رای قضایی شماره 9309970908300097

رای قضایی شماره 9309970908300097

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908300097


شماره دادنامه قطعی:
9309970908300097

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/22

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
درخواست طلاق به علت ازدواج موقت زوج

پیام رای:
چنانچه در نکاح ذکر شده باشد که در صورت ازدواج مجدد زوج زوجه وکالت در طلاق داشته باشد این امر شامل ازدواج موقت نمی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ط.گ. با وکالت آقای م.خ. دادخواستی به طرفیت آقای م.گ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق خلع با بذل یک عدد سکه از مهریه و قبول بذل از سوی زوج به خاطر تخلف از شروط صحت عقد تقدیم دادگاه عمومی شهرستان گرمه نموده است وکیل خواهان در شرح دادخواست اعلام داشته خواهان و خوانده در مورخ 18/6/81 طبق سند رسمی نکاحیه به عقد دایم هم درآمده اند که حاصل آن یک فرزند مشترک 3 ساله می باشد بنام م.ر. متاسفانه در اثر برخی اختلافات زوج؛ زوجه را از منزل بیرون کرده و اقدام به تجدید فراش نموده لذا به استناد شق 12 از بند ب شرایط عقدنامه رسمی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان گرمه محول شده دادگاه ضمن تعیین وقت از طرفین برای تاریخ 22/12/89 دعوت به دادرسی نموده در جلسه مقرر فوق خواهان و وکیل وی حاضر گردیده اند خوانده علی رغم ابلاغ قانونی اخطاریه حاضر نشده وکیل خواهان اظهار داشته زوج در مهرماه سال 89 شکایتی به عنوان زنای محصنه علیه موکله و فرد دیگری مطرح نمود که دادگاه کیفری استان خراسان شمالی با رد اتهام عنوانی شاکی موکله و طرف دیگر بنام الف.ق. را صرفا از بابت رابطه نامشروع دون زنا (بودن دریک منزل) به شلاق تعزیری محکوم نموده است پرونده به لحاظ اعتراض زوج به دیوان عالی کشور ارسال شده است زوج از همان تاریخ موکله را از منزل بیرون کرده و فرزند مشترک را در حضانت خود نگه داشته و از استرداد وسایل شخصی و مدارک شناسایی موکله خودداری می نماید و زوج اقدام به تجدید فراش با سند عادی با خانم ل.ح. نموده است بدون اینکه از موکله و یا از دادگاه اجازه تجدید فراش بگیرد طبق شق 12 بند ب از شروط عقدنامه رسمی زوجه وکالت در طلاق با حق انتخاب نوع طلاق را پیداکرده است و زوج مکلف به پرداخت نفقه معوقه و استرداد جهیزیه است و حضانت فرزند تا 7 سالگی با مادر است و لیست جهیزیه نیز وجود دارد که کپی مصدق آن را تقدیم می دارم در جلسه مورخ 11/2/1390 دادگاه که طرفین حضورداشته اند وکیل خواهان نیز حاضر بوده است بدوا خوانده اظهار داشته اینجانب ازدواج نکرده ام ادعای خواهان و وکیل وی را قبول ندارم خانم ل.ح. از فامیل های اینجانب است حاضر به طلاق خواهان نمی باشم حاضرم وی را به زندگی برگردانم و با وی زندگی کنم من همسر دیگری ندارم وکیل خواهان اظهار داشته تقاضای استماع احدی از شهود حاضر را دارم از آقایان ج.ق. و ع.س. به عنوان گواه خواهان تحقیق شده که اظهار داشته ما اطلاع داریم و فقط از کوچه و محله شنیده ایم که م.گ. ازدواج نموده است ولی نمی دانم موقت است یا دایم می باشد. متعاقب اظهارات گواه خواهان و خوانده اظهار داشته من قبول ندارم ازدواج نکرده ام که خواهان اظهار داشته درصورتی که خوانده قسم یاد کند که ازدواج ننموده بدون شرط به زندگی برمی گردم که خوانده اظهار داشته من به هیچ وجه حاضر به قسم نمی باشم چون وی خیانت کرده حاضر به طلاق وی نیستم تقاضای رد دعوی را دارم دادگاه موضوع را به داوری ارجاع دادگاه داوران توجیه و تفهیم نموده و درنهایت مساعی داوران جهت سازش فی مابین موثر واقع نشده است دادگاه زوجه را جهت تست حاملگی معرفی و گواهی شماره 428/115/ب مورخ 6/4/90 بیمارستان جوادالایمه جاجرم عدم حمل و بارداری زوجه را تایید نموده است دادگاه ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه 460-30/7/90 مفادا با این استدلال که با التفات به ازدواج مجدد زوج و دلالت شهود در جلسه دادرسی مورخ 11/2/90 که محرز می باشد و انکار زوج اقناع کننده نمی باشد زیرا مجموع قراین و امارات موجود در پرونده ازجمله محتویات کلاسه پرونده 900337 همین شعبه دلالت بر ازدواج مجدد زوج با خانم ل.ح. دارد و جرحی نیز نسبت به شهود به عمل نیامده و بدین وصف تخلف زوج از شرط مندرج در شق 12- از بند ب سند نکاحیه از حیث ازدواج مجدد محرز می باشد و استناد وی به تخلف زوجه از وظایف همسری و برقراری ارتباط نامشروع مانع استفاده از شرط مذکور نمی باشد و بدین جهت امکان گواهی عدم امکان سازش وجود دارد و داوران منتخب زوجین نیز به عدم امکان تداوم زندگی مشترک نظر داده اند و نصایح دادگاه موثر واقع نگردیده لذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد و ثابت دانسته و مستندا به مواد 10 و 1130 و تبصره آن (بند 3) و 1134 و 1138 و 1143 و 1145 قانون مدنی و ماده واحده مقررات مربوط به طلاق گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجه اجازه داده می شود تا با مراجعه زوجه و با اعمال وکالت وی از ناحیه زوج نسبت به اجرا و ثبت صیغه طلاق و ضمن بذل بخشش از مهریه با انتخاب شخص زوجه و با رعایت کامل موازین شرعی اقدام نماید ضمنا نفقه معوقه از 1/7/89 لغایت 1/8/90 جمعا 000/000/13 ریال از قرار هرماهی یک صد هزار تومان و نفقه آتیه لغایت اجرای صیغه طلاق هر ماهی یک میلیون ریال و همچنین نفقه ایام عده جمعا سه میلیون ریال تعیین نموده است و مقررات جهیزیه موجود طبق لیست سیاهه تحویل زوجه گردد و در خصوص حضانت فرزند با توجه به محکومیت زوجه به اتهام رابطه نامشروع موضوع از مصادیق انحطاط اخلاقی زوجه محسوب و در اجرای تبصره 1169 قانون مدنی و با اجازه حاصله از ماده 1173 همان قانون حضانت فرزند به پدر محول و مادر حق ملاقات هر دو هفته یک بار در روزهای جمعه تعیین نموده است آقای م.گ. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده است و رای صادره به موجب دادنامه 1526-8/12/90 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی تایید گردیده است و در این مرحله زوج آقای م.گ. با تقاضای فرجام خواهی نقض دادنامه صادره را خواستار شده و در لایحه پیوست فرجام خواهی خود عنوان داشته آنچه روشن است اینکه فرجام خوانده به علت رابطه نامشروعی که داشته مدت زیادی است که منزل را ترک و بعد از دستگیری و بازداشت به منزل مراجعت ننموده و حاضر به تمکین نگردیده که درنهایت حقیر با توجه به مدت طولانی در شرایط روحی و روانی وجود یک فرزند ناچار جهت رفع نیاز جنسی خود اقدام به ازدواج موقت طبق سند عادی نمودم و بنده عقدنامه رسمی و تعهدی که امضاء کرده ام در خصوص ازدواج دایم بوده است نه موقت و آنچه از شرط بند 12 استفاده می شود ازدواج دایم است و بنده از خطای همسرم چشم پوشی می نمایم و حاضر به طلاق وی نیستم استدعای نقض دادنامه را دارم که وکیل زوجه در لایحه به عنوان تبادل لوایح مرقوم داشته اطلاق بند 12 از شروط ضمن عقد نکاح شامل هردو نوع عقد دایم و منقطع می شود و شرط محقق شده است که پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (23) ارجاع گردیده است.
نظریه اقلیت:
با توجه به اطلاق بند 12 شروط ضمن عقد نکاح عقیده به ابرام رای صادره به شماره 01526-8/12/90 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی دارم.
رییس شعبه 23 دیوان عالی کشور ـ انصاری
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای فرجام خواسته قابلیت تایید را ندارد زیرا خوانده در مراحل دادرسی منکر ازدواج مجدد بوده و در آخرین اظهارات خود در دادگاه تجدیدنظر گفته است قبول دارم که با خانم ل.ح. ازدواج کرده ام ولی نمی دانم عقد موقت بوده یا دایم چون در صورت عقد موقت ظهور عرفی این واژه از ازدواج دایم منصرف است و هنگام به کارگیری این الفاظ در بند 12 شروط ضمن العقد زوجین همان مفهومی را که در عرف متداول است درک و قصد می نمایند و در عرف واژه ازدواج ظهور در ازدواج دایم دارد و به کسی که به طور موقت اقدام به ازدواج منقطع نمود نمی گویند ازدواج کرده و زندگی جدید تشکیل داده است بنابراین لازم بود که دادگاه تحقیقات مقتضی به عمل آورده و در خصوص تحقق عقد موقت یا دایم بررسی لازم را می نمود و سپس مطابق نتیجه حاصله مبادرت به صدور رای بنماید لذا به جهت نقص در تحقیقات دادنامه صادره را نقض و رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض محول می نماید.
عضو معاون: جعفری عضو معاون: احمدی
پیرو گزارش قبلی خانم ط.گ. با وکالت آقای م.خ. دادخواستی به طرفیت آقای م.گ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ تخلف زوج از شروط ضمن عقد (ازدواج مجدد) تقدیم دادگاه عمومی گرمه نموده است وکیل خواهان توضیح داده که خواهان و خوانده در تاریخ 18/6/81 طبق سند رسمی نکاحیه به عقد یکدیگر درآمده اند و حاصل آن یک فرزند مشترک 3 ساله بنام م.ر. می باشد متاسفانه زوج اقدام به تجدید فراش نموده لذا به استناد بند 12- از شروط ضمن عقدنامه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم رسیدگی به شعبه اول محول شده است وکیل خواهان در جلسه دادگاه اظهار داشته زوج در مهرماه سال 89 به عنوان زنا شکایتی علیه موکله و فرد دیگری مطرح نمود که دادگاه کیفری استان خراسان شمالی با رد اتهام عنوانی شاکی موکله و طرف دیگر بنام الف.ق. را صرفا از بابت رابطه نامشروع دون زنا به شلاق تعزیری محکوم نموده است پرونده به لحاظ اعتراض زوج به دیوان عالی کشور ارسال شده است زوج از همان تاریخ موکله را از منزل بیرون کرد دو فرزند مشترک را در حضانت خود نگه داشته و سپس اقدام به ازدواج مجدد با خانم ل.ح. نموده است بدون اینکه از موکله و یا از دادگاه اجازه تجدید فراش بگیرد طبق شق 12 بند ب از شروط ضمن عقد زوجه وکالت در طلاق با حق انتخاب نوع طلاق را دارد و زوج مکلف به پرداخت نفقه معوقه و استرداد جهیزیه است و حضانت فرزند نیز تا هفت سالگی با مادر است در جلسه مورخ 11/2/90 خوانده اظهار داشته اینجانب ازدواج نکرده ام ادعای وکیل خواهان را قبول ندارم خانم ل.ح. از فامیل های اینجانب است حاضر به طلاق خواهان نمی باشم حاضرم وی را به زندگی برگردانم و با وی زندگی کنم وکیل خواهان اظهار داشته تقاضای تحقیق از شهود را دارم از آقایان ج.ق. و ع.س. به عنوان گواهان خواهان تحقیق شد که اظهار داشته اند ما اطلاع داریم و فقط از کوچه و محله شنیده ایم که آقای م.گ. ازدواج نموده است ولی نمی دانیم موقت است یا دایم است خوانده اظهار داشته من قبول ندارم ازدواج نکرده ام خواهان اظهار داشته درصورتی که خوانده قسم یاد کند که ازدواج ننموده بدون شرط به زندگی برمی گردم خوانده اظهار داشته من به هیچ وجه قسم نمی خورم چون وی خیانت کرده و حاضر به طلاق وی نیستم دادگاه موضوع را به داوری درنهایت مساعی داوران در سازش فی مابین زوجین موثر واقع نشده دادگاه زوجه را جهت تست حاملگی به پزشکی قانونی معرفی گواهی پزشکی حاکی از منتفی بودن حمل زوجه دارد دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 460 - 30/7/90 با توجه به مجموع قراین و امارات موجود در پرونده و شهادت شهود و.. . تخلف زوج را از بند 12 عقدنامه محرز داشته و تخلف زوجه از وظایف همسرم و برقراری ارتباط نامشروع مانع استفاده زوجه از شرط مذکور نمی باشد لذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و مستندا به مواد قانونی مندرج در دادنامه گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجه اجازه داده تا با مراجعه زوجه و با اعمال وکالت وی از ناحیه زوج ضمن بذل بخشی از مهریه خود را مطلقه نماید ضمنا نفقه معوقه را نیز تعیین و همچنین نفقه ایام عده و حکم به استرداد جهیزیه طبق لیست سیاهه تحویل زوجه نماید و در خصوص حضانت فرزند مشترک با توجه به محکومیت زوجه به اتهام رابطه نامشروع صلاحیت وی را جهت حضانت محرز ندانسته و طفل را در اختیار پدر قرار داده و حق ملاقات برای زوجه در هردو هفته یک بار تعیین نموده است زوج از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده که به موجب دادنامه 1526- 8/12/90 صادره از سوی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی تایید گردیده است آقای م.گ. با تقاضای فرجام خواهی نقض دادنامه صادره را خواستار شده و در لایحه پیوست فرجام خواهی عنوان داشته که فرجام خوانده به علت رابطه نامشروع مدت زیادی است که منزل را ترک کرده و بعد دستگیر و بازداشت و بعد از آزادی حاضر به تمکین نشده و درنهایت بنده در شرایط خاص روحی و روانی بوده که جهت رفع نیاز جنسی اقدام به ازدواج موقت نموده ام و اینکه گفتم ازدواج نکرده ام منظورم ازدواج دایم بوده است و آنچه شرط بند 12 را محقق می کند ازدواج دایم است نه موقت که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه (23) ارجاع که طی دادنامه 453- 15/12/91 با این استدلال که ازدواج ظهور در ازدواج دایم دارد و منصرف از ازدواج موقت است و از طرفی احتمال ازدواج دایم وجود دارد که دراین باره تحقیقات لازم صورت نپذیرفته لذا رای را نقض و رسیدگی مجدد را به همان شعبه صادرکننده رای منقوض محول نموده است که در این مرحله دادگاه تحقیقات مبسوط و جامعی انجام داده و ضمن تحقیق از زوج و از خانم ح. و پدر و سایر بستگان وی و از شخص عاقد و پیوست عقدنامه موقت محرز گردیده که زوج اقدام به ازدواج موقت دوساله نموده که پس از سپری شدن آن دو بار به مدت هر بار چهار ماه تمدید نموده است و دادگاه درنهایت به موجب دادنامه 442 -10/5/92 با این استدلال که ازدواج مجدد تحت عنوان عقد موقت محقق گردیده و به نظر دادگاه تخلف زوج از بند 12 سند نکاحیه که اشعار می دارد زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند ثابت می باشد و مفاد اختیار همسر دیگر اعم از ازدواج دایم و موقت است به خصوص که ازدواج موقت از نظر مدت عقد طولانی یا تمدید آن به نحو مکرر منع شرعی ندارد و این امر (ازدواج موقت) با فلسفه بند 12- از بندهای مقرر در سند ازدواج تناسب ندارد و موجب تضعیف بنیان خانوادگی می شود و موید این موضوع اظهارات زوج در آخر جلسه دادگاه مورخ 16/4/92 می باشد که با وصف رضایت زوجه به ادامه زندگی نامبرده گفته برای ادامه زندگی نیاز به بررسی موضوع دارد و علاقه و تمایل قطعی خود را به ادامه زندگی اعلام نکرده بنا به مراتب دادگاه تجدیدنظرخواهی را غیر وارد تشخیص و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است در این مرحله آقای م.گ. از دادنامه صادره فرجام خواهی نموده و در دادخواست فرجام خواهی عنوان داشته همسرم سه سال پیش توسط نیروی انتظامی دستگیر شد و منزل را ترک کرد و مرا با یک پسر سه ساله تنها گذاشت و بعدازاین چندین بار از وی درخواست کردم که به زندگی برگردد چون فرزند مشترک بدون مادر شده است و دریکی سنی است که نگهداری وی بدون مادر سخت بود لذا به همین خاطر از وی درخواست مراجعت کردم که پاسخ منفی داد و من هم مجبور شدم با خانم ل.ح. ازدواج موقت کردم و پس از مدت هر چهار ماه یک بار تمدید کردم اگر همسرم برگردد من تمدید نمی کنم و من منتظرم که همسرم برگردد که پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه (23) ارجاع گردیده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
نظریه اقلیت:
همان گونه که در نظریه قبلی اعلام گردیده است بند 12 از شروط ضمن عقد نکاح اطلاق دارد و شامل ازدواج موقت نیز می شود علی هذا عقیده به ابرام رای فرجام خواسته دارم.
رییس شعبه 23 دیوان عالی کشور ـ انصاری

رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به اینکه ازدواج دوم زوج موقت بوده در تحقق شرط 12 سند نکاحیه با ازدواج موقت شبهه وجود دارد زیرا در ازدواج موقت نه ارثی وجود دارد و نه نفقه و نه حق القسمی و در برهه ای از زندگی مرد برای فرار از معصیت و رفع مشکل جنسی خود از طریقی که شرع مقرر فرموده اقدام به ازدواج موقت می نماید و هر زمان اراده نماید با بذل مدت به رابطه زوجیت خاتمه می دهد با توجه به مراتب و مسایلی از قبیل دستگیری زوجه و محبوس بودن وی که در پرونده مطرح است شرط مزبور از مانحن فیه منصرف بوده ضمن اینکه زوجه در جلسه مورخ 16/4/92 چنین اظهار داشته حاضرم اگر با انقضای مدت باقیمانده تمدید نکند به زندگی برگردم و از خواسته طلاق صرف نظر نمایم این اظهارات به گونه ای انصراف از اعمال حق وکالت محسوب می گردد و زوج هم اجمالا حاضر گردید که با زوجه ادامه زندگی دهد هرچند تصمیم نهایی به انقضاء مدت موکول نموده است و دادگاه دراین باره هیچ گونه رسیدگی و اقدام موثری معمول نداشته است لذا رای صادره قابلیت ابرام ندارد لذا ضمن نقض رای صادره رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی محول می گردد.
مستشاران شعبه 23 دیوان عالی کشور
احمدی ـ جعفری

قاضی:

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM