رای قضایی شماره 9209970906800916

رای قضایی شماره 9209970906800916

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970906800916


شماره دادنامه قطعی:
9209970906800916

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/06/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
طرح همزمان دعوای طلاق و اعسار از پرداخت مهریه از سوی زوج

پیام رای:
در فرض طرح همزمان دعوای اعسار از پرداخت مهریه و طلاق از سوی زوج بدون اینکه زوجه مستقلا مهریه را مطالبه کرده باشد دعوای اعسار مقبولیت قانونی نداشته و قابلیت استماع ندارد.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای م.ش. در تاریخ 9/11/90 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ف.الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم نموده که شعبه ششم دادگاه عمومی آبادان تحت پرونده شماره 1164/90 عهده دار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 23763 مورخ 23/9/88 دفتر ازدواج شماره 75 حوزه ثبتی آبادان با صداقیه 1014 عدد سکه بهار آزادی و یک سفر حج عمره خوانده را به عقد دایمی و رسمی خود درآورده ام. حاصل این ازدواج یک فرزند پسر به نام م. چهار ساله می باشد زوجه در انجام وظایف و تکالیف زوجیت کوتاهی نموده و با هم تفاهم نداریم قادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و تقاضای صدور حکم طلاق دارم. دادگاه بدوا جهت تعیین نفقه زوجه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به کارشناس می نماید تصویری از دادنامه شماره 193 مورخ 20/2/88 شعبه دوم دادگاه عمومی آبادان که طی آن حکم طلاق به خواسته زوج صادر شده و تصویری از دادنامه شماره 1158 مورخ 28/9/90 همان شعبه موضوع محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه از تاریخ 15/8/89 ارایه می شود اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 2/12/90 با حضور زوج تشکیل می گردد در این جلسه دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود آقای ی.پ. از ناحیه زوجه اعلام وکالت می نماید. در گزارش داوران قید گردیده که زوجه راضی به طلاق نیست مهریه اش را به صورت نقدی می خواهد. در مورد نفقه حکم صادر شده و زوج حاضر است مبلغ محکوم به و همچنین اجرت المثل و نفقه ایام عده را طبق نظر کارشناس بپردازد زوجه جهیزیه اش را می خواهد. کارشناس منتخب در نظریه خود بابت اجرت المثل ایام زوجیت از تاریخ 22/9/88 تا 15/8/89 مبلغ 550 هزار تومان و نفقه ایام عده مبلغ 6 میلیون ریال و نفقه جاریه زوجه ماهانه 180 هزار تومان تعیین می نماید جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 10/12/91 با حضور خوانده و وکیل وی تشکیل می گردد. وکیل زوجه اظهار مـی دارد علی رغم میل باطنی زوجه در صـورت اصـرار زوج به طلاق باید کلیه حقوق مالی زوجه از قبیل مهریه و نفقه و اجرت المثل پرداخت شود. در مورد نظر کارشناس نیز اعتراض دارد زیرا دعوی تمکین به لحاظ عدم تمایل زوج به ادامه زندگی مشترک رد شده است و نفقه باید مجددا ارزیابی شود هیات سه نفره کارشناس مجموع نفقه و اجرت المثل زوجه را مبلغ 000/080/37 ریال تعیین می نماید. در جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 7/6/91 با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل می گردد خواهان اظهار می دارد چنانچه زوجه حق ملاقات با فرزندم را سلب نکند و اجازه ملاقات داشته باشم حاضرم طلاق توافقی صورت گیرد جهت اثبات ادعای اعسار شهود خود را حاضر نموده ام وکیل زوجه اظهار می دارد زوج شاغل در شرکت پ.الف. می باشد که حقوق ایشان معلوم است دارای اتومبیل 206 صندوق دار است. ملایت نسبی دارد. طبق رای وحدت رویه دعوی اعسار در زمانی که به عنوان دعوی متقابل به عنوان مدیون تقدیم می شود قابلیت بررسی و رسیدگی دارد نه در زمانی که شخص خواهان دعوی اصلی را طرح نماید زیرا هنوز حکمی مبنی بر محکومیت زوج صادر نشده تا بخواهیم نسبت به آن تقاضای اعسار بنماییم. در این جلسه شهادت چهار نفر از شهود زوج که اجمالا عدم توانایی پرداخت یکجای مهریه به میزان 1014 عدد سکه را گواهی نموده اند استماع می گردد. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و این که مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوج همـچنان اصـرار به طلاق دارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 44 مورخ 17/6/91 مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق گواهی عدم امکان سازش صادر و اعلام می دارد طرفین می توانند با مراجعه به دفاتر رسمی طلاق با شرایط ذیل نسبت به اجرا و ثبت صیغه طلاق اقدام نمایند. 1ـ اجرت المثل ایام زوجیت مبلغ 000/080/6 ریال می باشد 2ـ نفقه ایام عده و نفقه جاریه از تاریخ 25/3/91 تا زمان اجرای حکم ماهانه 200 هزار تومان می باشد 3ـ نفقه زوجه مبلغ 31 میلیون ریال مـی باشد 4ـ مهریه زوجه 1014 عدد سکه بهار آزادی و سفر حج عمره می باشد که با توجه به ادعای اعسار زوج و شهادت شهود و عدم تمکن مالی جهت پرداخت یکجای آن مقرر می دارد زوج هر ماه نیم سکه تا استهلاک کامل آن بپردازد حضانت فرزند مشترک با مـادر است نـوع طلاق رجعی است پس از ابـلاغ این رای به طرفین هر کدام می توانند مبادرت به تجدیدنظرخواهی می نمایند. زوج در لایحه تجدیدنظرخواهی خود به تعیین نیم سکه در هر ماه اعتراض و آن را خارج از توان خود می داند وکیل زوجه نیز در لایحه خود توضیح داده که پذیرش اعسار زوج از پرداخت یکجای مهریه بر خلاف قانون است شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان تجدیدنظرخواهی طرفین نسبت به دادنامه شماره 44 مورخ 17/6/90 شعبه ششم دادگاه عمومی آبادان را مورد بررسی قرار داده و توضیح داده که عمده اعتراض طرفین در خصوص اعسار است و دادگاه با توجه به محتویات پرونده اعتراض طرفین را اجمالا وارد دانسته و طـی دادنامه شماره 1628 مورخ 30/8/91 مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رای تجدیدنظر خواسته در خصوص اعسار را نقض و با توجه به ماده 6 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ضمن صدور حکم اعسار خواهان از پرداخت دفعی مهریه مقرر می دارد که زوج تعداد ده عدد از سکه ها را نقدا و مابقی را هر سه ماه یک عدد سکه تا استهلاک کامل آن پرداخت نماید. این دادنامه در تاریخ 13/9/91 به زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی خانم ف.الف. نسبت به دادنامه شماره 1628 مورخ 30/8/91 شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان که در مقام اصلاح و تایید دادنامه شماره 44 مورخ 17/6/91 شعبه ششم دادگاه عمومی آبادان اصدار گردیده و متضمن گواهی عدم امکان سازش به خواسته زوج فرجام خوانده است در قسمت مربوط به اعسار و تقسیط مهریه وارد و موجه به نظر می رسد زیرا هر چند بر اساس ماده 1133 قانون مدنی مرد می تواند هر وقت که بخواهد وفق مقررات همسرش را مطلقه سازد و مخالفت و عدم رضایت زوجه موثر در مقام نیست لیکن به موجب تبصره 3 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق زوج مکلف گردیده در این گونه موارد کلیه حقوق شرعی و قانونی زوجه از قبیل مهریه را قبل از اجرا و ثبت صیغه طلاق نقدا در حق وی تادیه نماید در این پرونده نظر به این که زوج فرجام خوانده خواستار طلاق همسرش گردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست وی صادر شده لذا مطابق تبصره فوق الذکر مکلف است کلیه حقوق شرعی و قانونی زوجه از جمله مـهریه ما فی القـباله را نقـدا به زوجه بپردازد. زوج ابتدایا و بدون مطالبه مهریه توسط زوجه و محکومیتش به پرداخت مهریه مدعی اعسار از پرداخت یکجای مهریه شده و درخواست تقسیط آن را نموده در حالی که مهریه زوجه طبق مفاد سند ازدواج عندالمطالبه بوده و زوج بدون مطالبه مهریه از ناحیه زوجه هیچ تکلیفی در پرداخت آن نداشته و علی القاعده در سررسید پرداخت مهریه و تحقق تکلیف قانونی زوج در پرداخت آن اعسار کلی یا نسبی مهریه زوجه قابلیت تحقق را داشته و زوج در آن حالت می توانست با ادعای اعسار نسبی خود تقسیط مهریه را خواستار گردد و در موردی که تکلیف زوج به پرداخت مهریه زوجه مبنی بر اقدام خود وی بوده بدون این که زوجه مستقلا این حقوق را مطالبه کرده باشد در چنین حالتی دعوی اعسار زوج مقبولیت قانونی نداشته و قابلیت توجه و ترتیب اثر ندارد بنابراین صدور حکم بر پرداخت قسطی مهریه در حالتی که زوج متقاضی طلاق بوده بر خلاف موازین قانونی بوده و مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض می شود و تجدید رسیدگی به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریم پور نطنزی

قاضی:
حسن عباسیان , عبدالعلی ناصح , کریمپور نطنزی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 6 ـ معسر کسی است که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین قادر به تادیه دیون خود نباشد. تبصره ـ عدم قابلیت دسترسی به مال در حکم نداشتن مال است. اثبات عدم قابلیت دسترسی به مال برعهده مدیون است.

مشاهده ماده 6 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM