رای قضایی شماره 9309970909900124

رای قضایی شماره 9309970909900124

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900124


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900124

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/03/25

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط تعیین نحله توسط دادگاه

پیام رای:
تعیین نحله از سوی دادگاه مربوط به موردی است که زوجه کارهایی را که انجام داده به قصد تبرع باشد در غیر این صورت دادگاه باید به اجرت المثل ایام زوجیت رای دهد نه نحله.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای ع.گ. به طرفیت خانم ز.ک. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش از طرف زوج و در شرح آن اظهار داشته با توجه به عقدنامه پیوستی با زوجه خانم ز.ک. به عقد دایم ازدواج نموده ایم که حاصل این ازدواج دو فرزند می باشد مدت 22 سال است که از زندگی مشترک ما می گذرد ولی مدت 18 سال است زوجه سر ناسازگاری داشته و از من حرف شنوی و تبعیت ندارد و در تمکین عام و خاص من نمی باشد و منزل مشترک را ترک گفته و به منزل مادرش رفته و با توجه به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان زندگی مشترک و سوء رفتار نامبرده به استناد ماده 1133 ق.م. تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق نامبرده را دارم و زوجه لایحه ای تقدیم و اظهار داشته که من در تمکین وی هستم ولی ایشان تقاضای طلاق کرده و لایحه و دفاعیه ای از سوی وکیل زوجه تقدیم دادگاه گردیده و پرونده و مطالبات زوجه را مطرح نموده و درخواست اجرت المثل را نموده است و همچنین نفقه ایام گذشته و ایام عده و الباقی مهریه را درخواست نموده است و قرار ارجاع امر به داوری را دادگاه صادر و به طرفین ابلاغ و داوران نظر به عدم سازش زوجین داده اند. شعبه 37 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) مجتمع قضایی شهید مطهری دادگستری مشهد طی دادنامه شماره 2298-2/11/91 به استناد قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و ماده 1133 ق.م. و با در نظر داشتن حق نحله زوجه به خواهان اجازه داده می شود پس از پرداخت الباقی مهریه و مبلغ دو میلیون تومان بابت حق نحله در تمام زندگی مشترک و پرداخت نفقه ایام عده از قرار هرماهی یک صد و پنجاه هزار تومان به یکی از دفاتر رسمی مراجعه نماید و نسبت به اجرا و ثبت صیغه طلاق رجعی نوبت اول اقدام کند از دادنامه صادره فوق خانم ز.ک. تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده و اظهار داشته در تاریخ 24/11/91 به اینجانبه ابلاغ با توجه به دلایل ذیل الذکر معترض بوده و درخواست رسیدگی مجدد دارم 1- در تاریخ 28/2/68 به عقد ازدواج تجدیدنظرخواه درآمده ام 2- مهریه ام پنج میلیون ریال بوده پس از محاسبه مهریه بر مبنای شاخص سال 90 و پس از کسر مبلغ پرداختی خواهان اکنون نامبرده 940/435/85 ریال بدهکار است. 3- مطابق پرونده شماره کلاسه 901489 دادگاه تجدیدنظر خوانده را ماهیانه به پرداخت مبلغ 000/250 تومان از بابت نفقه محکوم نموده (یعنی برای 16 ماه نفقه معوقه چهار میلیون تومان) که در رای صادره هیچ اشاره ای به پرداخت آن نگردیده است. 4- دو فرزند دختر برای همسرم به دنیا آورده ام و شیر داده ام و بزرگشان کردم که فرزندانم کلیه مراحل تحصیل و ازدواج را پشت سر گذاشته اند ولی ایشان تاکنون هیچ گونه مسافرتی مرا نبرده یا هدیه ای از ناحیه وی به من نرسیده و من قصد تبرع هم نداشته ام و از بابت آن ها هیچ گونه اجرتی دریافت نکردم لذا درخواست محاسبه اجرت المثل و نحله ایام زندگی مشترک به ماهیانه مبلغ یک صد هزار تومان از بابت 23 سال زندگی مشترک که اکنون مجبورم به لحاظ ازدواج مجدد تجدیدنظر خوانده و عدم رسیدگی وی و اصرار بر طلاق از ناحیه وی در این سن کهن سالی بدون هیچ سرپناهی از زندگی وی خارج شوم مورد استدعاست. 5- در دادنامه صادره به استرداد جهیزیه ام به تعداد 28 قلم کپی آن پیوست است با توجه به رجوع من از اذن خود هیچ اشاره ای نشده و حق اینجانبه تضییع گردیده است. لایحه ای در مقام تبادل لوایح از ناحیه زوج رسیده تمامی ادعاهای ایشان (یعنی زوجه) کذب محض می باشد حاضرم که مهریه ایشان را پرداخت نمایم در رابطه با نفقه ایشان تاکنون پرداخت کردم گواهی ضمیمه است درگذشته نیز تمکین از من نداشته طبق حکم شعبه 7 و نسبت به حق نحله زنی که در تمکین نبوده و وظایف زناشویی را انجام نداده و در زندگی مشترک وظایف یک زن را رعایت ننموده چگونه اجرت المثل و حق نحله تعلق می گیرد در مورد نفقه ایام عده طبق تعرفه و قانون پرداخت خواهم نمود و از ناحیه زوج نیز تقاضای تجدیدنظرخواهی و مطالب فوق را در آن ذکر نموده و درخواست نقض رای نسبت به حق نحله و تایید و صدور رای نسبت به الباقی رای صادره را استدعا نموده است شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی طی دادنامه 00306 مورخ 15/2/92 دادنامه صادره از شعبه 37 دادگاه عمومی مشهد را عینا تایید نموده است. خانم ز.ک. از دادنامه صادره فوق تقاضای فرجام خواهی نموده و در آن همان مطالبی که در گزارش در مورد اعتراضیه به دادنامه تجدیدنظر خواسته مطرح نموده بود تکرار نموده است و اظهار داشته نسبت به محکومیت فرجام خوانده به پرداخت اجرت المثل و نحله به استناد ماده 336 ق.م. و تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح و مقررات مربوط به طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و آیات شریفه 126 الی 127 سوره مبارکه بقره مطابق نظر کارشناس برای 23 سال زندگی مشترک نفقه ایام گذشته و ایام عده و الباقی مهریه و استرداد اقلام جهیزیه با توجه به رجوع من از اذنم حکم مساعد صادر فرمایید. وکیل فرجام خوانده نیز طی لایحه ای در مقام تبادل لوایح اظهار داشته فرجام خواه اساسا به اساس موضوع «طلاق»; ایرادی ننموده است طلاق و دعوی آن موردپذیرش نامبرده بوده است لیکن نسبت به میزان نحله و ادعاهای دیگر از قبیل عدم مسافرت در ایام زوجیت و اعتراض به این مسایل قابل فرجام خواهی نمی باشد تا قابلیت فرجام داشته باشد مضافا اینکه حتی حق وحقوق مورد ادعایی از قبیل نحله و نفقه مورد لحاظ در رای قرارگرفته است. پرونده جهت رسیدگی به تقاضای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26) ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای محمد ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00306-15/2/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص اعتراض و فرجام خواهی خانم ز.ک. به طرفیت آقای ع.گ. نسبت به دادنامه شماره فوق صادره از شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی با توجه به محتویات پرونده و لایحه تقدیمی زوجه در صفحه 54 پرونده و نیز در دادخواست فرجامی اولا تعیین نحله از سوی دادگاه مربوط به موردی است که زوجه کارهایی را که انجام داده قصد تبرع انجام دهد و در موضوع پرونده که زوجه می گوید 2 فرزند دختر به دنیا آورده و آن ها را بزرگ کرده و حضانت نموده به قصد تبرع نبوده است دادگاه به آن توجه نکرده و به جای تعیین اجرت المثل طبق نظریه کارشناس نحله تعیین کرده که موجه نمی باشد و ثانیا راجع به نفقه زوجه که شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی طی دادنامه شماره 1821-28/8/91 زوج را محکوم به پرداخت نفقه 16 ماه نموده و زوجه در لایحه متبادله در بند 3 آن بدان تصریح و درخواست نفقه معوقه جمعا به مبلغ چهار میلیون تومان نموده است لذا طبق تبصره 3 ماده واحده اصلاح و مقررات مربوط رعایت نگردیده است و دادگاه موضوع را مسکوت گذاشته و ثالثا راجع به جهیزیه زوجه که لیست آن در پرونده ذکرشده و زوجه آن را مطالبه نموده ذکری به میان نیامده است و دادگاه نسبت به آن نیز معترض نشده است فلذا اعتراض و فرجام خواهی زوجه وارد و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده به استناد بند الف ماده 401 ق.آ.د.م. جهت رفع نقایص به همان شعبه صادرکننده رای عودت داده می شود.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
انصاری ـ ربانی نژاد

قاضی:
انصاری , محمد ربانی نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM