خانم الف.ط. فرزند ف. با وکالت آقایان م.م. و ع.ب. و به طرفیت آقای ح.ع. فرزند ع. دعوایی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به استناد بند ب از شروط ضمن عقد ازدواج تقدیم کرده و توضیح داده اند موکله به موجب
سند رسمی به شماره ترتیب 7050 مورخ 2/7/1366 دفتر ثبت ازدواج شماره 365 حوزه ثبت تهران به عقد ازدواج دایمی خوانده در آمده است. خوانده به علت مشکلات شخصی در تمام طول زندگی مشترک سوء رفتار و سوء معاشرت مستمر با موکل داشته به طوری که ادامه زندگی مشترک را برای او غیرممکن کرده است. خوانده مرتکب ایراد
ضرب و جرح عمدی موکله شده که به موجب دادنامه شماره 118ـ14/2/1388 شعبه 1072 دادگاه عمومی تهران به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده که رای قطعی شده است. مجددا خوانده موکل را مورد
ضرب و جرح شدید قرار داده که به موجب دادنامه 525ـ16/8/1388 شعبه 1052 دادگاه عمومی جزایی تهران به پرداخت دیه در حق موکل و جزای نقدی محکوم شده که رای مذکور به موجب دادنامه شماره 1453ـ12/10/88 شعبه 46 دادگاه تجدیدنظر تهران تایید و قطعی شده است. خوانده به علت
ورشکستگی اقتصادی اعلام نموده توانایی پرداخت هزینه زندگی ( نفقه) موکل را ندارد تا حدی که درخواست اعسار از پرداخت دیه به میزان 14 میلیون ریال را نموده است و به لحاظ اینکه فاقد مسکن مستقل است در منزل مادرش زندگی می کند و به علت ناتوانی خوانده از اداره زندگی مشترک سال هاست موکل به اتفاق فرزندانش جدا از خوانده زندگی می کنند و هیچ اهتمامی نسبت به زندگی ایشان ندارد.. . با توجه به بند 2 از قسمت ب خوانده محترم با سوء رفتار و سوء معاشرت به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نموده لذا موکل با استفاده از شرط ضمن عقد فوق و با بذل صدهزار تومان از
مهریه درخواست
طلاق نوع خلع را دارد گواهان موکل به اسامی.. . اعلام می شود... . شعبه 255 دادگاه عمومی حقوقی تهران با تعیین وقت رسیدگی و با توافق وکلای زوجین به منظور مذاکره جهت حل و فصل دعوی جلسه رسیدگی را تجدید نموده و در جلسه 19/4/1391 وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست می باشد. خوانده اظهار نموده حاضر به
طلاق نیستم قبلا درخواست
طلاق وی مطرح و در دیوان عالی کشور رد شده است. زوجه مدت سه سال است که متواری است و از فرزندان مشترک بی اطلاع هستم و فرزندان را با خود برده است. وکیل خواهان اظهار داشته موکل حاضر است که مهر خود را در قبال
طلاق به زوج بذل کند و در مورد
نفقه معوقه و اجرت المثل و جهازیه ادعایی ندارد و فرزندان مشترک از مدار
حضانت خارج شده اند. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر کرده است و با تعیین وقت رسیدگی به وکیل خواهان اخطار کرده گواهان را در وقت مقرر حاضر نماید. دادگاه در وقت مقرر با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل شده و دادگاه از سه نفر گواهان تعرفه شده از سوی زوجه تحقیق کرده است و پس از استماع اظهارات وکلای زوجین زوجه را جهت آزمایش بارداری به پزشکی قانونی معرفی نموده که نتیجه تست بارداری منفی اعلام شده است؛ سپس از طرف زوجه و بنا به درخواست او داور برای وی تعیین کرده است داور تعیین شده برای زوجه به شرح صفحه 60 پرونده و داور زوج به شرح صفحه 46 پرونده نظریه خود را اعلام کرده اند. شعبه 255 دادگاه خانواده تهران به موجب رای شماره 846ـ28/5/1391 در خصوص دعوی خواهان به شرح فوق با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه نظریه داوران و عدم توفیق در رفع اختلاف دعوی خواهان را مقرون به صحت دانسته و گواهی عدم امکان سازش زوجین را جهت اجرای صیغه
طلاق خلع (با توجه به بذل کل مهر و اینکه در مورد جهازیه و
نفقه معوقه و
اجرت المثل ایام زوجیت و سایر حقوق مالی زوجه ادعایی ندارد) با رعایت مقررات شرعی و قانونی در یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق صادر و اعلام نموده مدت اعتبار گواهی سه ماه از تاریخ ابلاغ رای می باشد. آقای ح.ع. با وکالت آقای ص.الف. نسبت به دادنامه یاد شده تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ وکیل تجدیدنظرخوانده شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در وقت فوق العاده تشکیل و به موجب رای شماره 1552ـ24/8/1391 تجدیدنظرخواهی را وارد و رای دادگاه را مخدوش و مغایر با موازین شرعی و قانونی دانسته است با این استدلال که 1 ـ دعوی زوجه به خواسته
طلاق به لحاظ عسر و حرج ناشی از سوء رفتار زوج سابقا مطرح و محکوم به بطلان اعلام شده است به همین علت خواهان در دادخواست خود قید کرده خواسته اش حکم
طلاق به لحاظ عسر و حرج نیست بلکه اجازه صیغه
طلاق و ثبت آن را به استناد ماده 1119
قانون مدنی نموده است. با وصف مذکور در صدور گواهی عدم امکان سازش به ماده 1129 و 1130
قانون مدنی استناد شده است که خارج از خواسته خواهان و خلاف قانون و مندرجات پرونده است زیرا علاوه بر اینکه زوجه و وکیل وی در این پرونده مدعی ترک
نفقه موضوع ماده 1129 و عسر و حرج موضوع ماده 1130
قانون مدنی نشده اند دلیلی بر انطباق دعوا با مواد مذکور اقامه نشده است 2 ـ هرگاه دادگاه تخلف زوج از شرط ضمن عقد را محرز بداند نباید به گواهی عدم امکان سازش اکتفا نماید بلکه باید با استناد به شرط مذکور به زوجه اجازه دهد با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق و انتخاب نوع
طلاق به وکالت از طرف زوج با حق توکیل غیر نسبت به قبول بذل و اجرای صیغه
طلاق و ثبت آن اقدام نماید در رای تجدیدنظرخواسته از این امر غفلت شده است 3 ـ با اینکه وکیل زوجه در دادخواست بدوی و جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی به صراحت و اصرار اعلام کرده که خواسته موکله اش
طلاق به استناد ماده 1119
قانون مدنی ناظر به شرط ضمن عقد مندرج در عقدنامه می باشد [و] مشخص نکرده که زوج از کدام یک از بندهای 12 گانه شرط مذکور تخلف کرده است ولی با توجه به مجموع اظهارات او منظور او ظاهرا بند 2 شرط ب می باشد یعنی سوء رفتار مستمر زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نموده باشد؛ اگر منظور این باشد ادعا بلادلیل بوده با اشکال مواجه است زیرا این امر مطابق بند 4 تبصره الحاقی به ماده 1130
قانون مدنی یکی از موجبات عسر و حرج است و حال آنکه عسر و حرج ناشی از سوء رفتار زوج در رای سابق الصدور رد شده است در واقع سوء رفتار مستمر زوج به اثبات نرسیده است 4 ـ قراین و شواهدی که بشود از آن تخلف زوج از شرط ب مندرج در عقدنامه از جمله بند 2 شرط مذکور را احراز نمود در پرونده وجود ندارد لذا دادگاه با استدلال فوق رای تجدیدنظرخواسته را نقض و حکم به بطلان دعوا صادر کرده است. خانم الف.ط. با وکالت آقای م.م. نسبت به دادنامه یاد شده فرجام خواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ وکیل فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است لایحه اعتراضییه به هنگام شور قرایت می شود.