آقای ع.گ. به طرفیت خانم ز.ک. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش از طرف زوج و در شرح آن اظهار داشته با توجه به عقدنامه پیوستی با زوجه خانم ز.ک. به عقد دایم ازدواج نموده ایم که حاصل این ازدواج دو فرزند می باشد مدت 22 سال است که از زندگی مشترک ما می گذرد ولی مدت 18 سال است زوجه سر ناسازگاری داشته و از من حرف شنوی و تبعیت ندارد و در تمکین عام و خاص من نمی باشد و منزل مشترک را ترک گفته و به منزل مادرش رفته و با توجه به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان زندگی مشترک و سوء رفتار نامبرده به استناد ماده 1133 ق.م. تقاضای رسیدگی و صدور حکم
طلاق نامبرده را دارم و زوجه لایحه ای تقدیم و اظهار داشته که من در تمکین وی هستم ولی ایشان تقاضای
طلاق کرده و لایحه و دفاعیه ای از سوی وکیل زوجه تقدیم دادگاه گردیده و پرونده و مطالبات زوجه را مطرح نموده و درخواست اجرت المثل را نموده است و همچنین
نفقه ایام گذشته و ایام عده و الباقی
مهریه را درخواست نموده است و قرار ارجاع امر به داوری را دادگاه صادر و به طرفین ابلاغ و داوران نظر به عدم سازش زوجین داده اند. شعبه 37 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) مجتمع قضایی شهید مطهری دادگستری مشهد طی دادنامه شماره 2298-2/11/91 به استناد قاعده فقهی ال
طلاق بید من اخذ بالساق و ماده 1133 ق.م. و با در نظر داشتن حق نحله زوجه به خواهان اجازه داده می شود پس از پرداخت الباقی
مهریه و مبلغ دو میلیون تومان بابت حق نحله در تمام زندگی مشترک و پرداخت
نفقه ایام عده از قرار هرماهی یک صد و پنجاه هزار تومان به یکی از دفاتر رسمی مراجعه نماید و نسبت به اجرا و ثبت صیغه
طلاق رجعی نوبت اول اقدام کند از دادنامه صادره فوق خانم ز.ک. تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده و اظهار داشته در تاریخ 24/11/91 به اینجانبه ابلاغ با توجه به دلایل ذیل الذکر معترض بوده و درخواست رسیدگی مجدد دارم 1- در تاریخ 28/2/68 به عقد ازدواج تجدیدنظرخواه درآمده ام 2-
مهریه ام پنج میلیون ریال بوده پس از
محاسبه مهریه بر مبنای شاخص سال 90 و پس از کسر مبلغ پرداختی خواهان اکنون نامبرده 940/435/85 ریال بدهکار است. 3- مطابق پرونده شماره کلاسه 901489 دادگاه تجدیدنظر خوانده را ماهیانه به پرداخت مبلغ 000/250 تومان از بابت
نفقه محکوم نموده (یعنی برای 16 ماه
نفقه معوقه چهار میلیون تومان) که در رای صادره هیچ اشاره ای به پرداخت آن نگردیده است. 4- دو فرزند دختر برای همسرم به دنیا آورده ام و شیر داده ام و بزرگشان کردم که فرزندانم کلیه مراحل تحصیل و ازدواج را پشت سر گذاشته اند ولی ایشان تاکنون هیچ گونه مسافرتی مرا نبرده یا هدیه ای از ناحیه وی به من نرسیده و من قصد تبرع هم نداشته ام و از بابت آن ها هیچ گونه اجرتی دریافت نکردم لذا درخواست محاسبه اجرت المثل و نحله ایام زندگی مشترک به ماهیانه مبلغ یک صد هزار تومان از بابت 23 سال زندگی مشترک که اکنون مجبورم به لحاظ ازدواج مجدد تجدیدنظر خوانده و عدم رسیدگی وی و اصرار بر
طلاق از ناحیه وی در این سن کهن سالی بدون هیچ سرپناهی از زندگی وی خارج شوم مورد استدعاست. 5- در دادنامه صادره به
استرداد جهیزیه ام به تعداد 28 قلم کپی آن پیوست است با توجه به رجوع من از اذن خود هیچ اشاره ای نشده و حق اینجانبه تضییع گردیده است. لایحه ای در مقام تبادل لوایح از ناحیه زوج رسیده تمامی ادعاهای ایشان (یعنی زوجه) کذب محض می باشد حاضرم که
مهریه ایشان را پرداخت نمایم در رابطه با
نفقه ایشان تاکنون پرداخت کردم گواهی ضمیمه است درگذشته نیز تمکین از من نداشته طبق حکم شعبه 7 و نسبت به حق نحله زنی که در تمکین نبوده و وظایف زناشویی را انجام نداده و در زندگی مشترک وظایف یک زن را رعایت ننموده چگونه اجرت المثل و حق نحله تعلق می گیرد در مورد
نفقه ایام عده طبق تعرفه و قانون پرداخت خواهم نمود و از ناحیه زوج نیز تقاضای تجدیدنظرخواهی و مطالب فوق را در آن ذکر نموده و درخواست نقض رای نسبت به حق نحله و تایید و صدور رای نسبت به الباقی رای صادره را استدعا نموده است شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی طی دادنامه 00306 مورخ 15/2/92 دادنامه صادره از شعبه 37 دادگاه عمومی مشهد را عینا تایید نموده است. خانم ز.ک. از دادنامه صادره فوق تقاضای فرجام خواهی نموده و در آن همان مطالبی که در گزارش در مورد اعتراضیه به دادنامه تجدیدنظر خواسته مطرح نموده بود تکرار نموده است و اظهار داشته نسبت به محکومیت فرجام خوانده به پرداخت اجرت المثل و نحله به استناد ماده 336 ق.م. و تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح و مقررات مربوط به
طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و آیات شریفه 126 الی 127 سوره مبارکه بقره مطابق نظر کارشناس برای 23 سال زندگی مشترک
نفقه ایام گذشته و ایام عده و الباقی
مهریه و استرداد اقلام
جهیزیه با توجه به رجوع من از اذنم حکم مساعد صادر فرمایید. وکیل فرجام خوانده نیز طی لایحه ای در مقام تبادل لوایح اظهار داشته فرجام خواه اساسا به اساس موضوع «طلاق»; ایرادی ننموده است
طلاق و دعوی آن موردپذیرش نامبرده بوده است لیکن نسبت به میزان نحله و ادعاهای دیگر از قبیل عدم مسافرت در ایام زوجیت و اعتراض به این مسایل قابل فرجام خواهی نمی باشد تا قابلیت فرجام داشته باشد مضافا اینکه حتی حق وحقوق مورد ادعایی از قبیل نحله و
نفقه مورد لحاظ در رای قرارگرفته است. پرونده جهت رسیدگی به تقاضای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26) ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای محمد ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00306-15/2/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: