رای قضایی شماره 9309970220501607

رای قضایی شماره 9309970220501607

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220501607


شماره دادنامه قطعی:
9309970220501607

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/10

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تشریفات صدور حکم به استرداد اموال حاصل از بزه مداخله در اموال مسروقه

پیام رای:
صدور حکم به استرداد اموال حاصل از جرم بدون رعایت تشریفات دادرسی مدنی صرفا در اتهام سرقت تجویز شده و شامل بزه مداخله در اموال مسروقه نمی شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقایان 1. ح. 2. الف. دایر به مشارکت در سرقت خودرو و لوازم آن و اتهام آقای م. دایر به تحصیل مال مسروقه موضوع شکایت آقای س.؛ دادگاه با عنایت به شکایت شاکی و مدافعات غیرموجه متهمین و گزارش اداره آگاهی و کشف مقادیری از اموال مسروقه از ید متهم ردیف اول در مغازه متهم ردیف 3 و ملاحظه متن کیفرخواست تنظیمی بزه انتسابی به متهمین را محرز دانسته و مستند به مواد 656 و 662 و 667 از قانون مجازات اسلامی 1375 هر یک از متهمین ردیف اول و دوم را به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و 74 ضربه شلاق تعزیری و متهم ردیف 3 را به تحمل 8 ماه حبس تعزیری و تحمل 50 ضربه شلاق تعزیری و متهمین ردیف 1 و 2 را به استرداد اموال مسروقه به شاکی محکوم می نماید. توجها به فقد سابقه کیفری متهم ردیف 3 و اوضاع واحوال وی مستند به مواد 40 و 46 و 49 از قانون مجازات اسلامی 1392 قرار تعلیق اجرای مجازات را به مدت دو سال صادر و اعلام می نماید تا چنانچه در ایام تعلیق مرتکب هر یک از جرایم عمدی گردد حکم تعلیقی اجرا گردد. رای صادره در خصوص متهم ردیف 2 آقای س. غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و در خصوص سایر موارد حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1141 دادگاه عمومی جزایی تهران- احمدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ح. ازیک طرف و آقای س. از طرف دیگر نسبت به بخشی از دادنامه شماره 1034 مورخ 29/09/1393 صادره از شعبه 1141 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه ردیف اول به اتهام مشارکت در سرقت با آقای الف. به تحمل یک سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی و تحمل 74 ضربه شلاق و رد مال محکوم شده است و هر دو تجدیدنظرخواه به موضوع رد مال اعتراض دارند؛ نظر به این که تجدیدنظرخواهان در این مرحله از رسیدگی دلیل خاص و جهات موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید ارایه ننموده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی و مبانی استدلال و استنباط با قانون ایراد و اشکالی وارد نیست لذا ازآنجاکه صدور حکم بر استرداد اموال به عنوان یک امر حقوقی و دعوای خصوصی ناشی از جرم به تبع امر کیفری بدون جری تشریفات آیین دادرسی مدنی به نحو استثناء صرفا در اتهام سرقت توسط قانون گذار تجویز گردیده نه در اتهام تحصیل مال مسروقه فلذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می گرداند. رای صادره قطعی است.
شعبه 5 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رییس و مستشار
صادق علی طهماسبی - مرتضی کیاستی

قاضی:
احمدی , طهماسبی , کیاستی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 656 ـ شکستن هریک از استخوان های ترقوه در صورتی که بدون عیب درمان شود موجب چهار درصد دیه کامل و در صورتی که درمان نشود و یا با عیب درمان شود موجب نصف دیه کامل است.

مشاهده ماده 656 قانون مجازات اسلامی

ماده 662 ـ قطع و از بین بردن اندام تناسلی مرد تا ختنه گاه و یا بیشتر از آن موجب دیه کامل است و در کمتر از ختنه گاه به نسبت ختنه گاه محاسبه و به همان نسبت دیه پرداخت می شود. تبصره 1 ـ در این حکم تفاوتی بین اندام کودک جوان پیر عقیم و شخصی که دارای بیضه سالم یا معیوب یا فاقد بیضه است وجود ندارد. تبصره 2 ـ هرگاه با یک ضربه تا ختنه گاه از بین برود و سپس مرتکب یا شخص دیگری باقیمانده یا قسمتی دیگر از اندام تناسلی را از بین ببرد نسبت به ختنه گاه دیه کامل و در مقدار بیشتر ارش ثابت است. تبصره 3 ـ هرگاه قسمتی از ختنه گاه را شخصی و قسمت دیگر از ختنه گاه را شخص دیگری قطع کند هر یک به نسبت مساحتی که از ختنه گاه قطع کرده اند ضامن می باشند و چنانچه شخصی قسمتی از ختنه گاه را قطع کند و دیگری باقیمانده ختنه گاه را به انضمام تمام یا قسمتی از اندام تناسلی قطع کند نسبت به جنایت اول دیه به مقدار مساحت قطع شده از ختنه گاه و نسبت به جنایت دوم بقیه دیه و ارش مقدار زائد قطع شده از اندام تناسلی ثابت است.

مشاهده ماده 662 قانون مجازات اسلامی

ماده 667 ـ قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای ملحق به مرد موجب دیه کامل است. قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای مشکل یا ملحق به زن موجب ارش است.  

مشاهده ماده 667 قانون مجازات اسلامی

ماده 40 ـ در جرایم موجب تعزیر درجه شش تا هشت دادگاه می تواند پس از احراز مجرمیت متهم با ملاحظه وضعیت فردی خانوادگی و اجتماعی و سوابق و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است در صورت وجود شرایط زیر صدور حکم را به مدت شش ماه تا دو سال به تعویق اندازد: الف ـ وجود جهات تخفیف ب ـ پیشبینی اصلاح مرتکب پ ـ جبران ضرر و زیان یا برقراری ترتیبات جبران ت ـ فقدان سابقه کیفری موثر تبصره ـ محکومیت موثر محکومیتی است که محکوم را به تبع اجرای حکم براساس ماده (25) این قانون از حقوق اجتماعی محروم می کند.

مشاهده ماده 40 قانون مجازات اسلامی

ماده 46 ـ در جرایم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یکسوم مجازات می تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می تواند پس از تحمل یکسوم مجازات در صورت دارا بودن شرایط قانونی از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.

مشاهده ماده 46 قانون مجازات اسلامی

ماده 49 ـ قرار تعلیق اجرای مجازات به وسیله دادگاه ضمن حکم محکومیت یا پس از صدور آن صادر می گردد. کسی که اجرای حکم مجازات وی به طورکلی معلق شده است اگر در بازداشت باشد فوری آزاد می گردد.

مشاهده ماده 49 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM