رای قضایی شماره 9209970906800811

رای قضایی شماره 9209970906800811

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970906800811


شماره دادنامه قطعی:
9209970906800811

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/06/09

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تفاوت طلاق حکمی و طلاق قراردادی

پیام رای:
طلاق حکمی (طلاق موضوع ماده 1130 قانون مدنی) و طلاق قراردادی (طلاق موضوع ماده 1119 قانون مدنی) از حیث آثار و احکام و نحوه اجرا متفاوت از یکدیگر هستند

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1/6/91 آقای م.ب. به وکالت از طرف خانم ز.م. به طرفیت آقای م.ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ محکومیت کیفری خوانده به تحمل ده سال حبس به جرم اعتیاد و مباشرت در حمل و نگهداری هرویین و مغایرت بزه ارتکابی خوانده با حیثیت خانوادگی زوجه و نیز عسر و حرج خواهان تقدیم نموده که در شعبه 255 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه اول دادرسی به تاریخ 26/6/91 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است خواهان و وکیل وی حاضر شدند وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است موکله حاضر است دو عدد سکه از مهریه خود را در قبال طلاق به زوج بذل نماید. الباقی مهریه را در آینده مطالبه خواهد کرد و جهیزیه و نفقه معوقه و سایر حقوق خود را در آینده مطالبه خواهد نمود حضانت طفل مشترک را به زوج واگذار می کند و حق ملاقات نسبت به طفل برای زوجه محفوظ باشد سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و زوجه را جهت آزمایش بارداری به پزشکی قانونی معرفی و سوابق کیفری خوانده را از اداره تشخیص هویت استعلام نموده است. در این اثنا آقای ع.ر. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت کرده و دادگاه به درخواست زوجه برای ایشان داور منصوب و وکیل زوج هم داور موکل خود را معرفی نموده و داوران زوجین هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را اعلام و ارایه داده اند. وکیل خوانده طی لایحه تقدیمی مورخ 9/8/91 دفاعا اعلام داشته که موکل همسر خود را دوست دارد و از وی دارای دو فرزند می باشد و کوچکترین کمبودی در زندگی نداشته اند و موکل هـرگز معتاد نبوده و به کار خرید و فروش مواد مخدر اشتغال نداشته و به اتفاق خواهان در حال تشریف به مکه معظمه جهت زیارت بوده اند که در حین بازرسی از کیف وی مقادیری هرویین کشف گردیده و موکل از این موضوع اطلاعی نداشته و نمی داند چه کسی این توطیه را برای وی کرده است و در جریان بازجویی هرگز اتهام حمل هرویین را قبول نکرده و معتاد هم تشخیص داده نشده است و چون مقامات محترم پی به بی گناهی وی برده اند نامبرده را به زندان جهت اجرای حکم معرفی نکرده بلکه ایشان را به عنوان کارمند کانون اصلاح و تربیت به کار گرفته اند و هم اکنون به صورت کارمند در کانون اصلاح و تربیت در حال کار است. این اتفاق در سال 89 به وقوع پیوسته و خواهان بعد از آن قریب سه سال با موکل با همین وضعیت زندگی کرده و اخیرا منزل مشترک را ترک و به منزل پدری خود رفته است. مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که آقای م.ن. دارای سابقه می باشد و در فرم پیوست آن فقط به اتهام نامبرده به اعتیاد به مواد مخدر و حمل و نگهداری 26 گرم کراک که تحت قرار صادره از شعبه بازپرسی بوده اعلام گردیده و به میزان محکومیت ایشان هیچ اشاره ای نشده است. سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره 1414 ـ 6/9/91 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی و توضیحات وکیل خواهان و مدافعات وکیل خوانده با توجه به محتویات پرونده و رسیدگی به عمل آمده و ملاحظه نظریه داوران و عدم توفیق آنان در رفع اختلاف فی مابین خواسته خواهان را با دلایل ابرازی مقرون به صحت تشخیص و مستندا به ماده 1119 و 1129 و 1130 و 1133 و 1146 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق خلع در یکی از دفاتر رسمی طلاق صادر و اعلام نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشـریفات قانونی شعبه 60 دادگاه تجـدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1888 ـ 91 مورخ 29/11/91 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 22/12/91 به وکیل زوج ابلاغ شد و زوج شخصا در تاریخ 28/12/91 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از انجام و وصـول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرایت می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه شماره 1888 ـ 29/11/91 شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در جهت تایید رای بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به خواسته زوجه فرجام خوانده انشاء گردیده واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض می باشد زیرا زوجه فرجام خوانده به شرح دادخواست نخستین به لحاظ محکومیت کیفری زوج فرجام خواه به تحمل ده سال حبس به جرم اعتیاد و مباشرت در حمل و نگهداری هرویین با استناد به اعلام وضعیت زندانی به شماره 1891619 الف اجرای احکام دادسرای ناحیه 9 و نیز عسر و حرج خود مستندا به بند 8 ماده 8 قانون حمایت خانواده و مواد 1130 و 1133 قانون مدنی درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق نموده و دادگاه بدوی به موجب دادنامه شماره 1414 مورخ 6/9/91 خواسته خواهان را با دلایل ابرازی مقرون به صحت تشخیص و مستندا به مواد 1119 و 1129 و 1130 و 1133 و 1146 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق خلع صادر نموده و دادنامه مزبور هم به موجب دادنامه فرجام خواسته عینا مورد تایید قرار گرفته است در حالی که اولا ـ زوج فرجام خواه محکومیتی بر پرداخت نفقه زوجه نداشته و چنین حکمی در پرونده مشهود نیست لذا استناد دادگاه به ماده 1129 قانون مدنی فاقد وجاهت می باشد. ثانیا ـ نامه شماره 1891619 الف اجرای احکام دادسرای ناحیه 9 در خصوص وضعیت کیفری زوج فرجام خواه که مورد استناد وکیل زوجه در دادخواست بوده در پرونده امر موجود نبوده و پاسخ واصله از اداره تشخیص هویت هم گویای سابقه کیفری فرجام خواه و نوع بزه ارتکابی وی و میزان محکومیت وی نمی باشد و فقط به ذکر این که نامبرده دارای سابقه می باشد اکتفا شده است و احراز دادگاه در تشخیص نوع جرم ارتکابی فرجام خواه و میزان محکومیت کیفری ایشان مستند به ادله کافی نبوده و به علاوه در دادنامه بدوی با وصف استناد به ماده 1119 قانون مدنی معلوم نشده که سابقه کیفری فرجام خواه موجب تحقق کدام یک از شروط ضمن عقد نکاح مندرج در سند ازدواج فی مابین زوجین بوده و زوج فرجام خواه از کدام یک از شروط مذکور تخلف نموده است از این رو ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم از مراجع قانونی ذی ربط سوابق کیفری زوج فرجام خواه را استعلام و پس از معلومیت آن و نوع جرایم ارتکابی و میزان محکومیت کیفری ایشان و احراز تحقق یا عدم تحقق شرط ضمن عقد نکاح نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. ثالثا ـ در دادنامه بدوی مستندا به مواد 1119 و 1130 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر شده بدون این که دادگاه نحوه اجرای طلاق را معلوم دارد و چون طلاق حکمی (طلاق موضوع ماده 1130 قانون مدنی) و طلاق قراردادی (طلاق موضوع ماده 1119 قانون مدنی) از حیث آثار و احکام و نحوه اجرا متفاوت از یکدیگر بوده و در دادنامه بدوی معلوم نشده که در مقام اجرای گواهی عدم امکان سازش کدام یک از طلاق های مذکور بایستی واقع شود لذا ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم در رای صادره معلوم دارد که در مقام اجرای گواهی عدم امکان سازش آیا زوجه مجاز به اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط جهت اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود می باشد یا این که زوج فرجام خواه ملزم به مطلقه نمودن زوجه خواهد بود که در صورت امتناع ایشان زوجه از طرف دادگاه از باب الحاکم ولی الممتنع مطلقه خواهد شد بنابراین دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه به مراتب اشعاری اصدار یافته به علت نقص تحقیقات و رسیدگی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام را ندارد و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض می شود و رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد تا پس از انجام موارد مرقوم در فوق بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشاران
عباسیان ـ ناصح ـ اللهیاری

قاضی:
حسن عباسیان , عبدالعلی ناصح , اللهیاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

مشاهده ماده 1119 قانون مدنی

ماده 1129 - در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

مشاهده ماده 1129 قانون مدنی

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 1146 - طلاق خلع آن است که زن به واسطه ی کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

مشاهده ماده 1146 قانون مدنی

ماده 8 ـ رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست و بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام می شود. تبصره ـ هرگاه خواهان خوانده را مجهول المکان معرفی کند باید آخرین اقامتگاه او را به دادگاه اعلام کند. دادگاه به طرق مقتضی در این باره تحقیق و تصمیم گیری می کند.

مشاهده ماده 8 قانون حمایت از خانواده

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM