رای قضایی شماره 9309970907900309

رای قضایی شماره 9309970907900309

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907900309


شماره دادنامه قطعی:
9309970907900309

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/18

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
رابطه نحله و اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی

پیام رای:
نحله اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی در عرض هم بوده و مستقل از یکدیگر هستند و در هنگام درخواست طلاق توسط مرد دادگاه باید تکلیف همه این موارد را در رای مشخص کند.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم م.ف. به وکالت از آقای س.س. دادخواستی به طرفیت خانم الف. ج. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگستری تهران نموده که در تاریخ 1392/12/7 به شعبه 234 دادگاه خانواده ارجاع شده است. وکیل خواهان در دادخواست خود اظهار داشته: «طبق سند نکاحیه مورخ 1372/6/14 خوانده همسر شرعی و دایمی موکل می باشد که ثمره این ازدواج یک فرزند پسر به نام ک. متولد 1375/8/3 می باشد. حال توجها به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان ادامه زندگی مشترک به استناد ماده 1133 قانون مدنی تقاضای صدور حکم طلاق دارد. جلسه دادگاه در تاریخ 1392/12/21 تشکیل شده است. وکیل زوج و شخص زوجه حضور داشته اند. وکیل خواهان (زوج) اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است. زوجین حدود بیست سال است که به عقد رسمی و شرعی یکدیگر درآمده و دارای یک فرزند مشترک می باشند. اختلافاتی بین زوجین پیش آمده و زوجه مهریه خود را به موقع اجراء گذاشته است. علی هذا امکان زندگی مشترک برای موکل وجود نداشته و متقاضی طلاق زوجه است.» خوانده پاسخ داده: «من با طلاق مخالفم. مطالبه مهریه نموده ام که از طریق ثبت به اجراء گذاشته ام و از طریق دادگاه خانواده نیز جهت باقیمانده آن اقدام نموده ام. حدود دو سال است که اختلافات شدید شده است و همسرم اصرار دارد که به صورت توافقی طلاق بگیرم. اما من طلاق نمی خواهم و می خواهم زندگی کنم به خاطر فرزندم.» (ص 10) زوجین جهت صلح و سازش به واحد مشاوره معرفی شده اند و واحد مذکور پاسخ داده: سازش حاصل نشد و زوجین خواستار پیگیری پرونده هستند. (ص 16) قرار ارجاع امر به داوری صادر شده است. داور زوجه اعلام داشته طی دو جلسه جداگانه سعی در رفع اختلاف نمودم که نتیجه ای حاصل نگردید و زوج اصرار به طلاق دارد. (ص 21) داور زوج نیز اعلام داشته زوج اصرار به طلاق دارد و با توجه به اختلافات عمیق به نظر اینجانب ادامه زندگی مشترک میسر نمی باشد. (ص 24) آقای ح.چ. وکالت خانم الف. ج. را عهده دار شده است. جلسه دادگاه در تاریخ 1393/3/4 جهت تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه تشکیل شده است. وکیل زوج و شخص زوجه همراه وکیل خود حضور داشته اند. وکیل زوج اظهار داشته زوجه از طریق اداره ثبت نسبت به یکصد و چهل عدد سکه از مهریه اقدام نموده و تعداد یکصد و ده عدد دیگر آن از طریق شعبه 250 دادگاه خانواده مطالبه نموده است و موکل نسبت به مهریه ممنوع الخروج نیز شده است. جهیزیه به زوجه مسترد خواهد شد. البته آنچه از جهیزیه باقی مانده باشد. در خصوص نفقه معوقه درخواست زوجه مردود اعلام شده است و زوجین تاکنون با یکدیگر زندگی می نمایند. اجرت المثل مطابق نظریه کارشناس و تصمیم دادگاه اقدام خواهد شد. فرزند مشترک آنان از سن حضانت خارج می باشد (پسر 17 ساله می باشد) وکیل زوجه پاسخ داده: «اولا : موکل راضی به طلاق نمی باشد. بیش از بیست سال از عمر و جوانی خود را در مسیر رفاه زندگی صرف نموده است. با توجه به اعطاء حق قانونی طلاق به زوج موکل تابع قانون بوده و خواستار حقوق مالی خود ازجمله اجرت المثل - نحله و نیمی از دارایی و نفقه معوقه از 1392/9/1 تاکنون که با توجه به درخواست های مکرر زوجه نهایتا دریافت شده است. همچنین تقاضای تعیین تکلیف مهریه علیرغم اقدام قانونی از سوی زوجه را دارد. در مورد تنصیف دارایی منزل مشترک از سوی زوج در تاریخ 1391/12/28 به مادرش منتقل گردیده است که موکل پیگیر قضایی پرونده از طریق محاکم کیفری می باشد و اخیرا کلیه حساب های مالی خود را خالی و مبادرت به افتتاح حساب مشترک با مادر خود نموده است.» وکیل زوج جواب داده: «در حال حاضر زوج هیچ گونه مالی که به نام خودش باشد ندارد و حسب قانون اگر زوج هنگام طلاق اموالی داشته باشد تا نصف دارایی به زوجه تعلق می گیرد. لازم به یادآوری است زوجه در خصوص مهریه کلیه اموال زوج را معرفی و تا آنجا که اموالی موجود بوده است توقیف شده و بر آن اساس مهریه تقسیط شده است و چون مطالبه مهریه بعد از طرح شکایت کیفری بوده است و مهریه تقسیط شده است اگر چنین مطلبی وجود داشت مطرح می شد و در زمان انتقال ملک از سوی زوج دادخواست مهریه مطرح نبوده است تا موجبات فرار از دین مطرح شود. مهریه در اواخر آذر سال 92 مورد مطالبه قرار گرفته که هنوز حکم آن قطعی نشده است و شکایت کیفری در سال 93 مطرح گردیده است و انتقال ما در 1391/12/28 بوده است.» (ص 30) قرار ارجاع امر به کارشناس جهت تعیین اجرت المثل زوجه صادر و کارشناس تعیین شده است. کارشناس منتخب مبلغ اجرت المثل را 14/000/000 تومان معادل یکصد و چهل میلیون ریال اعلام داشته است. (ص 34) وکیل زوج به نظریه کارشناس اعتراض کرده است و زوجه نیز به این نظریه معترض شده است. شعبه 234 دادگاه خانواده تهران حسب دادنامه شماره 00539 مورخ 1393/4/16 مستندا به مواد 1133 قانون مدنی و 29 قانون حمایت خانواده مبادرت به صدور گواهی عدم سازش نموده و در مورد حقوق مالی زوجه اعلام داشته: «مهریه زوجه از طریق ثبت به تعداد یکصد و چهل عدد سکه اقدام و تعداد یکصد و ده عدد دیگر آن از طریق شعبه 250 خانواده مورد مطالبه قرار گرفته است و جهیزیه باقیمانده به زوج مسترد خواهد شد و نفقه ایام گذشته منتفی اعلام می گردد و اجرت المثل زوجه مطابق کارشناسی به عمل آمده که مصون از اعتراض موثر باقی مانده است. مبلغ چهارده میلیون تومان تعیین می گردد و فرزند مشترک زوجین از سن حضانت خارج بوده و تعیین ادامه زندگی با هریک از زوجین به عهده وی می باشد.» (ص 40) وکیل زوجه نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی کرده است. نامبرده در لایحه منضم به دادخواست تجدیدنظرخواهی اعلام داشته: «اجرت المثل 20 سال زندگی مشترک بسیار بیشتر از مبلغ تعیین شده 14 میلیون تومان می باشد و نفقه ایام عده مسکوت مانده و علیرغم اینکه موکل مستحق دریافت نحله است دادگاه تصمیمی در این مورد اتخاذ نکرده است و طبق شروط ضمن عقد تقاضای تنصیف دارایی شده ولی دادگاه اتخاذ تصمیم نکرده است. لذا تقاضای نقض رای را دارد.» (ص 44) وکیل زوج پاسخ داده: «همان طور که در نظریه کارشناس اعلام شده زوج مبلغ شش میلیون تومان بابت اجرت المثل پرداخته. لذا تقاضا دارد از میزان اجرت المثل تعیین شده کسر گردد و در مورد نفقه نیز چون زوجه در منزل مشترک مستقر است موجبی برای تعیین نفقه نیست و در مورد نحله نیز معروض می دارد که طبق بند 8 ماده 58 قانون حمایت خانواده نحله زمانی پرداخت می شود که اجرت المثل تعلق نگیرد و درمورد تنصیف دارایی اعـلام می دارد که زوجه در رابطه با مطالبه مهریه دارایی زوج را توقیف نموده و به علت اعسار زوج مهریه نیز تقسیط شده است. لذا تقاضای استواری دادنامه بدوی را دارد.» (ص 62) زوجه در جلسه مورخ 1392/6/25 دادگاه تجدیدنظر اظهار داشته: «اعتراض من این است که نحله تعیین نشده است. تعیین اجرت المثل به هیات کارشناسی ارجاع نشده است. نفقه ایام عده تعیین نگردیده است. نصف دارایی که باید به اینجانب تعلق گیرد. نفقه معوقه که نپرداخته است.» درمورد اموال زوج از زوجه توضیح خواسته شده است. پاسخ داده: «همسرم شاگرد سوپرمارکت است که متعلق به پدرش و شریک پدرش می باشد و بقول خودش بالای سه میلیون در ماه درآمد دارد و همسرم منزل 70 متری (آپارتمان) را که 17 - 16 سال قبل خریده یکسال قبل به نام مادرش منتقل کرده است. یک دستگاه اتومبیل پراید مدل 81 یا 82 دارد. یک دستگاه موتور سیکلت دارد که حدود بیش از سه میلیون تومان می ارزد. یک حساب بانکی پ. ثابت دارد و یک حساب دیگر در بانک پ. دارد که پرینت حساب بانک های م. و الف. و پ. و پ. را ارایه می دهم. (ص 126) تصویر استشهادیه ای ضمیمه پرونده شده مبنی بر اینکه زوج که قصد طلاق همسرش را دارد در صدد نقل وانتقال املاک و حساب هایش برآمده من جمله ملک خیابان شریعتی را در تاریخ 1391/12/28 به مادرش منتقل کرده است. (ص 118) همچنین تصویر حساب های بانکی ازجمله حساب مشترک زوج با مادرش و سند انتقال آپارتمان به خانم ر.پ. ضمیمه پرونده گردیده است. هیات کارشناسی برای تعیین نفقه و اجرت المثل معین شده است و هیات مذکور اجرت المثل را مبلغ پانزده میلیون و هشتصد هزار تومان و نفقه ایام عده را یک میلیون و ششصد هزار تومان تعیین کرده است. (ص 131) شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به موجب دادنامه شماره 01023 مورخ 1393/7/22 ضمن تایید رای نخستین اجرت المثل را مبلغ 158/000/000 ریال و نفقه ایام عده را 16/000/000 تعیین نموده است و در مورد تنصیف دارایی تصریح شده است: «...صرف نظر از عدم معرفی مال قابل تنصیف و نیز اینکه با تعیین اجرت المثل تنصیف وجاهت قانونی ندارد اعتراض را مردود اعلام می نماید. ص 132» این رای در تاریخ 1393/8/5 به وکیل زوجه ابلاغ شده است (ص 132) و خانم الف. ج. در تاریخ 1393/8/17 نسبت به آن فرجام خواهی کرده است. (ص 137) فرجام خواه در لایحه منضم به دادخواست فرجامی اعلام داشته: «شوهرم بدون هیچ دلیلی قصد طلاق بنده را دارد و طبق شروط ضمن عقد موظف است تا نصف دارایی را به اینجانب بپردازد و چون زمان شروع زندگی هیچ ثروتی نداشت در تمام طول سال ها زندگی بنده با سختی و کوشش فراوان برای زندگی زحمت کشیدم و جوانی خود را به پای ایشان و فرزندم گذاشتم و خانه دار شدیم و پدر ایشان یک سوپر مارکت خریداری نمودیم. حال که قصد طلاق دارد تمام اموال حتی حساب های بانکی را بنام مادرش نموده با این روش که 99% حساب بنام مادرش و 1% خودش می باشد. روز قیامت حقم را خواهم گرفت. در حالیکه قبلا خودش حاضر بود در قبال طلاق توافقی صد میلیون تومان بدهد اما من نپذیرفتم. تقاضای احقاق حق دارم.» وکیل زوج پاسخ فرجام خواهی زوجه را داده است که بعضا تکرار مطالب قبلی است و این لایحه زمان شور قرایت خواهد شد. فرجام خواهی زوجه به شعبه 19 دیوان کشور ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای یاوری عضو ممیز و اوراق پرونده اجمالا مبنی بر فرجام خواهی خانم الف. ج. نسبت به دادنامه 4501023 - 1393/7/22 صادره از شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی خانم الف. ج. نسبت به دادنامه 9309970224501023 مورخ 1393/7/22 صادره از شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد است. زیرا اجرت المثل و تنصیف دارایی و نحله مقوله های مستقل از یکدیگر هستند. اجرت المثل حق الزحمه کارهایی است که زوجه خارج از وظایف خود که شرعا به عهده وی نبوده و تبرعا انجام نداده و عرفا برای آن کار حق الزحمه باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود به طریق مقتضی محاسبه و به استناد تبصره الحاقی 1385/5/9 به ماده 336 قانون مدنی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام به پرداخت آن به زوجه حکم می نماید. تنصیف دارایی زمانی است که زوج پس از عقد و در طول زندگی مشترک مال تحصیل می نماید و به هنگام طلاق زوجه با عنایت به تحقق شروط ضمن العقد نصف دارایی خود را به زوجه تسلیم می دارد. نحله پاداشی است که زوج هنگام طلاق و جدایی شرعا به زوجه تادیه می نماید. همه این موارد در عرض یکدیگرند و قانون گذار تعیین اجرت المثل را در ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 مقرر داشته است و نحله نیز به مستفاد از بند 8 ماده 58 همان قانون تعیین تکلیف شده و تنصیف دارایی نیز در تحقق شروط ضمن العقد محقق می شود. بنا به مراتب استنباط دادگاه از تنصیف دارایی و اجرت المثل فاقد وجاهت قانونی است و اظهارنظر در مورد نحله نیز مغفول عنه واقع شده لذا نظر به مراتب دادنامه 70224501023 - 1393/7/22 صادره از شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نقض و به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده رای منقوض محول می گردد.
مستشاران شعبه 19 دیوان عالی کشور
کریمی صحنه سرایی - یاوری

قاضی:
حسین یاوری , عبدالرضا کریمی صحنه سرائی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 336 - هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل باشد عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این که معلوم شود که قصد تبرع داشته است. تبصره ـ چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرت المثل باشد به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود دادگاه اجرت المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می نماید. (الحاقی بموجب قانون الحاق یک تبصره به ماده 336 قانون مدنی مصوب 24/11/1385(

مشاهده ماده 336 قانون مدنی

ماده 58 ـ از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون قوانین زیر نسخ می گردد: 1ـ قانون راجع به ازدواج مصوب 23/5/1310 2ـ قانون راجع به انکار زوجیت مصوب 20/2/1311 3ـ قانون اصلاح مواد (1) و (3) قانون ازدواج مصوب 29/2/1316 4ـ قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج مصوب 13/9/1317 5 ـ قانون اعطاء حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها مصوب 6/5/1364 6 ـ قانون مربوط به حق حضانت مصوب 22/4/1365 7ـ قانون الزام تزریق واکسن ضد کزاز برای بانوان قبل از ازدواج مصوب 23/1/1367 8 ـ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 21/12/1371 به جز بند (ب) تبصره (6) آن و نیز قانون تفسیر تبصره های «3» و «6» قانون مذکور مصوب 3/6/1373 9ـ مواد (642) (645) و (646) قانون مجازات اسلامی مصوب 2/3/1375 10ـ قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل بیست و یکم (21) قانون اساسی مصوب 8/5/1376 11ـ قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش مصوب 11/8/1376

مشاهده ماده 58 قانون حمایت از خانواده

ماده 29ـ دادگاه ضمن رای خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج تکلیف جهیزیه مهریه و نفقه زوجه اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (336) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل ترتیب زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تادیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می شود. در هرحال هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

مشاهده ماده 29 قانون حمایت از خانواده

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM