فرجام خوانده بدوا در تاریخ 13/4/91 با استناد به سند ازدواج ثبت شده ذیل شماره 7155- 14/1/74 دفتر ازدواج شماره.. . حوزه ثبت تبریز که فتوکپی مصدق آن را تقدیم نموده با تنظیم دادخواستی به طرفیت فرجام خواه به ادعای اعتیاد خوانده به تریاک تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش با
بذل مهریه و سایر حقوق واجبه خود نموده و شرح داده با خوانده ازدواج دایم نموده دارای دختری در سن کبارت می باشند شوهر معتاد به مواد مخدر می باشد چند ماه پیش جهت ترک اعتیاد در مرکز ترک اعتیاد الف. بستری شده بوده که آزادشده لکن بازهم از کارهای خلاف خود دست برنمی دارد و من نمی توانم با چنین شوهری زندگی نمایم با استناد به بند هفتم راجع به شرایط سند ازدواج با بذل حقوق مرقوم تقاضای فوق را مکرر ساخته با تعیین وقت رسیدگی از سوی شعبه 27 دادگاه خانواده تبریز طرفین دعوت شده اند آقای الف.پ. وکیل پایه یکم دادگستری به موجب وکالت نامه ای از ناحیه خوانده با اختیار دخالت در مراحل تجدیدنظر و فرجام خواهی و اعاده دادرسی پیوست لایحه تقدیمی ثبت شده به شماره 247-15/05/91 خود را به وکالت از خوانده تعرفه نموده جلسه اول دادگاه در 15/5/91 با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل شده خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست اعلام داشته اضافه نموده خوانده معتاد است با من سازش ندارد و شیشه مصرف می کرد قبل از آن تریاک مصرف می نمود دارای فرزند 19 ساله می باشم خواستار استعلام از مرکز ترک اعتیاد آزادی صوفیان هستم
مهریه و حقوق شرعی و قانونی خود را به خوانده بذل می کنم. جهیزه وجود دارد که باید تحویل من شود عکس و فیلم مشترک نداریم وکیل خوانده اظهار نموده موکل دیابتی از نوع دو می باشد که آزمایشات لازم تقدیم می شود (دو برگ آزمایش مربوط به آزمایشگاه پاتوبیولوژی دکتر ن. که بنام آقای ر.س. 47 ساله و تاریخ پذیرش و جواب دهی به ترتیب 12 و 14/5/91 است ظاهرا یکی مربوط به خون و دیگری ادرار است ضمیمه شده) ادامه داده همان طور که از علایم حداقل مشخص است در ناشتا صدوبیست و در دوساعته 178 و در سه ماه 213 اضافه دارد به دلیل راهنمایی افراد ناآگاه اقدام به صرف تریاک نموده و بعد از سه ماه متوجه شده هیچ گونه علایمی دال بر پایین آمدن و نرمال شدن قند خون به وجود نیامده و همان طور که می دانید بیمار قندی باید مواظب اندام تحتانی به خصوص پاها و دست خودشان باشند و چنانچه زخم کوچک چندین ماه طول می کشد تا ترمیم شود روی همین اصل با مشورت پزشک خانواده اقدام به ترک اعتیاد تریاک با خوابیدن در کمپ نموده تا عوارض جانبی گریبان گیر نشود و فقط همین بوده و جز موارد ذکرشده سابقه سوء دیگری مبنی بر اعمال ضد اخلاقی و سوابق کیفری ندارد و چهار ماه است نسبت به ترک اعتیاد اقدام نموده و الآن هم پاک پاک است و جهت هرگونه آزمایش جهت عدم اعتیاد به حضور معرفی می گردد و استناد خواهان باوجود علم و آگاهی به این موارد که مشارالیه جهت جلوگیری از بروز علایم قند خون خود اقدام نموده و در این صورت مخل به زندگی خانوادگی نبوده تقاضای صدور حکم شایسته نموده دادگاه در تعقیب اجلاس فوق مقرر داشته شرحی به مرکز مرقوم نوشته شود تا اعلام نمایند آقای ر.س. سابقه بستری شدن در آن مرکز را دارد؟ اگر دارد به چه موادی آلوده بوده مخدر یا روان گردان؟ آیا بهبودی یافته و ترخیص شده دفتر به جای استعلام مرقوم شرحی به مرکز مربوط نوشته و کلیه سوابق مربوط به مراجعه جهت ترک اعتیاد و نوع آن و.. . را جهت بهره برداری قضایی به این دادگاه ارسال دارید نامه آن در پاسخ طی شماره 1075-15/5/91 از کانون ترک اعتیاد الف. با امضاء بدون ذکر سمت ولی ممهور به مهر کانون ترک اعتیاد الف. زندگی واصل شده که اعلام داشته نامبرده در 20/11/90 الی 13/1/91 در این کانون جهت ترک و سم زدایی بستری بوده است. دادگاه در 16/5/91 با وصول پاسخ مرقوم پرونده را ملاحظه و اجلاس فوق العاده نموده (بدون توجه به مغایرت اقدام دفتر یا دستور دادگاه و اینکه پاسخی نسبت به استعلامات موردنظر خود دریافت نموده باشد) در اجرای ماده واحده قانون اصلاح مقررات
طلاق قرار ارجاع امر به داوری صادر می نماید که هر یک از زوجین مکلف باشند ظرف بیست روز نسبت به معرفی داور خود برای توجیه قانونی اقدام نمایند و خواهان برای اظهارنظر پیرامون وجود یا عدم حمل با آزمایش پزشکی قانونی دعوت شود (ظاهرا به جهت حضور خواهان همان روز نامبرده به پزشکی قانونی تبریز معرفی شده و پاسخ استعلام راجع به وجود یا عدم حمل طی شماره 7069/17/5/91 اعلام و نفی وجود حمل اعلام گردیده) طی لایحه ای بی تاریخ و بدون سابقه ثبت نسبت به خواهان داور وی بنام آقای ی.ج. معرفی می شود که ذیل آن به امضاء داور رسیده نامبرده در جلسه 17/5/91 فوق العاده دادگاه حاضرشده و ذیل صورت مجلس چاپی که متضمن تصمیم مقررات داوری و اعلام آگاهی داور از امر مرقوم است را امضاء نموده نتیجه داوری به امضاء داور مرقوم هم در فرم چاپی دیگری که تنها راه حل را جدایی اعلام داشته صفحه بعدی پرونده را تشکیل داده اخطار راجع به ابلاغ مراتب لزوم حضور برای معرفی داور به وکیل زوج که در 8/6/91 ابلاغ قانونی شده برگ 23 پرونده است و طی لایحه ای آقای وکیل مرقوم داور زوج را بنام آقای الف.ن. معرفی می نماید (در 27/6/91) به داور مذکور در جلسه فوق العاده طبق صورت مجلس چاپی تفهیم مقررات داوری و موضوع آن می شود نامبرده هم نظر داوری خود را طبق فرم چاپی اعلام داشته که همان جدایی را راه حل دانسته این فرم به امضا ء زوج هم رسیده (اظهارنظر بدون تاریخ است و تاریخ صورت جلسه توجیه داور هم 29/6/91 می باشد) آقای ف.ف. وکیل پایه یکم دادگستری به موجب وکالت نامه ای که پیوست لایحه تقدیمی مورخ 3/7/91 شده خود را به وکالت زوجه معرفی نموده دادگاه در وقت فوق العاده 30/7/91 پرونده را تحت نظر قرار داده و مقرر داشته وکلای اصحاب دعوی ظرف یک هفته ای پس از رویت جهت اقدام قانونی در خصوص داوران تعرفه شده و ارایه نظریه به صورت جمعی از سوی داوران و همکاری قانونی در این خصوص داوران دعوت شوند و پرونده مقید به وقت احتیاطی گردد اخطار وکیل زوج که در تاریخ 14/7/91 ابلاغ قانونی شده (طبق ماده 70 قانون آیین دادرسی مدنی) ضمیمه است لایحه ای به تاریخ 26/7/91 از ناحیه وکیل زوج که ممضی به امضاء موکله و داور وی هم می باشد به دادگاه واصل شده (با ثبت ذیل شماره 426- 26/7/91) که اعلام داشته داور زوج حاضر به ارایه نظریه داوری مشترک نگردیده و اعلام نموده که نظر خود را به طور انفرادی قبلا تقدیم دادگاه نموده دادگاه در 30/7/91 با اجلاس فوق العاده بدون حضور اصحاب پرونده ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به انشاء رای نموده پس از ذکر مطالب دادخواست تقدیمی و اظهارات خواهان در جلسه و نیز اظهارات وکیل زوج در جلسه دادگاه با بیان این جهات که رویکرد زوج به مواد مخدر و روان گردان کانون خانواده متزلزل می شود و انگیزه برای زوجه جهت ادامه زندگی با زوج از بین می رود و زمینه متارکه را به وجود می آورد و با تحقق شروط ضمن عقد و تحقق عسر و حرج برای زوجه وی از حقوق قانونی خود برای متارکه با زوج استفاده می کند و خواستار جدایی از زوج شده و اینکه اقدام قانونی و اخلاقی دادگاه و تلاش داوران برای اصلاح ذات البین زوجین و استحکام بنای خانواده و جلوگیری از شقاق آن ها موثر واقع نگردیده و خواهان برای متارکه جازم است و با عدم بارداری زوجه طبق گواهی پزشکی قانونی دادگاه دعوی را وارد دانسته به استناد مواد 1119 و 1130 و بند 2 تبصره ماده 1130 و تبصره ماده 1133 و ماده 1134 تا 1136 و 1145 و 1146 و 1151 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش با حضور طرفین در یکی از دفاتر
طلاق نسبت به ایقاع
طلاق باین و اجرای صیغه آن اقدام خواهد شد و اعتبار گواهی سه ماه اعلام گردیده است. وکیل زوج در مهلت قانونی نسبت به رای دادگاه تجدیدنظرخواهی به عمل آورده در اعتراضات تجدیدنظری ضمن تکرار مطالب مطرح ساخته اش در جلسه اول دادگاه بدوی سوء استفاده زوجه را از اقدامات موکل برای بستری شدن در کمپ مورد اشاره قرار داده و اضافه نموده در استناد زوجه به بند 7 شرایط نامبرده هیچ گونه دلیل و مدرکی برای مضر بودن و اعتیاد موکل به اساس و بنیاد خانواده ارایه نداده درحالی که موکل از بهار سال 91 یعنی قبل از تقدیم دادخواست پاک پاک بوده و جهت اعتماد سازی و عدم اعتیاد حاضر به ارایه هرگونه آزمایشی می باشد که این موضوع را در مرحله بدوی هم تقاضا نموده که موردتوجه دادگاه واقع نشده و اگر قرار است اعتیاد چند ماه به ماده مخدر تریاک آن هم جهت درمان و کاهش قند خون به جهت ناآگاهی مضر به حال خانواده باشد بسیاری از خانواده ها از هم خواهند پاشید اعتیاد زمانی مضر به خانواده می باشد که خود معتاد مسلوب الاراده گردد و تمام فکر و ذهن او معطوف به مصرف مواد مخدر و تهیه آن حتی با فروش وسایل منزل گردد. درحالی که موکل به نقاشی اتومبیل مشغول و صاحب شغل آبرومند و درآمد کافی جهت اداره خانواده بوده و تنها دختر خود را با
جهیزیه آبرومند راهی خانه شوهر نموده و قصد زوجه از این اقدامش معلوم نمی باشد درحالی که موکل جوانی اش را به پای او صرف کرده و علاقه شدید به همسرش هم دارد و در پایان مجددا انجام آزمایش اعتیاد را تکرار کرده با ابلاغ دادخواست و لایحه مرقوم به طرف مقابل وکیل وی طی لایحه ای پاسخ داده برخلاف ادعای تجدیدنظرخواه توسط برادر و مادر و مسیولین کمپ وی به زور برای ترک اعتیاد به کمپ برده شده و برادر و دامادم (عین کلمه) وسایل استعمال را از بین بردند قبل از رفتن به کمپ حدود یک سال قبل از آن در یکی از مراکز درمانی ترک اعتیاد در دروازه تهران بستری و تحت درمان بوده حدود بیست سال است که به ماده مخدر تریاک معتاد می باشد و مصرف ماهانه اش حدود 15 میلیون ریال می باشد حدود سه الی چهار سال است شیشه مصرف می کند و قبل از فرستادنش به کمپ مدتی را بنا به اعلام موکل در توهم بوده شغل وی قبلا صافکاری بوده نه نقاشی به همه همکارانش در محل کار بدهکاری داشته که همگی را موکل پرداخته فعلا هم بیکار و مشغول کار اعتیاد خودش می باشد نامبرده مدعی داشتن شغل آبرومند است برابر اعلام موکل نه خانه دارد نه مسکن و مستاجر است نه ماشین دارد و چیزی از مال دنیا ندارد
جهیزیه دخترش با کار موکل تامین شده با توجه به اینکه وکیل وی اقرار نموده موکلش بیمار بوده و به اعتیاد روی آورده پس اعتیادش محرز است و موکل با کار کردن تابه حال زندگی دخترش را تامین کرده و حالیه با
بذل مهریه و تمام حقوق خود تقاضای
طلاق کرده تا از دست فرد معتادی رهایی یابد با وصول پرونده به دادگاه های تجدیدنظر استان رسیدگی به شعبه نهم ارجاع می گردد دادگاه پرونده را تحت نظر قرار داده و این تصمیم را اتخاذ نموده که وقت رسیدگی تعیین و اصحاب پرونده دعوت شود و اخطار شود اصیل ها حضورشان جهت بررسی مضرات اعتیاد ادعایی ضروری است ضمنا از مرکز ترک اعتیاد که زوج در آن بستری بوده نتیجه بستری شدن استعلام شود دستور دادگاه اجراشده و جلسه رسیدگی در 7/12/91 تشکیل طرفین و وکلایشان حاضرشده اند تجدیدنظرخواه اظهار کرده نشانی من همان است که در اخطاریه آمده منزل پدرم است دادگاه در پرانتز نوشته در صفحه 7 سابقه ابلاغ دارد و اضافه کرده سال 1374 ازدواج کردیم از آن موقع باهم زندگی کرده ایم حدود هفت ماه است از هم جدا هستیم من مبتلا به مرض قند بودم (اظهارات قبل وکیل را تکرار نموده) زوجه امر ابتلاء زوج به بیماری قند را تکذیب نموده از خانه مادر شوهرم رفت (عین عبارت) دید شیشه مصرف کرده است من گفتم چرا می کشی انکار کرد صاحب مغازه اخراجش کرده در کمپ بستری شده است برادر و مادرش بردندش حدود دو ماه بستری بوده از آنجا می گویید ترک کرده و ترخیص شده پس از خروج ازآنجا دیگر ندیده ام استعمال کند دادگاه از وی خواسته تصریحا در خصوص مصرف بعد از ترخیص پاسخ دهد اظهار کرده خودم شاهد استعمال نبودم ولی همیشه و هر ساعت در خانه نیست جای دیگر شاید استعمال کرده باشد سوال شده شاهدی برای استعمال بعد از ترخیص دارد؟ پاسخ داده نه شاهدی ندارم الآن نمی دانم شاغل است یا نه در ایام زندگی هزینه زندگی را شوهرم و من دادیم من هم کار می کردم من خودم زندگی را ترک کردم چون نمی توانستم تحمل کنم به خاطر اعتیادش و کارنکردن مضر اعتیادش
نفقه ندادن بوده دادخواست
نفقه نداده ام حکم ندارم حکم تمکین هم نداده فرزند مشترک بیست ساله داریم ازدواج کرده وکیل زوجه اظهاراتی نموده که تکرار مطالب مندرج در لایحه تقدیمی اش در پاسخ به درخواست تجدیدنظری است اضافه کرده بیماری دیابت که مدعی شده حدود هفت ماه است مبتلا شده در زمان اعتیاد بیماری نداشته وکیل زوج هم مطالبش این است که موکل به شغل صافکاری و هم نقاشی اشتغال داشته روزانه حدود پنجاه هزار تومان درآمد دارد در صورت استعلام پی به صحت این امر خواهد برد در مورد شاغل بودن با تحقیق از اهالی و کسبه دروازه تهران مشخص می شود خانه در شهر تبریز با پول پیش دو میلیون تومان و ماهانه صد و هشتاد هزار تومان
اجاره کرده زوجه به میل خودش زندگی را ترک کرده اظهارنامه فرستاده شده بعدا هم دادخواست تمکین تسلیم خواهد شد در خصوص بیماری قند موکل آن را با توجه به مدارک پیوست مربوط به دو سال قبل اظهار می دارد و اظهارات قبل خود در مورد چگونگی روی آوردن به تریاک را تکرار نموده و گفته فعلا هم حدود چهارده ماه است که حتی تریاک مصرف در جهت کاهش قند خون ندارند (عین عبارت صورت جلسه) در پایان جلسه دادگاه مقرر داشته مراتب استعلام توسط تجدیدنظر خوانده و خواه (عین عبارت تصمیم) به تقاضای ایشان انجام شود (ظاهرا مراد از تعقیب استعلام از کانون ترک اعتیاد است از توجه به نامه دفتر که در این خصوص صادرشده) پاسخی طی شماره 1075-10/12/91 واصل شده (شماره مرقوم در نامه به عنوان شماره پرونده مشخص شده) حکایت دارد نامبرده در 20/11/91 جهت سم زدایی مواد مخدر به مرکز مرقوم معرفی شده در 13/1/91 از مرکز ترخیص شده نوع مواد مصرفی نامبرده مواد محرک شیشه بوده پس از ترخیص اطلاعی از وی ندارند دادگاه در تاریخ 13/12/91 با اجلاس فوق العاده و بدون حضور طرفین مبادرت به اعلام ختم رسیدگی نموده و انشاء رای کرده و به موجب آنکه ذیل شماره 1888- 13/12/91 ثبت گردیده رای تجدیدنظر خواسته را با رد موارد اعتراض تایید کرده است نسبت به این رای هم در مهلت قانونی از ناحیه زوج با وکالت وکیل مسبوق الذکر فرجام خواهی شده مطالب معروضه در لایحه فرجامی همچنین مطالبی که وکیل فرجام خوانده که با ابلاغ دادخواست مربوطه اعلام شده است تماما تکرار موضوعات قبلی است پرونده امر پس از اقدام فوق به دیوان عالی کشور واصل و با ثبت به کلاسه 21/920436 به این شعبه ارجاع شده در پی تقاضای زوجه به موجب لایحه ثبت شده ذیل شماره 8100029- 7/3/93 به رسیدگی خارج از مهلت و موافقت ریاست دیوان عالی کشور پرونده تقدیم شعبه شده لوایح فوق هنگام شور هم قرایت می گردد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای علی اخوان ملایری عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حسین نوروزی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر «ابرام دادنامه فرجام خواسته»; مشاوره نموده چنین رای می دهد: