تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای ح.الف. به وکالت از تجدیدنظرخواهان ها آقایان و خانم 1 ـ د.ع. و... به طرفیت تجدیدنظرخوانده خانم ف.ج. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00625 مورخ 8/8/91 شعبه 107 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور الف) دقیقا با این عبارت «دعوی اصلی به تحویل مورد معامله»; موضوع
قرارداد عادی استنادی و با احتساب خسارات دادرسی و کلا له و در حق ظاهرا خواهان دعوی اصلی بدوی خانم ف.ج. ب) صدور حکم به رد دعوی بدوی طاری ( تقابل ) تجدیدنظرخواهان ها به خواسته مطالبه مبلغ 000/800/647 ریال بابت باقی مانده مبلغ ثمن مورد معامله موضوع
قرارداد یاد شده و با احتساب کلیه خسارات دادرسی اشعار داشته مالا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا اولا ـ مطابق رویه قاطع قضایی و نیز دکترین موثر حقوقی دعوی تحویل مبیع به نوعی مستلزم رفع ید و
خلع ید مالک یا مالکین مربوطه نسبت به موضوع خواسته بوده و در هر حال دایرمدار
خلع ید مالکین ذی ربط می باشد که مطابق
رای وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83
هیات عمومی دیوان عالی کشور دعوی خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر مالکیت خواهد بود و مستلزم ارایه دلیل قانونی مبنی بر مالکیت رسمی بوده فلذا با اینکه دعوی تحویل مبیع در معیت دعوی الزام به تنظیم
سند رسمی انتقال قابلیت استماع داشته و با قبول و پذیرش بخش اخیر خواسته (الزام به تنظیم
سند رسمی انتقال) امکان اجابت بخش نخست آن (تحویل مبیع) ممکن و میسر بوده و یا اینکه مستلزم ارایه دلیل مالکیت رسمی و قانونی از جمله ارایه سند مالکیت رسمی یا رای قطعی راجع به انتقال سند مالکیت رسمی بوده که در مانحن فیه هیچ یک از مراتب یاد شده از سوی خواهان بدوی دعوی اصلی تقدیم و ارایه نشده و مرجع رسیدگی نخستین نیز بدون توجه به مراتب این بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته را اصدار داشته که مطابق موازین و مقررات قانونی نمی باشد بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر و صرفا در محدوده خواسته دعوی بدوی که از ابتدای طرح و اقامه آن فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استمـاع بـوده و نیـز با توجه به ابـلاغ قانـونـی تجدیـدنظـرخـواهی مطـروحـه به تجدیدنظرخوانده و عدم ارایه هرگونه پاسخی نسبت به دعوی مرقوم و بلادفاع قرار دادن آن و عدم ابراز هرگونه دفاعی نسبت به دعوی و مصون باقی ماندن آن از هرگونه دفاع تعرض و خدشه و با عنایت به آنکه مرجع محترم رسیدگی نخستین مطابق نسخه های تایپ شده رای مرقوم بخش اول دادنامه تجدیدنظرخواسته را به نحوی مقرر و انشاء داشته که مبین حکم ماهیتی ایجابی مبنی بر محکومیت خواندگان بدوی دعوی اصلی نمی باشد و نقیصه یاد شده ظاهرا در مرحله تایپ نسخه اصلی رای مرقوم حاصل شده و الا در نسخه اصلی «حکم بر محکومیت خواندگان دعوای اصلی بدوی»; به تحویل مبیع صادر شده که در هر حال نسخه اصلی رای مناط اعتبار و ملاک عمل بوده و از طرفی به سطر دوم برگ سوم لایحه تقدیمی از سوی خانم چ.ع. مندرج در صفحه 101 پرونده راجع به افزایش خواسته پیرامون اجرت المثل مطالبه شده توجهی به عمل نیامده که صرف نظر از آنها دادگاه به انگیزه آنکه دعوی بدوی اصلی از ابتدا فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استماع بوده زیرا خواهان مربوطه نه تنها دلیلی بر مالکیت رسمی و قانونی خواسته و نسبت به هیچ ادعایی تقدیم و ارایه نداشته و از طرفی درخواستی پیرامون الزام به تنظیم
سند رسمی انتقال مبیع ادعایی را نیز مطرح لهذا با قبول و پذیرش این بخش از تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 3 و بندهای 7 و 8 ذیل 84 و 89 قانون پیش گفته و نیز ماده 22 قانون ثبت
اسناد و املاک و اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق و مفهوم
رای وحدت رویه 672 مورخ 1/10/83
هیات عمومی دیوان عالی کشور ضمن نقض بخش نخست دادنامه تجدیدنظرخواسته و راجع به محکومیت تجدیدنظرخواهان ها (به عنوان برخی از خواندگان بدوی دعوی اصلی) و صرفا نسبت به تجدیدنظرخواهان های یاد شده در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی بدوی اصلی خواهان مربوطه خانم ف.ج. و صرفا به طرفیت برخی خواندگان ذی ربط و فقط مشتمل بر تجدیدنظرخواهان ها را صادر و اعلام می دارد و پیرامون بخش دیگر تجدیدنظرخواهی معنونه و راجع به بخش دیگر از دادنامه تجدیدنظرخواسته و دایر به صدور حکم به رد دعوی تقابل صدرالذکر تجدیدنظرخواهان های یاد شده از آنجا که مطابق رویه قاطع قضایی در سطح مراجع عالی قضایی و نیز دکترین موثر حقوقی و نیز نظریه شماره 1441/7 مورخ 29/4/1377 اداره کل حقوقی و تدوین قوانیـن قوه قضاییه اصولا صدور حکم به رد دعوی معنی ندارد زیرا رد دعوی از شوون رای شکلی و غیرماهوی (قرار) بوده و از شوون رای ماهوی (حکم) محسوب نمی گردد بنابرایــن چنانچه پس از رسیــدگی ماهوی دعوی طاری (تقابل) یاد شده غیرموجه تشخیص می گردیده قاعدتا باید حکم بر بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن صادر و اعلام می گردیده که در مانحن فیه مرعی واقع نشده و از طرفی با توجه به آنکه اصولا و علی القاعده با منتفی گردیدن دعوی اصلی نیز دعوی طاری و به تبع آن زایل و کان لم یکن و سالبه به انتفاء موضوع می گردد لذا دادگاه این بخش از تجدیدنظرخواهی مطروحه را صرفا و از حیث عمومی و کلی مورد قبول و پذیرش قرار داده و مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 و 3 و بندهای 7 و 8 ذیل ماده 84 و مواد 89 و بخش اخیر ماده 143 قانون پیش گفته ضمن نقض بخش اخیر دادنامه تجدیدنظرخواسته (حکم به رد دعوی طاری ـ تقابل ـ بدوی) در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی بدوی طاری (تقابل) خواهان های مربوطه که عینا شامل تجدیدنظرخواهان های صدرالذکر می باشد را صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه قطعی است.
مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
طاهری ـ موحدی