1-درتاریخ 1393/8/7 خانم ف. ف. بطرفیت همسرش آقای ف.الف. گ.پ.ق. دو دادخواست یکی بخواسته مطالبه
نفقه معوقه ازتاریخ 1393/6/14 تا تاریخ صدور رای مقوم بمبلغ چهار صد هزارتومان وتعیین
نفقه جاریه خود وفرزند مشترک ودیگری بخواسته صدورحکم به
حضانت فرزند مشترک بنام س. چهارساله و عدم صلاحیت خوانده تقدیم نمود.2- درتاریخ 1393/9/8 زوج بطرفیت زوجه دادخواستی بخواسته صدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق بلحاظ مشکلات پیش آمده وعدم تفاهم اخلاقی تقدیم کرده است هرسه دادخواست مذکور جهت رسیدگی به شعبه بیستم دادگاه خانواده قم ارجاع وتوامان مورد رسیدگی قرارمیگیرد. درجلسه دادرسی مورخ 1393/8/19 زوجه اظهار داشت 5 سال است با زوج ازدواج کردم یک فرزند مشترک چهارساله بنام س. داریم ودرحال حاضرازهمدیگر جدا هستیم تقاضای
حضانت فرزند مشترک و نیز مطالبه
نفقه معوقه و جاریه خود را دارم. حاضر به زندگی هستم ولی ایشان مرا نمی پذیرد وقفل درب را جوش داده که بازنشود درجلسه دادرسی مورخ 1393/9/15 که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت الان چهارماه است که از همدیگر جدا هستیم من حاضربه زندگی با زوج خود بوده وهستم. زوج اظهار داشت درمدت چهارماه گذشته چیزی بعنوان
نفقه به زوجه پرداخت نکردم یک فرزند مشترک دختر بنام س. چهارسال واندی داریم زوجه مجددا گفته است تقاضای وقت ملاقات دارم درمورد
طلاق تاکنون نظر یه داوران واصل نگردیده است
مهریه ام را تاکنون دریافت نکردم و
جهیزیه بنده نزد زوج می باشد. داوران زوجین باتفاق نظریه کتبی خود دال برعدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند. تصویر دادنامه شماره 968-1393/7/30 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی قم ( برگ 32 پرونده
طلاق ) حاکیست که خانم ف. ف. وآقای م.ز. باتهام داشتن رابطه نامشروع درحد خلوت با نامحرم هریک به تحمل نود ونه ضربه شلاق تعزیری ومتهم ردیف دوم از بابت تکمیل حکم صادره به اقامت اجباری بمدت دو سال درشهر بابک محکوم گردیده اند زوج طی لایحه مورخ 1393/9/16 اعلام نموده که زوجه دراوایل شهریور بدلیل رابطه نامشروع دستگیر وبموجب حکم صادره به شلاق محکوم گردیده وصلاحیت اخلاقی برای
حضانت فرزند مشترک که دختر 4/5 ساله بوده ندارد وبه رای کیفری صادره اعتراض نکرده وتسلیم گردیده و
نفقه فرع برتمکین بوده وایشان تمکین ننموده تا مستحق
نفقه باشد. فرزندم پیش خودم زندگی می کند و
نفقه اش را خودم پرداخت میکنم وتقاضای سلب
حضانت ایشان را درپرونده کلاسه 930555 نموده ام که درشعبه 16 درجریان رسیدگی می باشد تقاضای رد دعوی ایشان را دارم. دادگاه ضمن اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1576 – 1393/9/26 پس از ذکر مقدمه ای ازدعاوی مطروحه طرفین وتوضیحات بعدی آنان با اعلام اینکه مساعی دادگاه وداوران درمقام ترغیب زوجین به ادامه زندگی مشترک موثرواقع نگردیده است لذا مستندا بماده 1133
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه
طلاق از نوع رجعی صادرومدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ قطعیت دادنامه اعلام داشته و
حضانت فرزند مشترک را به عهده پدر محول وبرای مادر به نحو مقررحق ملاقات با فرزند تعیین نموده است ومقرر داشته که
جهیزیه زوجه باید مسترد گردد و
مهریه زوجه نود سکه بهار آزادی است که درخصوص آن رای صادرشده است وزوج باید از 5 ماه قبل تا انقضای ایام عده
نفقه زوجه را از قرارماهی دویست هزارتومان پرداخت نماید. زوجه نسبت به رای صادره صرفا در قسمت مربوط به
حضانت فرزند مشترک اعتراض نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظراستان قم بموضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره 1114-93 مورخ 1393/11/21 با اعلام اینکه اعتراض زوجه اینستکه
حضانت فرزند 4 ساله با وی می باشد نه پدر واینکه
نفقه جاریه برایش تعیین نشده وزوج
نفقه به زوجه اش نمی پردازد طبق مواد 358 و 351 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به ماده 1169 اصلاحی
قانون مدنی نسبت به دادن
حضانت فرزند به پدردادنامه معترض عنه نقض وحکم به
حضانت برای مادرکودک با تعیین ملاقات برای پدرکودک به نحوی که در رای ذکر شده صادر کما اینکه با تعیین
نفقه جاریه زوجه هرماه 250 هزارتومان تا بعد از
طلاق وایام عده ونیز
نفقه فرزند مشترک هرماه مبلغ یکصد هزارتومان باستناد مواد 1199 و 1106
قانون مدنی با اصلاح بعمل آمده رای تجدیدنظرخواسته را تایید نموده واعلام داشته که رای نسبت به اصل موضوع
طلاق که مورد اعتراض واقع نشده بقوت خود باقی است. دادنامه اخیرالذکر درتاریخ 1393/11/28 به زوج ابلاغ شد ونامبرده درتاریخ 1393/12/12 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح ووصول پرونده به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی ولایحه جوابیه بهنگام شور قرایت میگردد.هییت شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیزو اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: