تجمیع اموال و تقسیم حق عینی و به اموال مشاعی پیدا می¬کند ولی با فروش پلاک تقسیم بها بین وراث می¬شود مال ازمالکیت ورثه خارج می¬شود. 4-چنانچه درخواست تقسیم ترکه باشد ولی به هر حال کارشناس امکان تقسیم آن را منتفی بداند آیا دادگاه می¬تواند دستور فروش را در رای مقرر کند به عنوان آخرین شیوه ممکن برای تقسیم و یا اینکه ممکن نیست و درخواست فروش نیاز به درخواست مستقل دارد؟ 5-آیا دعوی تقسیم ترکه پس از تقسیم اموال غیرمنقول بین ورثه تحویل ترکه هم لازم است و دادگاه باید اموال تقسیم شده را به آنها تحویل دهد و سند صادر شود و یا اینکه صرفا سند مشاعی برای قطعات تقسیم شده برای ورثه صادر می¬شود.
4
نظریه مشورتی شماره 99-7/1-223ح - مورخ 1399/04/11
در دعاوی مانند تقسیم ترکه و دستور فروش ملک مشاع به لحاظ غیر قابل تقسیم بودن چنانچه خواهان و یا محکوم له بعد از قطعیت حکم درخواست صدور اجراییه ننماید آیا خواندگان یا احدی از آنها به لحاظ ذی نفع بودن در موضوع حق درخواست صدور اجراییه و یا تعقیب عملیات اجرایی و یا درخواست مزایده و امثال آن را دارند یا خیر؟ خواهشمند است دستور فرمایید با طرح موضوع در کمیسیون های تخصصی مربوطه نظریه آن کمیسیون جهت ارشاد و بهره برداری به این حوزه قضایی اعلام و ارسال گردد.
5
نظریه مشورتی شماره 98-11-1913 ح - مورخ 1399/02/17
احتراما همان گونه که مستحضر هستید وفق ماده 83 قانون امور حسبی و ماده 1241 قانون مدنی به شرط رعایت مصلحت دادستان اختیار صدور اذن فروش اموال غیر منقول محجور را دارد. در صورتی که شش دانگ مال غیر منقول به نام محجور باشد در خصوص صلاحیت دادستان جهت صدور مجوز فروش تردیدی وجود ندارد؛ لکن در فرض مشاع بودن مال غیرمنقول در دادسراهای سراسر کشور رویه های متعددی در خصوص حدود صلاحیت دادستان جهت فروش سهام مشاع محجور اعمال می شود خواهشمند است با توجه به سه دیدگاه موجود در این خصوص که ذیلا بیان می شود نظر آن مرجع محترم را اعلام فرمایید که آیا دادستان مجاز به صدور دستور فروش سهم مشاع محجور از اموال غیرمنقول است؟ 1- برخی با استناد به مواد 313 و 326 قانون امور حسبی که اشعار می دارد اگر ما بین مالکین محجور یا غایب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آن ها در دادگاه به عمل می آید معتقد به ممنوعیت فروش سهم مشاع محجور از اموال غیرمنقول هستند. این گروه معتقدند وفق ماده 317 قانون امور حسبی فروش خود از مراتب تقسیم است؛ اگرچه تقسیم غیرمستقیم و چنانچه دادستان نسبت به فروش سهم محجور اقدام کند عملا مال مشاع را تقسیم نموده و به امری ورود کرده که وفق ماده 313 قانون مدنی مالکیت ورثه نسبت به ترکه پس از ادای دیون و حقوقی که به ترکه تعلق گرفته مستقر می شود و پیش از آن مالکیت مستقری وجود ندارد که بتوان نسبت به آن مجوز فروش صادر کرد. با این تفسیر محل اجرای ماده 83 قانون امور حسبی و ماده 1241 قانون مدنی صرفا اموال مفروز محجور است. 2- برخی با استناد به اطلاق مواد 83 قانون امور حسبی و 1241 قانون مدنی و همچنین ماده 583 قانون مدنی معتقدند فروش موضوع ماده اخیر متفاوت از تقسیم موضوع ماده 313 و یا فروش موضوع ماده 317 قانون امور حسبی است؛ با این تفسیر که وفق ماده 583 قانون مدنی هر یک از شرکاء می توانند بدون رضایت شرکاء دیگر سهم خود را به شخص ثالث منتقل کنند. این ماده ذیل احکام شرکت بیان شده و با آنچه در مواد 589 به بعد قانون مدنی در مبحث تقسیم اموال و یا ماده 313 قانون امور حسبی در خصوص تقسیم آمده است تفاوت مبنایی دارد. به عبارت دیگر در فرض اجرای ماده 583 قانون مدنی صرفا سهم یکی از شرکاء به ثالث منتقل می شود بدون آن که وضعیت اشاعه آسیبی ببیند؛ در حالی که در نتیجه تقسیم وفق ماده 313 و دیگر مواد مربوطه وضعیت اشاعه منتفی خواهد شد. نتیجه این دیدگاه آن است که در همه موارد اعم از آن که منشا اشاعه اختیاری باشد و یا قهری دادستان جهت صدور اذن فروش سهم مشاع محجور صلاحیت خواهد داشت. 3- گروه سوم معتقدند اختیار قیم برای فروش و اختیار دادستان جهت صدور اذن یا اجازه انتقال را باید به نحوی تفسیر کرد که اجرای ماده 313 قانون امور حسبی نیز متصور باشد. در این راستا در صورتی که میزان اموال مشاع به نحوی محدود است که امکان افراز و تعدیل متصور نیست استناد به ماده 583 قانون مدنی جهت فروش بلامانع است؛ مانند فرضی که اموال مشاع منحصر به یک آپارتمان یا امثال این موارد است چرا که در فرض اجرای ماده 583 قانون مدنی صرفا سهم یکی از شرکا به ثالث منتقل می شود؛ بدون آن که وضعیت اشاعه آسیبی ببیند. علاوه بر این که در این صورت به حقوق دیگر شرکا نیز خللی وارد نمی شود. در فرضی که وضعیت اشاعه به نحوی است که امکان افراز و تعدیل متصور است نباید از ماده 583 قانون مدنی استفاده کرد. استناد به این ماده در فرض تعدد اموال حتی اگر افراز و تعدیل غیر ممکن باشد موجب می شود که اگر سهم محجور از هر کدام از مصادیق اموال مشاع به اشخاص ثالثی منتقل شود نه تنها ماده 313 و دیگر موارد راجع به تقسیم عملا بی خاصیت شود بلکه باعث می شود دیگر شرکا در فرض عدم تراضی با خریداران سهم محجور ناچار به اخذ احکام تقسیم یا دستورات فروش متعدد باشند؛ حال آن که در فرض شراکت با محجور اخذ یک حکم تقسیم کفایت می کرد.
6
نظریه مشورتی شماره 97-127-2075 - مورخ 1398/03/19
7
نظریه مشورتی شماره 97-11-535 - مورخ 1397/03/22
با توجه به اینکه تقسیم اموال اعم از تقسیم به افراز یا به تعدیل و یا به رد و یا در صورت امکان فروش مال و تقسیم وجه حاصل از فروش می باشد در تقسیم مال موروثی یا تقسیم مال مشترک که احدی از ورثه یا شریک درخواست تقسیم نماید و دادگاه حکم به تقسیم یا فروش مال موروثی یا مشترک صادر نماید و محکوم له درخواست اجرای حکم ننماید آیا احدی از محکوم علیهم یا محکوم علیهما حق درخواست اجرای حکم را دارد یا باید جهت تقسیم مجددا دادخواست تقسیم مال را به دادگاه تسلیم نماید؟
8
نظریه مشورتی شماره 96-3/1-340 - مورخ 1396/08/27
9
نظریه مشورتی شماره 69-3/1-043 - مورخ 1396/08/27
شخص الف فوت نموده و از وی 8 نفر فرزند پسر و4 نفر فرزند دختر باقی مانده است که مورث دارای 120 قطعه ملک به صورت مفروزالرعیه با سند ملک رسمی مشاعی نسق زراعی می¬باشد که یکی از دختران به نام ب به طرفیت سایر وراث طرح دعوی تقسیم ماترک و در صورت عدم قابلیت تقسیم حکم به فروش آن را تقاضا نموده که حکم به تقسیم ماترک از طریق فروش اراضی مذکور صادر گردیده و پرونده با صدور اجرائیه به اجرای احکام ارسال شده است حال: محکوم¬له خانم ب اقدام به معرفی دو قطعه از املاک مفروزالرعیه مورث را با ارزیابی کارشناسی که ارزش آن دو ملک تکافوی سهم الارث محکوم¬له را می¬نماید به واحد اجرای احکام نموده است و اجرای احکام نیز با ارزیابی کارشناسی و از طریق مزایده اقدام به فروش دو قطعه زمین موصوف نموده که به علت نبودن خریدار محکوم¬له به میزان سهم الارث خود اقدام به خرید دو قطعه زمین موصوف به قیمت پایه کارشناسی نموده است و با اخذ مابه التفاوت ارزش دو قطعه زمین موصوف از محکوم¬له و واریز آن به حساب سپرده دادگستری و اخذ نیم عشر دولتی از محکوم¬علیهم پرونده اجرایی خاتمه یافته است س: الف-آیا در جهت اجرای حکم تقسیم ماترک از طریق فروش ماترک باید اجرای احکام تمامی120 قطعه ملک موصوف را به فروش رساند واز حاصل فروش آن سهم محکوم له را پرداخت نماید و مابقی را به حساب سپرده دادگستری واریز نموده و سپس به نسبت سهم محکوم علیهم به آنان استرداد نماید؟ ب-آیا در جهت اجرای حکم تقسیم ماترک از طریق فروش ماترک اجرای احکام می تواند نسبت به فروش قسمتی از ماترک که تکافوی سهم محکوم له را می نماید اقدام نماید و سپس از حاصل فروش سهم محکوم له را پرداخت و چنانچه مازادی داشته باشد به حساب سپرده دادگستری واریز گرده و سپس به نسبت سهم محکوم علیهم به آنان استرداد نماید؟ ج-اقدام اجرای احکام وفق توضیحات فوق صحیح می باشد یا خیر.
10
نظریه مشورتی شماره 95-7/1-932 - مورخ 1395/06/29
11
نظریه مشورتی شماره 715-87-95 - مورخ 1395/05/16
درخواست فروش مال مشاع شده یکی از خواندگان در دفاع اظهار می¬دارد در خصوص تقسیم توافق کرده¬ایم در این فرض آیا دادگاه باید به اینکه توافق کرده¬اند یا نه و تقسیم توافقی معتبر است یا خیرتوجه نماید یا اینکه فقط در خصوص درخواست فروش مال مشاع اظهارنظر نماید.
12
نظریه مشورتی شماره 59-11-622 - مورخ 1395/02/29
ماده 317 قانون امور حسبی

ماده 317 ق.ا.ح

ماده 317 ق.ا.ح

ماده 317 قانون حسبی

ماده 317 قانون حسبی

ماده 317 امور حسبی

ماده 317 امور حسبی

ماده 317 ق ا ح

ماده 317 ق ا ح

ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی

ماده ۳۱۷ ق.ا.ح

ماده ۳۱۷ قانون حسبی

ماده ۳۱۷ امور حسبی

ماده ۳۱۷ ق ا ح

متن کامل ماده ۳۱۷ قانون امور حسبی. ماده ۳۱۷ ق.ا.ح ماده ۳۱۷ قانون حسبی ماده ۳۱۷ امور حسبی ماده ۳۱۷ ق ا ح

ماده 317 قانون امور حسبی

ماده 317 ق.ا.ح

ماده 317 قانون حسبی

ماده 317 امور حسبی

ماده 317 ق ا ح

متن کامل ماده 317 قانون امور حسبی. ماده 317 ق.ا.ح ماده 317 قانون حسبی ماده 317 امور حسبی ماده 317 ق ا ح

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM