رای قضایی شماره 9309970906100677

رای قضایی شماره 9309970906100677

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906100677


شماره دادنامه قطعی:
9309970906100677

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/12

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تاثیر ابلاغ واقعی اوراق فرعی بر حضوری شدن رای

پیام رای:
در دعوای طلاق ابلاغ واقعی اخطار تعیین داور به خوانده جانشین ابلاغ وقت رسیدگی به وی نبوده و در نتیجه موجب حضوری شدن رای نمی گردد. بنابراین دیوان عالی کشور به جهت عدم اعمال حق واخواهی محکوم علیه غایب رای را نقض و به شعبه هم عرض ارسال می دارد.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم م.ب. دادخواستی به طرفیت آقای ر.س. به خواسته تقاضای صدور حکم طلاق به دادگاه عمومی شهرستان رودبار تقدیم و تصاویر مصدق سند ازدواج و سند سجلی را ضمیمه دادخواست نموده است و در خصوص خواسته خود به اختصار اظهار داشته: «به علت عدم تفاهم اخلاقی و عدم امکان زندگی مشترک تقاضای صدور حکم به نحو خواسته را دارد. در تاریخ 1391/6/25 به عقد دایم خوانده درآمده ام و هنوز زندگی مشترک را آغاز ننموده ایم.» پرونده جهت اصلاح ذات البین بدوا به شعبه دوم شورای حل اختلاف منجیل ارجاع شده و حسب الظاهر نتیجه ای حاصل نشده است. متعاقبا پرونده جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی رودبار ارجاع و وقت رسیدگی تعیین شده است. مطابق گواهی مامور اوراق اخطاریه خوانده به پدرش ابلاغ شده است. خواهان با تقدیم لایحه ای اعلام نموده که شوهرش به مواد روان گردان شیشه اعتیاد داشته و سابقه سرقت دارد و الآن نیز به جرم سرقت مجدد در زندان قزلحصار است و موجب عسر و حرج وی شده است.
وقت رسیدگی اول به جهت مرخصی ریاست دادگاه و وقت رسیدگی دوم هم به علت معلوم نبودن امر ابلاغ به خوانده تجدید شده است. در وقت رسیدگی سوم خواهان حضور داشته و خوانده حاضر نشده است و حسب گواهی مامور ابلاغ اوراق اخطاریه خوانده به برادرش ابلاغ شده است. (ص 36) خواهان تصاویری از سابقه بازداشت خوانده به علت عدم رعایت شیون نظامی گواهی بازرسی و ایمنی فرماندهی و پشتیبانی هوایی (یگان خدمتی خوانده) مبنی بر مثبت بودن نتیجه آزمایش اعتیاد به شیشه خوانده تعهد مکتوب مورخ 1392/6/10 خوانده در شورای حل اختلاف شماره 2.. . دایر بر ترک اعتیاد و ترک سوء رفتار و معاشرت با همسرش را ارایه نموده و در توضیح مجدد خواسته اظهار داشته: «یک سال و نیم است که عقد کرده ام. به دلیل مصرف مواد روان گردان و سوء اخلاق و اتهام سرقت خواستار جدایی از همسرم می باشم باکره و حامله نمی باشم و هنوز جهیزیه را به منزل همسرم نبرده ام. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است و سوابق کیفری خوانده استعلام شده است و خواهان جهت بررسی وضعیت بارداری به پزشکی قانونی معرفی شده است. پزشکی قانونی در نامه مورخ 1393/2/8 نتیجه آزمایش بارداری را منفی اعلام کرده است. پلیس آگاهی به شرح نامه مورخ 1393/2/10 هفت مورد سوابق بازداشتی خوانده را که پنج مورد آن مرتبط با اتهام سرقت و دو مورد فرار از خدمت می باشد را اعلام کرده است. داور معرفی شده زوجه منفردا نظریه خود را در مورد عدم امکان سازش فیمابین طرفین اعلام نموده است. به قرار صورت جلسه مورخ 1393/2/17 خوانده از معرفی داور استنکاف کرده و دادگاه راسا مبادرت به تعیین داور نموده است و داور اخیر نیز نظریه مکتوب خود را در مورد عدم امکان سازش اعلام نموده است. النهایه دادگاه به شرح دادنامه شماره 100170 مورخ 1393/3/4 و با اعلام اینکه بوجود آمدن چنین وضعیتی دوام زوجیت و ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه نموده و با احراز عسر و حرج و با قید شرایط مندرج در نظریه داوران و من جمله اینکه خواهان راجع به مهریه قبلا طرح دعوی نموده است و خوانده علیرغم دو مرحله ابلاغ واقعی اخطار در دادگاه حاضر نشده و داور هم معرفی نکرده است خواسته خواهان را وارد تشخیص داده و به قاعده لاضرر و استناد به مواد 4 27 28 29 31 32 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و دیگر قوانین مرتبط حکم بر الزام و اجبار زوج به طلاق زوجه به نوع باین صادر و رای را حضوری اعلام کرده است. محکوم علیه با ارسال لایحه ای از زندان رودبار نسبت به رای صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر نموده است و شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به شرح دادنامه شماره 900557 مورخ 1393/5/15 دادنامه معترض عنه را بدون اشکال دانسته و با اعلام اینکه وضعیت زوج برای زوجه غیرقابل تحمل و از مصادیق عسر و حرج است با رد اعتراض دادنامه بدوی را تایید کرده است. متعاقبا محکوم علیه در مواعد قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به محکومیت مذکور تقاضای فرجام نموده است و در دادخواست تقدیمی در مورد دلایل فرجام خواهی صرفا اعلام نموده: «بنا به دلایلی گرفتار زندان شده بودم و اینک تقاضای نقض دادنامه را دارم.» حسب الظاهر پاسخی از فرجام خوانده واصل نشده است. با ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع به این شعبه هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل جلسه داده و پس از قرایت گزارش آقای موحدی عضو ممیز مشاوره نموده و چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
در وصف فعلی پرونده منصرف از اینکه زوجه و داوران پرونده در مراحل مختلف رسیدگی اظهار داشته اند که زوجه زندگی مشترک خود را با زوج آغاز نکرده و صرفا عقد نکاح فی مابین آن ها واقع شده است. بنابراین تنها از عبارت «باکره و حامله نمی باشم» مندرج در صورت جلسه مورخ 1393/2/6 دادگاه و به قرینه فعل محذوف لزوما نمی توان مدخوله بودن زوجه و استحقاق او را برای دریافت کل مهریه استنتاج نمود. نظر به اینکه اساسا و به شرح مندرج در صفحه 36 پرونده محاکماتی وقت تنها جلسه رسیدگی مورخ 1393/2/6 دادگاه به نحو واقعی به شخص مخاطب (زوج) ابلاغ نشده است و مشارالیه نیز در جلسه دادگاه حاضر نبوده و لایحه ای ارسال نکرده است دادنامه شماره 100170 مورخ 1393/3/4 شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان رودبار غیابی محسوب می شود و ابلاغ واقعی اخطار معرفی داور را نمی توان به منزله و جانشین ابلاغ وقت رسیدگی و در نتیجه حضوری بودن رای تلقی نمود. فلذا نظر به آنکه ورود دادگاه تجدیدنظر و صدور دادنامه فرجام خواسته بدون اعمال حق واخواهی محکوم علیه غایب موجه نبوده و موجب تضییع حق فرجام خواه از رسیدگی واخواهی می گردد. توجها به بند 3 ماده 371 و بند ج از ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می شود.
مستشار و عضو معاون شعبه اول دیوان عالی کشور
موحدی - اکبری

قاضی:
حمیدرضاموحدی , اکبری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 4ـ رسیدگی به امور و دعاوی زیر در صلاحیت دادگاه خانواده است: 1ـ نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن 2ـ نکاح دائم موقت و اذن در نکاح 3ـ شروط ضمن عقد نکاح 4ـ ازدواج مجدد 5 ـ جهیزیه 6 ـ مهریه 7ـ نفقه زوجه و اجرت المثل ایام زوجیت 8 ـ تمکین و نشوز 9ـ طلاق رجوع فسخ و انفساخ نکاح بذل مدت و انقضای آن 10ـ حضانت و ملاقات طفل 11ـ نسب 12ـ رشد حجر و رفع آن 13ـ ولایت قهری قیمومت امور مربوط به ناظر و امین اموال محجوران و وصایت در امور مربوط به آنان 14ـ نفقه اقارب 15ـ امور راجع به غایب مفقود الاثر 16ـ سرپرستی کودکان بی سرپرست 17ـ اهدای جنین 18ـ تغییر جنسیت تبصره ـ به دعاوی اشخاص موضوع اصول دوازدهم (12) و سیزدهم (13) قانون اساسی حسب مورد طبق قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم مصوب 31/4/1312 و قانون رسیدگی به دعاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی کلیمی و مسیحی مصوب 3/4/1372 مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیدگی می شود. تصمیمات مراجع عالی اقلیت های دینی مذکور در امور حسبی و احوال شخصیه آنان از جمله نکاح و طلاق معتبر و توسط محاکم قضائی بدون رعایت تشریفات تنفیذ و اجراء می گردد.

مشاهده ماده 4 قانون حمایت از خانواده

ماده 27ـ در کلیه موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقی دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش موضوع را به داوری ارجاع کند. دادگاه در این موارد باید با توجه به نظر داوران رای صادر و چنانچه آن را نپذیرد نظریه داوران را با ذکر دلیل رد کند.

مشاهده ماده 27 قانون حمایت از خانواده

ماده 28ـ پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری هریک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب متاهل خود را که حداقل سی سال داشته و آشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند. تبصره1ـ محارم زوجه که همسرشان فوت کرده یا از هم جدا شده باشند درصورت وجود سایر شرایط مذکور در این ماده به عنوان داور پذیرفته می شوند. تبصره2ـ درصورت نبود فرد واجد شرایط در بین اقارب یا عدم دسترسی به ایشان یا استنکاف آنان از پذیرش داوری هریک از زوجین می توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند. درصورت امتناع زوجین از معرفی داور یا عدم توانایی آنان دادگاه خود یا به درخواست هریک از طرفین به تعیین داور مبادرت می کند.

مشاهده ماده 28 قانون حمایت از خانواده

ماده 29ـ دادگاه ضمن رای خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج تکلیف جهیزیه مهریه و نفقه زوجه اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (336) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل ترتیب زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تادیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می شود. در هرحال هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

مشاهده ماده 29 قانون حمایت از خانواده

ماده 31ـ ارائه گواهی پزشک ذی صلاح درمورد وجود جنین یا عدم آن برای ثبت طلاق الزامی است مگر آنکه زوجین بر وجود جنین اتفاق نظر داشته باشند

مشاهده ماده 31 قانون حمایت از خانواده

ماده 32ـ در مورد حکم طلاق اجرای صیغه و ثبت آن حسب مورد منوط به انقضای مهلت فرجام خواهی یا ابلاغ رای فرجامی است.

مشاهده ماده 32 قانون حمایت از خانواده

ماده 33ـ مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است. هرگاه حکم طلاق از سوی زوجه به دفتر رسمی ازدواج و طلاق تسلیم شود در صورتی که زوج ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ مراتب در دفترخانه حاضر نشود سر دفتر به زوجین ابلاغ می کند برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوج و عدم اعلام عذر از سوی وی یا امتناع او از اجرای صیغه صیغه طلاق جاری و ثبت می شود و مراتب به زوج ابلاغ می گردد. در صورت اعلام عذر از سوی زوج یک نوبت دیگر به ترتیب مذکور از طرفین دعوت به عمل می آید. تبصره ـ دادگاه صادر کننده حکم طلاق باید در رای صادر شده بر نمایندگی سردفتر در اجرای صیغه طلاق در صورت امتناع زوج تصریح کند.

مشاهده ماده 33 قانون حمایت از خانواده

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM