خانم الف.خ. با وکالت ح.ز. دادخواستی به طرفیت آقای و.الف. به خواسته صدور حکم مبنی بر گواهی عدم امکان سازش به استناد بند 7 عقدنامه تقدیم دادگستری شهرستان کاشمر نموده است وکیل خواهان در شرح دادخواست توضیح داده است که موکل زوجه دایمی خوانده بود متاسفانه بنا به اظهار موکل خوانده محترم اعتیاد داشته و این امر باعث شده که ادامه زندگی میسور نمی باشد حسب بند 7 عقدنامه زوج به زوجه وکالت بلاعزل داده تا در صورت تحقق این شرط موکله بتواند خود را مطلقه نماید لهذا با عنایت به مراتب فوق صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعا است رسیدگی به شعبه دوم دادگاه حقوقی محول می گردد دادگاه ضمن تعیین وقت طرفین را به دادرسی دعوت نموده و در تاریخ 16/9/89 وکیل خواهان و شخص خوانده حاضر گردیده اند وکیل خواهان اظهار داشته موکل تقاضای
طلاق دارد به علت اعتیاد زوج به مواد مخدر و ازدواج مجدد ایشان با خانم ز.م. در همین جلسه اول دادگاه اضافه می نمایم و دلایل را ارایه خواهم داد به استناد بند 7 و12 سند ازدواج مدارک آن را و فتوکپی عقدنامه ارایه خواهم داد و برای اعتیاد او را به آزمایش بفرستید خوانده اظهار داشته من اعتیاد ندارم مرا به آزمایش بفرستید هرچه جواب دادند طبق مقررات عمل شود و ازدواج مجدد نکرده ام من مغازه دارم تعمیرات موبایل و گاهی مادرش به مغازه من می آید و با او ازدواج نکرده ام وکیل خواهان اظهار داشته عقد دارم که وی با خانم م. ازدواج کرده ارایه می دهم اقرارنامه خانم ز.م. هست که تقدیم می کنم که ضمیمه پرونده شود خانم الف.خ. خواهان پرونده در تاریخ 30/9/89 در وقت فوق العاده در دادگاه حاضرشده و اظهار داشته می خواهم
طلاق بگیرم به علت اعتیاد خوانده و ازدواج مجدد او نمی توانم با او زندگی کنم و در مورد
مهریه دادخواست داده ام و چهار سکه از
مهریه بذل می کنم در مقابل
طلاق و بقیه را با دادخواست جداگانه خواهم گرفت و
جهیزیه را گرفته ام و حقی بر او ندارم فرزند مشترک نداریم
نفقه از او نمی خواهم و از تاریخ 5/4/89 آمده ام خانه پدرم و حامله نمی باشم پزشک می روم دادگاه موضوع را به داوری ارجاع و خواهان آقای م.خ. را به عنوان داور خود معرفی نموده و دادگاه مقرر داشته که خوانده جهت آزمایش و تست اعتیاد حاضر شود و داور خود را نیز معرفی نماید سپس دادگاه طی دادنامه 1012ـ 1/10/89 با این استدلال خوانده را تا روز جلسه دادگاه ملاقات نکرده ام و نمی شناخته ام و با تذکر پدر خواهان و بررسی به عمل آمده مشخص شد که خوانده با اینجانب قرابت دارد و ازاین جهت حق رسیدگی ندارم لذا به استناد ماده 91 ق.آ.د.م. بند الف قرار امتناع از رسیدگی صادر نموده و پرونده از آمار شعبه کسر و به شعبه اول دادگاه عمومی کاشمر ارجاع می گردد داور زوجه در برگ جداگانه اظهارنظر نموده ولی اثر از اظهارنظر و حتی معرفی داور توسط زوج در پرونده ملاحظه نمی گردد گواهی پزشکی قانونی شهرستان کاشمر به شماره 946/891532 مورخ 13/7/89 حاکی از عدم حمل و بارداری زوجه (خانم الف.خ.) است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 152ـ 18/2/90 به شرح زیر رای داده است «در خصوص دعوی خانم الف.خ. با وکالت آقای ح.ز. به طرفیت و.الف. به خواسته صدور حکم مبنی بر گواهی عدم امکان سازش به استناد بندهای 5و12 عقدنامه با توجه به محتویات پرونده و نظر به اینکه خواهان وکیل وی دلیل خویش را بندهای 5و12 عقدنامه اعلام نموده لیکن حسب مورخ 30/9/89 جواب آزمایش خوانده مبنی بر اعتیاد منفی اعلام گردیده است و دلیل ارایه شده در مورد بند 12 از جانب خواهان دلالت بر
ازدواج موقت دارد که خارج از محدوده بند 12 عقدنامه می باشد لذا دادگاه به جهت فقد دلیل اثباتی خواسته خواهان را وارد ندانسته و حکم به رد آن صادر می نماید»; خانم الف.خ. با وکالت آقای ح.ز. از دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه پیوست تجدیدنظرخواهی اعلام داشته بر اساس آخرین تحقیقاتی که موکله انجام داده خوانده مبادرت به ازدواج مجدد موقت باخانم ف.م. نموده و شخص خانم م. به این موضوع معترف و حتی اقرارنامه رسمی ایشان در پرونده ضم بوده و حتی نسخه ای از صیغه نامه موقت خوانده که توسط دادگستری مصدق شده نیز در پرونده پیوست می باشد رسیدگی به شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی محول شده که به شرح تصمیم مورخ 21/4/90 با اعلام چند نقص تحقیقاتی به شرح زیر پرونده به دادگاه بدوی برای رفع نقص اعاده نموده است 1ـ داوری طبق مقررات انجام نگردیده و زوج داور خود را معرفی نکرده و اظهار داور زوج ضروری است 2ـ در معرفی زوج جهت تست اعتیاد تاخیر شده مجددا معرفی گردد 3ـ سوابق احتمالی زوج از مراجع مربوطه استعلام گردد 4ـ راجع به ازدواج مجدد از زوج و... تحقیق نشده که لازم است تحقیق شود 5 ـ اینکه دادگاه
ازدواج موقت را خارج از محدوده بند 12 عقدنامه دانسته وجه آن را بیان نکرده که لازم است مبنای آن را بیان دارد که دادگاه ادامه رسیدگی سوابق کیفری زوج از طریق زندان استعلام که یک بار سابقه بازداشت به جرم عدم پرداخت دین گواهی شده است استشهادیه ای از طرف زوجه یا وکیل وی پیوست گردیده که زوج (آقای و.الف.) باخانمی به نام ز.د. فرزند د. ازدواج کرده وکیل خواهان به موارد فوق اشاره کرده و افزوده ازدواج با خانم ز.د. ازدواج دوم است و بنا به اظهار موکل قبلا نیز با خانم ز.م. ازدواج نموده است که مدارک آن پیوست پرونده است تجدیدنظر خوانده (آقای و.الف.) اظهار داشته بنده
ازدواج موقت را قبول ندارم در خصوص خانم ز.م. با توجه به ادعایی که کرده حتی حکم جلب ایشان را گرفته ام و قبول ندارم در مورد خانم ز.د. قبول ندارم چون ایشان نوه عموی بنده می باشد و او به صورت حق عمل کاری کار می کرده و مغازه از او بوده و کار از بنده و معتاد هم نمی باشم در خصوص داوری بنده قبول ندارم هرکس می خواهد
طلاق بگیرد هزینه داوری پرداخت نماید و خودش داور بگیرد بنده متقاضی
طلاق نمی باشم و حاضر به
طلاق نمی باشم دادگاه با هزینه خواهان برای زوج داور تعیین نموده و دادگاه داوران توجیه و تفهیم نموده است و درنهایت مساعی داوران در جهت صلح و سازش فی مابین زوجین موثر واقع نشده است و پرونده را به دادگاه تجدیدنظر ارسال که طی دادنامه 2464 ـ 18/12/90 مفادا با این استدلال که با توجه به شهادت شهود و اعتراف خانم ز.م. در
سند رسمی 148593مورخ 15/4/89 مبنی بر اینکه در سال 88 در عقد موقت آقای و.الف. بوده است و به تمام حقوق خود رسیده و ادعایی نسبت به زوج موصوف ندارد که این سند از یک جهت جنبه شهادت نیز می تواند داشته باشد و از طرفی زوج ظاهرا برای برایت ذمه خود از حقوق زوجه مذکور (خانم ز.م.) در تنظیم این سند دخالت و شرکت داشته است به علاوه که طبق گفته های شهود به نحوی که احتمال کذب آن بعید است وی باخانم دیگری به نام ز.د. ازدواج نموده که اظهارات زوج هم حاکی از ارتباط با وی است لذا اظهارنامه ارسالی وی برای خانواده خانم م. به تاریخ 15/4/90 صوری به نظر می رسد و ازدواج وی با خانم های دوم و سوم به اذن دادگاه و اثبات تقصیر زوجه هم نبوده مضافا که شرط ضمن عقد مطلق است و شامل ازدواج دایم و موقت می گردد و اصل هم بر عقد دایم است و مدعی زوجیت موقت باید انقطاعی را که قید زاید می خواهد اثبات نماید بنابراین دادگاه اعتراض را وارد دانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و بند 12 شرط (ب) ضمن عقد حکم تجدیدنظر خواسته را نقض و حکم به جواز
طلاق خانم الف.خ. با بذل چهار سکه از مهرش و قبول بذل به وکالت زوج و با حق توکیل غیر صادر نموده است و مابقی مهر را طبق حکم مربوط پیگیری می کند و
جهیزیه اش را دریافت کرده و
نفقه می خواهد فرزند ندارد و باردار هم نیست و نوع
طلاق خلعی است در این مرحله آقای و.الف. در تاریخ 16/3/91 درخواست فرجام خواهی نموده درحالی که دادنامه در تاریخ 25/2/91 به وی ابلاغ گردیده است و در دادخواست فرجام خواهی اعلام نموده که دادنامه در تاریخ 5/2/91 به بنده ابلاغ قانونی نشده است و مطابق بند 2 و5 ماده 371 ق.آ.د.م. و همچنین ماده 375 قانون مذکور قابلیت فرجام خواهی پیداکرده است مدیر دفتر شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان گواهی نموده است که آقای و.الف. در تاریخ 13/3/91 تقاضای فرجام خواهی نموده که به دلیل مرخصی بودن اینجانب در تاریخ 16/3/91 طی شماره 3600035 ثبت گردیده و این در حالی است که پرونده در تاریخ 2/3/91 به جهت قطعی شدن دادنامه و عدم وصول اعتراض به این شعبه به شعبه بدوی ارسال گردیده است و زندان کاشمر گواهی نموده است که نامبرده از تاریخ 4/2/91 در زندان به بند بسته هدایت شده و در تاریخ 10/2/91 آزادشده است دادگاه با این استدلال که در زمان ابلاغ قانونی 5/2/91 در محل ابلاغ حضور نداشته و پس از آزادی هم پنج روز با ابلاغ مزبور فاصله داشته است بقاء دادنامه در محل الصاق و رویت وی ثابت نیست و از طرفی احتیاط هم ایجاب می کند که نامبرده از حق فرجام خواهی محروم نگردد لذا دادگاه عذر او را موجه دانسته و قرار قبولی دادخواست فرجامی را صادر نموده است که پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال وجهت رسیدگی به این شعبه (23) ارجاع گردیده است.