یکم = برابر مندرجات پرونده بدوی به کلاسه 921065 یا 1056-/92 شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی ساوه 1= در تاریخ 5/5/1392 آقای ع. (ک.) ح. با ارایه دادخواست به طرفیت خانم الف.م. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) با پیوست کردن تصویر مصدق از رونوشت سند ازدواج شان به شماره 8201 تاریخ وقوع و ثبت عقد 19/7/1371 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره.. . ساوه با اعلام حدوث مشکلات و عدم تفاهم اخلاقی و عدم قدرت به ادامه زندگی مشترک و قصد
طلاق زوجه به استناد مقررات قانونی مندرج درخواست رسیدگی و صدور حکم به خواسته را دارد پرونده به شورای حل اختلاف برای ایجاد سازش ارسال گردید.
2= در وقت مقرر رسیدگی 9/6/1392 در شورای مذکور زوج با تکرار دعوی و خواسته علت طرح دعوی را اثر نامطلوب طرز تفکر برادر زوجه که به عنوان منافق در عراق بسر می برد برای تفکر فرزند خود اعلام کرد: زوجه مدعی شد در طول 21 سال ازدواج شان زوج او را مورد کتک کاری و شکنجه روحی و جسمی قرار داده مادر زوج اقدام به جدا کردن آنان کرد برادرش که از سال 1365 از ایران رفته هیچ گونه ارتباطی با او ندارد زوج مدام او را سرزنش می کند به او نسبت نفاق (منافق) می دهد و در قبال عدم قدرت پاسخگویی هر مرجعی این موضوع را پیش می کشد دلیل اصلی دعوی زوج سوءظن شدیدی است که به او دارد و در ارتباط با دیگران نیز دچار مشکل بدبینی است در سال 1383 اولین بار وقتی او را از منزل اخراج کرد قاضی رای به واهی و بی دلیل بودن ادعای زوج و به ناسازگاری زوج دادند و زوج را مجبور کردند که اموال را با وی نصف کند و با توسل به.. . او را راضی به ادامه زندگی مشترک کرد تا از پرداخت نصف اموال رهایی یابد و حدود 5/7 ماه او را از ساعت 30/2 شب از منزل بیرون کرده و
نفقه نمی دهد و با بهانه هایی قصد رهایی از بیان علت اصلی را دارد او به دلیل علاقه مند بودن به زندگی ونیز در سن جوان بودن پسرش قصد
طلاق ندارد و علاقه مند به ادامه زندگی است خواهان پاسخ داد: علت اصلی تقاضای
طلاق ناسازگاری و درگیری شدید تقریبا هفته ی 2 بار که تمامی اهل محل متوجه می شوند ناسازگاری فقط از طرف زوجه است اما زوجه با تکذیب اظهارات او علت تقاضای زوج را سوءظن شدید و هتک حرمت نسبت به او و ارتباط با زنان دیگر به صورت موقت و تمایل نداشتن به ادامه زندگی مشترک دانست و افزود بهانه جویی واهی می کند او همیشه قصد صلح و سازش دارد حتی مادر زوج بارها به زوج گفته اگر نمی توانی زندگی کنی تو برو و بگذار الف. و الف. با من زندگی کنند.
زوج در پاسخ دعوت به صلح و سازش گفت در 4 سال پیش زوج به مدت 5 ماه از خانه رفت با پادرمیانی بزرگ ترها دوباره برگشت ولی از دفعه قبل 100 درجه بدتر شده بود و آزموده را آزمودن خطاست و ممکن نیست (صفحات 1 لغایت 6) به علت عدم توفیق در ایجاد سازش بین طرفین پرونده به دادگستری اعاده گردید.
3= زوجه با ارایه لایحه ای ضمن شرح شروع زندگی مشترک و ادامه آن به مدت 21 سال و داشتن فرزند پسر مشترک 19 ساله و طرح پرونده های متعدد کیفری اعم از ترک انفاق و
توهین و ضرب وجرح مستمر و در عسر و حرج شدید جسمی و مالی و روانی قرار گرفتن تداوم زندگی مشترک در حد توان او نبود با این وجود برای تداوم زندگی مشترک اقدامی در خصوص رفتار ناشایست زوج انجام نداد.. . لیکن زوج با طرح مسیله تمکین و
طلاق درصدد تضییع حقوق او برآمد برابر آراء صادره از محاکم قضایی به دلیل عام امنیت جانی و احتمال خوف ضرر جسمانی شدید استحقاق عدم تمکین از خواهان را دارد. ولی با این وجود در تمکین زوج بوده و قصوری در این مورد نکرد برای آزار روحی دادن او.. . منزلی را در آشتیان به عنوان مسکن و محل تمکین او معرفی کرد که در حد شیونات او نبود و با توجه و با علم به اینکه همه اقوام و آشنایان آنان در ساوه ساکن هستند و محل کار او نیز در ساوه است اقدام به طرح مسیله کرد که به فرض عدم همراهی او بحث
نفقه و تنصیف اموال از عهده زوج خارج شود.
4= خانم م.ه. دارای پروانه وکالت پایه یکم از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه به وکالت از خواهان (زوج) وکالت نامه ارایه کرد.
5= در وقت مقرر رسیدگی 14/7/1392 خانم وکیل خواهان ضمن تکرار دعوی و خواسته به شرح دادخواست تقدیمی علت تقاضای
طلاق توسط موکل خویش را سوء معاشرت زوجه و عدم پایبندی به تعهداتش اعلام کرد اما زوجه اظهار کرد به هیچ وجه حاضر به
طلاق نیستم سوال کردم سوء معاشرت و رفتار بنده چیست و مدافعاتم را به شرح لایحه تقدیمی نوشتم قابل ملاحظه است در بدترین موقعیت زندگی ایشان را پشت سر گذاشتم یک پسر 18 ساله داریم ادعا دارد که بنده تهمت زده ام به خاطر
ازدواج موقت تقاضای
طلاق نمود.. . چند دلیل می آورم که ایشان دروغ می گوید
ازدواج موقت ندارد و 5 سال زندگی مشترک را ترک کرد. (صفحات 7 لغایت 16).
6= قرار ارجاع امر به داوری صادر شد طرفین هر یک داور خود را معرفی کردند مقررات داوری به آنان تفهیم و ابلاغ شد آقای م.م. با بی نتیجه اعلام کردن تلاش خود برای ایجاد سازش بین طرفین به عنوان داور زوجه و با شرح سوء رفتارهای زوج و امتناع از پرداخت
نفقه و تهدید و آزار زوجه و پنهان کاری اموال از زوجه.. . وجود پرونده های متعدد در شعبه های مختلف زوج در جهت جدایی بوده و تلاش برای ادامه زندگی مشترک ندارد زوجه قصد
طلاق ندارد آقای الف.س. به عنوان داور زوج با ذکر اظهارات زوج و وجود اختلاف از سال 1381 و مدارا کردن تاکنون و عدم تحمل این وضعیت و پرداخت تمام و کمال
مهریه زوجه افزود امکان سازش بین زوجین وجود ندارد تقاضای صدور حکم
طلاق دارد. (صفحات 17 لغایت 23).
با تعیین وقت مقرر رسیدگی برای 11/9/1392 مجددا از طرفین دعوت شد زوجه با ارایه لایحه ای اعلام کرد: زوج با تمسک به عدم وجود تمکین او درصدد تضییع حقوق او در مورد تنصیف اموال و اجرت المثل و
نفقه است در تاریخ مذکور با تکرار اظهارات قبلی توسط طرفین خانم وکیل خواهان که افزود: به علت صدور حکم در مورد اجرت المثل جمع بین تنصیف اموال و اجرت المثل امکان ندارد. خواهان توضیح داد چون زوجه دادخواست در مورد اجرت المثل داد و اجرت المثل تعیین شد به علاوه اموالی که دارد ارثیه پدری است و پدر او سال 1354 فوت شد و برادرش شهید شد
ارث به مادر او رسید بعد مادرش نیز به او بخشید و مدرک آن را دارد و ارایه می دهد خوانده پاسخ داد تقاضای اجرت المثل داده ام حکم صادر شد و پس می گیرم و نمی خواهم اجرت المثل مطالبه نمایم دارایی زوج یک قسمت مربوط به ارثیه و یک قسمت از آن مربوط به بعد ازدواج است و باید ثابت کنم نصف مغازه تحصیل شده بعد از ازدواج خریداری کرد مدارک ارایه می کنم.. . زوجه حامله و باکره نیست (صفحات 24 لغایت 30)
طی دادنامه شماره 1690-/92-19/9/1392 با شرح دعوی و خواسته و جریان دادرسی با درج خلاصه اظهارات طرفین به استناد مقررات مقید گواهی عدم امکان سازش برای
طلاق با واگذاری احراز شرایط صحت
طلاق بر عهده عضو مجری آن نوع
طلاق رجعی وعده آن سه طهر به شرح مقرر صادر شد و زوج می بایست تا پایان عده در منزل زوج ساکن باشد
نفقه ایام عده جمعا 000/500/7 ریال تعیین و زوجه تمام
مهریه اش را وصول کرد از
جهیزیه طبق لیست آنچه باقی مانده به او مسترد شود در مورد
نفقه معوقه پرونده دیگری مستقلا در جریان رسیدگی است چون زوجه تقاضای اجرت المثل به نحو جداگانه کرده اگرچه هنوز اجرانشده و جمع بین اجرت المثل و نصف دارایی نمی باشد در طول هم هستند نه در عرض هم.. . در مورد شرط تنصیف دادگاه مواجه با تکلیف نیست.. . زوجه می بایست قبل از اجرای صیغه
طلاق جهت تست بارداری به پزشکی قانونی معرفی گردد.. . رای صادره ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شد (صفحات 31 و 3)
دوم = تجدیدنظرخواهی خانم الف.م. پس از ارایه لایحه دفاعیه زوج تجدیدنظر خوانده به ضمیمه تصاویر آراء صادره در مورد
مهریه و اجرت المثل و
نفقه و به کیفری های مقرر به ارتکاب جرایم معنونه.. . و نیز ارایه لایحه دفاعیه خانم م.ه. به وکالت از زوج تجدیدنظر خوانده برابر دادنامه شماره 1453-/92-5/12/1392 صادره از شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی در پرونده کلاسه 921309 رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید شد (صفحات 1 لغایت 26 پرونده تجدیدنظری)
سوم = رای تجدیدنظری مذکور به شرح ذیل صفحه 29 پرونده تجدیدنظری در تاریخ 22/12/1392 به زوجه تجدیدنظرخواه ابلاغ و فرجام خواهی اش در تاریخ 16/1/1393 ثبت و با وصول لایحه دفاعیه خانم م.ه. به وکالت از زوج فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه اول دیوان عالی کشور ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش: آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده در مورد فرجام خواهی الف.م. در خصوص دادنامه شماره 1453-/92-5/12/1392 تجدیدنظری مشاوره نموده چنین رای می دهد: