یکم = برابر مندرجات پرونده بدوی به کلاسه 920994 یا 993-/92- شعبه 19 دادگاه عمومی خانواده قم 1= در تاریخ 26/6/1392 خانم م.الف. با ارایه دادخواست به طرفیت آقای ع.ر. به خواسته
طلاق با پیوست کردن تصاویر مصدق سند ازدواج شان به شماره ترتیب 137 تاریخ وقوع و ثبت عقد 10/10/1383 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره.. . حوزه ثبت قم و از قرار مجرمیت صادره در مورد خوانده به جرم رابطه نامشروع دون زنا و از شناسنامه و کارت ملی خویش اعلام کرد: یک فرزند مشترک پسر 3 ساله بنام ع. دارند برابر قرار نهایی استنادی خوانده حسب اقرار خویش و شهادت خانواده اش ازدواج مجدد بدون اذن او با خانم م.ف. نمود که وفق بند 12 از شروط ضمن العقد نکاح برای او حق
طلاق بود و به لحاظ کراهت از زوجه و بذل یک سکه از صداق و قبول بذل از جانب زوج به استناد مقررات قانونی مندرج درخواست رسیدگی صدور حکم به خواسته مزبور را دارد.
2= خانم ز.ب. دارای پروانه وکالت پایه دوم از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه به وکالت از خواهان (زوجه) و همچنین آقای م. ب. وکیل پایه یکم دادگستری به وکالت از خواهان وکالت نامه های جداگانه ارایه کردند آقای م. ب. با ارایه لایحه ای با تکرار اظهارات موکله اش افزود: در شعبه 50 شورای حل اختلاف نسبت به
مهریه حکم قطعی و در شعبه 22 خانواده در مورد ملاقات طفل مشترک تعیین تکلیف شد زوجه
جهیزیه را به منزل پدری خود برد تقاضای اجرت المثل ده سال زندگی مشترک موکله را به استناد مواد قانونی مقید می نماید و خانم ز.ب. نیز درخواست مطالبه پرونده استنادی را از بازپرسی موردنظر با ارایه لایحه ی نمود (صفحات 1 لغایت 18)
3= در وقت مقرر رسیدگی 20/7/1391 خواهان و وکلای او حاضر شدند خوانده باوجود ابلاغ اخطاریه وقت رسیدگی و نسخه ثانی دادخواست و ضمایم در هنگام شروع رسیدگی حاضر نشد لایحه ی از او پیوست نمی باشد اما در جریان رسیدگی خوانده حاضر شد با تکرار دعوی و خواسته توسط آقای وکیل خواهان جهت
طلاق خلع در پاسخ خوانده اظهار کرد: پس از اینکه از او شکایت شد در شرایط خاص به عنوان رابطه بوده و صیغه محرمیت خوانده شده بود و تبریه و قرار منع تعقیب صادر شد. وکلای مدافع اظهار کردند: ازدواج شان موقت بوده خوانده گفت: حاضر به
طلاق نیست.
4= قرار ارجاع امر به داوری صادر شد. آقای ح.س. به عنوان داور زوج معرفی شد و آقای م.ر. به عنوان داور زوجه معرفی گردید پرونده استنادی از شعبه بازپرسی مربوطه واصل و پس از رفع نیاز بدون تهیه و تنظیم خلاصه گزارش اعاده شد. داور زوج با انکار ازدواج مجدد توسط زوج و مدلل نبودن دعوی و مخالفت زوج با
طلاق تقاضای مهیاکردن فرصت ادامه زندگی مشترک طرفین را نمود داور منتخب زوجه با درج خلاصه اظهارات مشارالیها قادر به ایجاد سازش بین طرفین نگردید. (صفحات 19 لغایت 25)
برابر دادنامه شماره 1314-/92- 5/8/1392 با شرح دعوی و خواسته و جریان دادرسی و درج خلاصه اظهارات طرفین با تحقق بند 12 از شروط ضمنالعقد نکاح به لحاظ ازدواج مجدد زوج و به استناد مقررات قانونی مندرج گواهی عدم امکان سازش صادر و به خواهان اجازه مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق برای مطلقه کردن خود به
طلاق خلع با بذل یک سکه به شرح مرقوم و با واگذاری احراز شرایط صحت اجرای صیغه
طلاق بر عهده مجری آن داده شد
حضانت طفل مشترک به مادر با تعیین حق ملاقات برای پدر طفل واگذار شد رای صادره ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام گردید. (صفحات 26 و 27 و 28)
دوم = تجدیدنظرخواهی زوج پس از ارایه لایحه دفاعیه زوجه تجدیدنظر خوانده به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم ارجاع و به کلاسه 921056 ثبت و با تعیین وقت رسیدگی از طرفین دعوت گردید در وقت مقرر رسیدگی 7/10/1392 آقای م.ب. به وکالت از زوجه تجدیدنظر خوانده لایحه ای ارایه و با ذکر دلایل تخلف زوج از شرایط ضمنالعقد نکاح منجمله اقرار زوج به ازدواج مجدد با خانم م.ف. در شعبه چهارم بازپرسی در پرونده کلاسه 2050 و اقرار صریح زوجه دوم و نیز شهادت اقوام درجه یک زوجه جدید ازجمله مادر مشارالیها و (مادر زوجه دوم) و خواهر تجدیدنظرخواه و شوهر خواهر تجدیدنظرخواه باوجود اینکه تجدیدنظر خوانده در تمکین مشارالیه بوده و نامبرده بدون اجازه زوجه اقدام به ازدواج مجدد کرد و به استناد
رای وحدت رویه شماره 711-20/7/1389 هییت عمومی دیوان عالی کشور و.. . تقاضای رد تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه معترض عنه را کرد. به علاوه با پیوست کردن تصویر مصدق دادنامه شماره 881-/92-7/6/1392 صادره از شعبه 18 دادگاه عمومی خانواده قم مبنی بر: بی حقی آقای ع.ر. در دعوی مطروحه به طرفیت خانم م.الف. به خواسته فسخ نکاح به لحاظ عیب ونیز سه عدد عکس یا تصویر رنگی جلسه عقد و از عقدنامه طرفین طی لایحه دیگری ادعای زوج مبنی بر: اینکه بعدا سند ازدواج را امضاء کرد را مردود دانسته و گفته شهود برای رد ادعای مذکور حاضر به اتیان سوگند و ادای شهادت هستند و در موعد مقرر رسیدگی 7/10/1392 بدوا تجدیدنظرخواه مدعی شد به هیچ عنوان ازدواج مجدد ولو به عنوان موقت ننمود فقط یک دوشیزه را به عنوان محرمیت عقد موقت نمود چون با ماشین کار می کرد و آن خانم دانشجو را به محل کارش و گاهی به اتفاق مادرش می بردم و چون گاهی لازم بود صحبتی شود برای محرمیت صیغه اش کردم و خودم صیغه محرمیت را خواندم و اصلا مقاربت و نزدیکی صورت نگرفته و خانواده اش می دانند و الآن آن خانم باکره است و دیگر آن خانم صیغه من نیست و مدت آن یک سال بوده و صیغه برای زناشویی نبوده چون ما خانواده روحانی هستیم خواستم مراوده بی اشکال باشد و حاضر به
طلاق عیالم نیستم و عقد ازدواج ما توسط یک نفر روحانی در منزل پدرخانم واقع شد اقوام نزدیک دو نفر حضور داشتند و یادم نیست چند روز بعد رفتیم محضر و در محضر عقد دیگر خواندند یا نه و شرایط را به عنوان اینکه ثبت واقعه ازدواج صورت می گیرد امضاء کردم و الآن به وکالتم باقی نیستم و زوجه ام را
طلاق نمی دهم زوجه اظهار داشت: ابتدا عقد ما در منزل خود ما توسط ر. با حضور همه بستگان خوانده شد و یک آقایی که سردفتر بود ثبت کرد زوج گفت علت اینکه عقد ازدواج توسط روحانی خوانده شد این بود که خواستند با میمنت و مبارکی باشد وکیل تجدیدنظر خوانده اظهار داشت عرایض به شرح لایحه (لوایح) تقدیمی است و به اقرار صریح تجدیدنظرخواه که ازدواج مجدد نمود استناد کرد که در پرونده کیفری استنادی و همچنین شهادت شهود تعرفه شده زوجیت تجدیدنظرخواه با خانمی باثبات رسید که به استناد بند 12 یکی از شروط سند نکاح به اثبات رسیده است و سند نکاحیه سندی رسمی و قابل اجرا است چون ادعای
جعل نشد و تجدیدنظرخواه در این جلسه اقرار به امضاء سند مذکور نمود به استناد مقررات مرقوم تقاضای رد تجدیدنظرخواهی را دارد. پس از پایان رسیدگی دادگاه تصمیم گرفت چون ملاحظه پرونده کیفری 205 شعبه چهارم بازپرسی واصل نکاح نامه ضرورت دارد پرونده مذکور واصل عقدنامه مطالبه شود.
پس از وصول پرونده استنادی در تاریخ 16/10/1392 خلاصه گزارش از پرونده مذکور تهیه و حاکی از شکایت زوجه در تاریخ 27/2/1392 از زوج به جرم رابطه نامشروع با خانمی بوده که مشتکی عنه یعنی شوهر شاکیه مطالبی عنوان نموده ولی هیچ گاه اظهاری مبنی بر: عقد موقت بین خود و متهمه نکرد و متهمه نیز موقع دستگیری چنین موضوعی را مطرح نکرد و.. . عاشقانه زیادی از متهمان در پرونده درج است تا اینکه در تاریخ 23/3/1392 متهمان اعلام نمودند در عقد موقت یکدیگرند بدون اینکه عاقد و
مهریه ای و نیز مدتی را ذکر کرده باشند گفته اند از روی کتاب خوانده و اجازه پدر متهمه باوجود باکره بودن وجود نداشته و پس از اختلاف میان بازپرس و دادیار با رای دادگاه و تایید قرار منع تعقیب نظریه بازپرس حل اختلاف شد (صفحات 1 لغایت 31 پرونده تجدیدنظری)
آقای ع.م. وکیل پایه یکم دادگستری به وکالت از زوجه تجدیدنظر خوانده وکالت نامه ارایه کرد.
در وقت مقرر رسیدگی 5/11/1392 ابتدا زوجه تجدیدنظر خوانده اظهار کرد: جلسه عقد ازدواج یک بار بیشتر نبود و عقد قبل از ثبت در دفترخانه خوانده شد و خود سردفتر عقد ازدواج را خواند و توسط خود سردفتر از ما امضاء گرفته شد و شرایط تفهیم گردید و اظهار شوهرم که قبل از رفتن به محضر یک آقایی عقد خوانده درست نیست اما زوج اظهارات او را تکذیب کرد و گفت اول یک آقایی بنام ع.ع. عقد را خواند که در منزل خود خانم بوده با حضور اقوام دو طرف و می توانم عاقد و افراد دیگر (ازجمله برادر و عمویم و شوهر خواهرم و نزدیکان خانم پدر و مادر و برادرهایش حضور داشتند مادر و خواهر خودم هم بودند حاضرم آنان) را به دادگاه بیاورم اما نزدیکان خانم را دادگاه دعوت نماید و خواندن صیغه با آن خانم برای محرمیت بوده است که ادعا می کنند ازدواج مجدد کردم و آقای وکیل تجدیدنظر خوانده توضیحات مفصل خویش را در رد اظهارات تجدیدنظرخواه در صورت جلسه تنظیمی تحریر کرد و اسامی افراد مورد وثوق را بیان کرد و افزود: نمی توان حق مکتسبه زوجه را با ادعای خلاف قانون و عرف پایمال کرد با تعیین وقت رسیدگی دیگری از طرفین و منسوبین آنان دعوت شد. در وقت مقرر رسیدگی بعدی در تاریخ 26/11/1392 زوج با تکرار مفصل تر ادعای خویش در مورد خواندن خطبه عقد توسط آقای ع.ع. و.. . بعد ثبت واقعه ازدواج توسط آقای م. محضردار در پاسخ زوجه توضیح داد چه فرقی می کند عادل عقد را خوانده باشد یا نه من زیر چادر بودم و فقط دفتر را به من دادند و من امضاء کردم و آقای وکیل تجدیدنظر خوانده تذکر داد چون اظهارات دو نفر از شهود تجدیدنظرخواه اخذ شد باید اظهارات شهود تجدیدنظر خوانده نیز در جلسه استماع شود در غیر این صورت اخذ اظهارات شهود در دو جلسه خلاف قانون است و شهود نیز بر اساس قرآن کریم سوگند یاد نکردند و رعایت قانون در خصوص ذکر کلمات قسم نشده است و هیچ یک از شهود تجدیدنظرخواه با قطع و یقین ادای اظهارات نکردند و در خصوص سردفتر ازدواج و تنظیم کننده
سند رسمی نکاحیه اظهار بی اطلاعی و تردید نمودند و سپس در مورد جلسه عقد توضیح داد و افزود: شهود موکله حاضر به ادای شهادت هستند تجدید جلسه برای معرفی و حضور بقیه شهود خلاف قانون است تجدیدنظرخواه در جلسه قبل گفت چند روز بعد از وقوع عقد به دفترخانه ازدواج رفتیم و در آن محل سند را امضاء کردیم و برای اثبات این موضوع شاهد دارم اما شهود او در این جلسه صریحا گفتند درهمان جلسه قرایت صیغه نکاح سند ازدواج توسط سردفتر (ع.م.) ارایه و امضاء زوجین اخذ شد تعارض آشکار اظهارات وی با تجدید جلسه از بین نخواهد رفت
سند رسمی مطابق ماده 70 قانون ثبت معتبر و لازم الاجرا است و خلاف آن باید با دلیل شرعی و قانونی اثبات شود جعلیت سند امکان پذیر است اقرار صریح تجدیدنظرخواه به امضاء ذیل عقدنامه و دفتر ثبت و اظهارات بعضی از شهود وی مبنی بر: اینکه درهمان جلسه این امر صورت گرفته مبین حقانیت موکله است فاصله ای بین عقد و تنظیم سند نبوده و هیچ تفرق جلسه ای صورت نگرفت زوجه در زیر چادر بوده و هنگام اجرای صیغه عقد توسط ع.م. سردفتر رسمی.. . و یا قرایت صیغه نکاح و امضاء سند جلسه را ترک کرد و شخصی بنام ع.م. را رویت نکرد.
قید شد به علت عدم حضور مستشار و رسمیت نداشتن جلسه رسیدگی و نیاوردن شهود زوج و تقاضای تجدید جلسه و پاسخ وکیل زوجه که می گوید گواهان را به دادگاه آورد مقرر شد بعد از حضور مستشار اظهارات گواهان زوجه منعکس شود و طرفین پذیرفتند و بعد از حضور آقای مستشار اظهارات شهود به اسامی ر.ع. دایی زوجه و ج.م. برادر زوجه استماع شد اولی شهادت داد که عقد ازدواج توسط آقای م. محضردار خوانده شد و آقای ع. در منزل بودند در ذهنم نیست که عقد را خواند یا خیر؟.. . سند ازدواج و دفتر ازدواج را امضاء کردند و گواه دوم نیز شهادت داد که عقد خواهرش توسط آقای م. محضردار خوانده شد و آن روحانی دیگر به عنوان بزرگ تر بود تجدیدنظرخواه گفته عقد ازدواج را ابتدا آقای ع. خواندند و امضاء سردفتر را به خاطر دارم چیز دیگری به یادم نمی آید. غیر از اظهارات طرفین و دو نفر گواه موصوف اظهارات فرد دیگری در جلسه مذکور صورت جلسه نشد.
قید شد تحقیق از گواهان دیگر تجدیدنظرخواه خصوصا آقای ع. ضرورت دارد جلسه رسیدگی تجدید گردد.. . و تجدیدنظرخواه با ارایه لایحه ی اسامی گواهان خود را اعلام کرد.
آقای ع.ع. ذیل اظهارات تجدیدنظرخواه مبنی بر: اجرای صیغه با
مهریه را تایید کرد و در وقت مقرر رسیدگی 19/12/1392 تجدیدنظرخواه اظهار کرد: ع. از آمدن در جلسه دادگاه معذورند وی نوشته او را به دادگاه ارایه می نماید تقاضای تحقیق از دو شاهد دیگر را کرد خانم ب.ر. شهادت داد که خطبه عقد توسط آقای ع. خوانده شد و نمی داند آیا آقای م. سردفتر کی آمد و نمی داند سند ازدواج را کی امضاء کردند و دیگر خواهر زوج بنام خانم ف.ر. نیز اظهاراتی مشابه نمودند. سپس آقای وکیل زوجه تجدیدنظر خوانده ایرادات خود را در مورد برگه منتسب به آقای ع. ونیز شهادت شهود بیان کرد و پس از توضیحات مفصل وی زوج مدعی شد که حضور آقای ع. فقط برای اجرای عقد ازدواج بود.. .
برابر دادنامه شماره 1298-/92- 22/12/1391 با شرح تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و درج مفصل اظهارات طرفین ازجمله ادعای زوج که گفته ازدواج مجدد نکرده بلکه برای محرمیت صیغه خوانده شود مقاربتی با آن خانم نداشته و آن خانم باکره است و با استناد به فتوای یکی از مراجع عظام تقلید مقصود از ازدواج مجدد انجام عمل زناشویی است نه صرفا انجام محرمیت و شهود شهادت دادند اول توسط یک نفر روحانی صیغه عقد جاری شد بعد توسط سردفتر به ثبت رسید با بیان دو ایراد مذکور ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به بطلان دعوی زوجه صادر و رای صادره ظرف مهلت قانونی قابل فرجام خواهی اعلام شد. (صفحات 1 لغایت 76 پرونده تجدیدنظری)
سوم = رای تجدیدنظری مذکور به شرح ذیل صفحه 80 در تاریخ 28/12/1392 به آقای ع.م. به وکالت از زوجه تجدیدنظر خوانده ابلاغ شد فرجام خواهی زوجه موصوف در تاریخ 19/1/1393 ثبت شد با وصول و ثبت لایحه دفاعیه زوج فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه اول دیوان عالی کشور ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش: آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده در مورد فرجام خواهی مشارالیها نسبت به دادنامه شماره فوق الذکر مشاوره نموده چنین رای می دهد: